(Vigna radiate L.)رقم پرتو درمنطقه چرام

استاد راهنما:

دکتر محمدمهدی رحیمی

استاد مشاور:

مهندس محمدکاظم شفازاده

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی گردد

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود می باشد)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

جستجو در سایت :   

دانلود متن کامل در سایت sabzfile.com

 فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکید 1
مقدمه 2
فصل اول: کلیات 4
1-1- اهمیت و خواص حبوبات 5
1-1-1-محتویات دانه ماش شامل 7
1-2- تاریخچه و پیدایش ماش 7
1-3-فیزیولوژی ماش 8
1-4 -منشا و پراکندگی جغرافیایی ماش 9
1 -5- سطح زیرکشت و اندازه تولید ماش درجهان 10
1-6- خصوصیات مورفولوژیکی ماش 11
1-7- سازگاری ماش 12
1-8- خصوصیات رشد 13
1-9- خصوصیات جوانه زنی 13
1-10- مشخصات اکولوژیکی و زراعی ماش 14
1-11- رطوبت 15
1-12- درجه حرارت 16
1-13- فتوپریود (طول روز) 17
1-14- عرض جغرافیایی 17
1-15- نیاز کودی 17
1-16-تناوب زراعی 18
1-17-  عملکرد 19
1-18- عملیات زراعی   19
1-18-1 -تاریخ کاشت 19
1-18-2-روش کاشت و اندازه بذر 19
1-18-3- تراکم و الگوی کاشت 20
1-18-4 –داشت 21
1-18- 5 -آفات و بیماریها 21
1-18-6- علف های هرز 22
1-18-7-برداشت 22
1-19- سطح زیر کشت ماش در ایران 23
1-20-ارقام ماش در ایران 24
فصل دوم: مطالعه منابع 25
2- مطالعه منابع 165
مروری بر تحقیقات انجام گرفته 26
فصل سوم: مواد و روش ها 34
3-1- مشخصات طرح آزمایشی 35
3-2- فاکتورهای آزمایش 35
3-3- تیمارهای آزمایش 35
3-3-1- زمان و محل اجرای آزمایش 36
3-4- خصوصیات اقلیمی منطقه چرام 36
3-5- مشخصات خاک محل 37
3-6- آماده سازی زمین و کاشت 37
3-7- عملیات داشت 38
3-8- عملیات برداشت 38
3-9- اندازه گیری صفات 39
3-9-1-عملکرد اقتصادی 39
3-9-2- عملکرد بیولوژی 39
3-9-3- وزن هزار دانه 39
3-9-4- تعیین در صد پروتئین 39
3-9-5- تعیین ارتفاع بوته 39
3-9-6- تعداد بذر در غلاف 39
3-9-7- تعداد گره در ساقه اصلی 39
3-9-8- تعداد غلاف در بوته 39
3-10- تجزیه های آماری 39
فصل چهارم: نتیجه گیری و بحث 41
4-نتایج و بحث 42
4 -1- اثر تیمارها بر ارتفاع بوته 43
4– 1 – 1 – اثر سطوح مختلف نانواکسید آهن بر ارتفاع در بوته 43
4 – 1 – 2 – اثر سطوح مختلف نانواکسید روی  بر ارتفاع بوته 44
4 – 1 – 3 – اثر متقابل سطوح مختلف نانواکسید آهن و روی بر ارتفاع بوته 44
4 -2- اثر تیمارها برتعداد غلاف در بوته 45
4-2-1 اثر سطوح مختلف آهن بر تعداد غلاف در بوته 45
4-2-2- اثر سطوح مختلف روی بر تعداد غلاف در بوته 46
4 – 2– 3 – اثر متقابل سطوح مختلف نانواکسید آهن و روی برتعداد غلاف بوته 47
4 -3- اثر تیمارها برتعداد  دانه در غلاف 48
4-3-1 -اثر سطوح مختلف آهن بر تعداد دانه در غلاف 48
4-3-2-اثر سطوح مختلف نانواکسیدروی بر تعداد دانه در غلاف 49
4 –3– 3 – اثر متقابل سطوح مختلف نانواکسید آهن و روی برتعداد دانه در غلاف 50
4 -4- اثر تیمارها بر عملکرد بیولوژیکی 51
4-4-1- اثر سطوح مختلف نانواکسید آهن بر عملکرد بیولوژیکی 51
4-4-2- اثر سطوح مختلف نانواکسید روی بر عملکرد بیولوژیکی 52
4 –4– 3 – اثر متقابل سطوح مختلف نانواکسید آهن و روی بر بیولوژیکی بوته 53
4 -5- اثر تیمارها بر بر وزن هزار دانه 54
