گفتار پنجم – پیشینه تاریخی مصر و معرفی حقوق مصر[2]

از آنجا که موضع رساله تطبیق با حقوق مصر دارد، مناسب می باشد با تاریخ این کشور و اجمالی از حقوق آن آشنا شویم.

1- پیشینه تاریخی مصر : مصر کشوری در شمال شرقی قاره آفریقا و شبه جزیره سینا که در قاره آسیا قرار می گیرد، بخشی از قلمرو آن می باشد. این کشور بین آبراه سوئز و مدیترانه و درتقاطع سه قاره آفریقا، آسیا و اروپا واقع شده می باشد. واژه « مصر» ریشه ای سامی دار و به معنای « دو تنگه». واژه «مصر» معانی «تمدن»، «کلان شهر» و«مناطق مرزی» را نیز شامل می گردد. مصر در جنوب دریای مدیترانه و غرب دریای سرخ قرار دارد و از شرق با لیبی و از جنوب با سودان همسایه می باشد. این کشور، ازطریق شبه جزیره سینا مرز زمینی با فلسطین اشغالی و نوار غزه در فلسطین دارد . مساحت آن 449،001،1 کیلومتر مربع می باشد که 416،2 کیلومتر مربع آن را آبها تشکیل می دهد. بر اساس برآورد سال 2007 میلادی جمعیت مصر در حدود 80 میلیون نفر می باشد. مصر یکی از پرجمعیت ترین کشورهای آفریقایی و خاورمیانه می باشد و تقریبا تمام جمعیت آن، درکنار رود نیل زندگی می کنند. به بیانی دیگر نود و نه درصد از جمعیت مصر تنها در چهار درصد خاک این سرزمین ساکن هستند. سواحل رود نیل، منطقه ای می باشد که 40 هزار کیلومتر مربع این سرزمین اکثراً بیابانی را تشکیل می دهد. پیش از نود درصد جمعیت مصر را مسلمانان تشکیل می دهند و بقیه مردم مصر غالبا مسیحی و ارتدکس قبطی می باشند. مصر یکی از قدیمی ترین جوامع یهودی را دارا می باشد. غالب یهودیان مصر دراواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 از عثمانی و اروپا وارد مصر شدند. اما پس از بحران سال 1965 کانال سوئز و جنگ مصر و اسرائیل، تعداد زیادی از یهودیان توسط جمال عبدالناصرازمصراخراج شدند. مصرمیزبان تعدادی آواره نیز می باشد که جمعیت آن ها بین 500 هزار تا 3 میلیون نفر تخمین زده می گردد. مصر باستان، سرزمین فراعنه بود وآثارتاریخی برجسته ای زیرا اهرام سه گانه را از آن دوران به یادگار دارد. محل ظهور پیامبرانی مانند یوسف و موسی را در همان دوران و در سرزمین مصر دانسته اند. دولت قدیم مصر در سال 524 پیش از میلاد به دست ایرانیان سقوط نمود. این کشور در روزگار هخامنشی و همچنین در دوران ساسانی (درعهد خسروپرویز و به مدت ده سال) بخشی از شاهنشاهی ایران بود. حضور هخامنشیان در مصر به دوران کمبوجیه پسر کوروش باز می گردد. او در سال 525 پیش از میلاد در لشکرکشی به مصر توانست مقابل فرعون پسامتیخ سوم از دودمان بیست و ششم فراعنه مصر پیروز گردد و آن کشور را به یکی از ساتراپی های هخامنشی تبدیل کند. نیای آن چیز که امروزه «کانال سوئز» نام دارد، برای نخستین بار از سوی ایرانیان در مصر حفر و راه اندازی گردید. در سال 332 ق.م. اسکندر این سرزمین را تصرف نمود و شهری را به نام خود بنا نهاد که امروزه نیز «اسکندریه» خوانده می گردد و دودمان بطلمیوسیان که از جانشینان اسکندر بودند، برآن حکم فرمایی می کردند. در سال 30 پیش از میلاد رومیان با غلبه بر کلئوپاترا، آخرین ملکه بطلمیوسی مصر را ضمیمه قلمرو روم نمودند. درسال 641. م (19.ق) در زمان خلیفه دوم، عرب های مسلمان این کشور را فتح کردند. پس از آن مصر همواره از سرزمین های مهم برای حکومت اسلامی بود و تا سال 1517.م که دولت عثمانی بر مصر تسلط پیدا نمود در دست خلفای اموی و عباسی و فاطمی بود.

فاطمیون تشیع را علنی نمودند. تا آن که در اواسط قرن 6 هجری توسط ایوبیان منقرض شدند. ایوبیان با تشیع به شدت مخالفت کردند و روز عاشورا را عید اعلام کردند. طریقه عربی شدن زبان مصریان چندی به طول انجامید و کاربرد زبان عربی در این منطقه از سده نهم میلادی به این سو شدت گرفت. سیاست فرمانروایان عرب حاکم برمصر این بود که با وجود نا آشنا بودن مصر با زبان عربی از همان آغاز، تمامی نوشته های رسمی را به عربی صادر کردند.

درسال 1798.م ناپلئون به مصر لشکر کشید و با حیله و تزویر و معرفی خود به عنوان حامی اسلام درعین حال قتل عام مردم و روحانیون، قاهره را به تصرف خود در آورد. در سال 1805.م محمد علی پاشا از طرف دولت عثمانی، حاکم آنجا گردید و دودمان جدید مصر را تشکیل داد. برای مدت ها مصر تحت الحمایه بریتانیای کبیر بود. اما پس از جنگ جهانی اول، براثرفشارمردم استقلال مصر را اعلام نمود. مصردرسال 1945، به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. کشور مصر به 26 استان تقسیم می گردد و پایتخت آن شهر قاهره می باشد. در شرق و شمال شرقی این کشور شبه جزیره ای می باشد که « شبه جزیره سینا » خوانده می گردد و تا قبل از قرن 19 از یک طرف به خاک مصر متصل بود. اما در سده بیستم کانالی با 168 کیلومتر طول، حفر کردند که آن را از خاک مصر جدا نمود و دریای سرخ را به دریای مدیترانه متصل نمود. این کانال « کانال سوئز » نام دارد و زیرا مسیر ارتباطی میان سه قاره اروپا، آسیا و افریقا می باشد، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می باشد. مصر آخرین کشوری می باشد که رود نیل از آن می گذرد و سپس به دریای مدیترانه می ریزد. به همین دلیل درمحل پیوستن آن به دریا، دلتای نیل به وجود آمده می باشد که سرزمین اصلی کشاورزی این  کشور می باشد.
دانلود متن کامل در سایت sabzfile.com
دانشگاه الازهر، مهمترین مرکز مذهبی جهان اسلام (سنی) در این کشور قرار دارد. این دانشگاه به عنوان مرکز فکری مسلمانان درمصرمحسوب می گردد و مفتی های الازهر، دارای حق صدور فتاوای مذهبی در ارتباط با موضوعات مختلف می باشند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تعهد به دادن اطلاعات بر مبنای حسن نیت و انصاف

از دیگر مؤسسات مذهبی مطرح مصر، می توان کلیسای ارتدوکس قبطی اسکندریه را نام برد که 5 میلیون مسیحی را در جهان تحت تعالیم خود دارد. مصر از نظر سیاسی و فرهنگی یکی از مهمترین کشورها در جهان عرب و خاورمیانه می باشد. بسیاری از اتباع مصر به ریاست سازمان های بین المللی ملی و منطقه ای رسیده اند و مصر بیشترین تعداد برندگان جایزه نوبل در قاره افریقا و جهان عرب را دارا می باشد. قاهره، به پایتخت فرهنگی جهان عرب نیز معروف می باشد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تبع آن، تغییر رویکرد فضای منطقه ای و بین المللی نسبت به جمهوری اسلامی، روابط گرم و دوستانه دو کشور ایران و مصر رو به سردی گرایید. اگر نگاهی اجمالی به سیر تحولات سه دهه اخیر در مورد روابط ایران و مصر داشته باشیم درمی یابیم که موانع ارتباط بین دو کشور همگی مربوط به یک مقطع زمانی خاص بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می باشد. جستجو در سایت :   

میزبانی مصر از شاه مخلوع ایران، امضای قرارداد کمپ دیوید، ادعای مصر مبنی بر طرفداری ایران از اسلام گرایان منتقد دولت مصر و نام گذاری خیابانی در تهران به نام عامل قتل سادات را می توان از مهم ترین عوامل قطع ارتباط با مصر دانست. کشور مصر درعصر بیداری اسلامی کشورهای عربی در سال 2011 .م – 2010 .م با خیزش اسلامی مردمی مواجه گردید که به سقوط حکومت دیکتاتوری حسنی مبارک انجامید. با تعطیل شدن سفارت اسرائیل در مصر در ماه های میانی سال 2011 .م مهمترین شوک تاریخ معاصر از داخل مرزهای هم پیمان سابق اسرائیل، بر ساختار غاصبانه رژیم اشغالگر قدس وارد آمده می باشد.

2- معرفی حقوق مصر : نظام حقوقی درمصر برحقوق اسلامی و حقوق مدنی استوار می باشد (به ویژه قوانین فرانسه) مصر درسال 1874.م در اداره حقوقی و امور قضایی از امپراطوری عثمانی استقلال پیدا نمود. در اواخر قرن 19 با توسعه جنبشی اصلاح طلبانه به رهبری اندیشمندان و مفسران برجسته ای زیرا مفتی اعظم شیخ محمد عبده رشید رضا و قاسم امین، تغییراتی به ویژه در تفسیر و اجرای حقوق خانواده به وقوع پیوست. اصلاح در سازمان قضایی در 1875م. آغاز گردید و به تأسیس دادگاه های مختلط و ملی منجر گردید. مناسب با نفوذ فزاینده خارجی در مصر، نظام حقوقی این کشور نیز تا حد گسترده ای شبیه نظام حقوقی اروپایی گردید. تصویب قوانین جدید درامور کیفری تجاری و دریایی، بازتاب دیگری از رشد نفوذ اروپایی و تاثیر آن برمصر می باشد. اما احوال شخصیه تا سال 1920 م. همچنان دست نخورده باقی ماند.[3] دادگاه های شریعت در سال 1956م. در دادگاه های ملی گنجانده شدند و قضاتی که در شرع تبحر دارند، نسبت به موضوعات مربوط به حقوق خانواده در درون دادگاه های ملی به کار گماشته شده اند. تقاضای استیناف توسط قضات عرفی در دادگاه های استیناف رسیدگی می گردد و پس از آن تنها دادگاه، تمیز صلاحیت رسیدگی دارد.

ازسال 1920 تا اوایل 1950م. مجلس قانون گذاری مصر بر اساس پیشنهادهای ارائه شده توسط چند کمیته تخصصی، قوانینی را که تغییرات مهمی را در اصول حقوقی مربوط به حقوق خانواده و ارث ایجاد می نمود، به تصویب رسانید. قوانین یاد شده عبارتند از :

قانون نفقه و احوال شخصیه؛

قانون مربوطه به تعیین حداقل سن برای ازدواج و اختلافات خانوادگی قانون مدنی سال 1931م.


دیدگاهتان را بنویسید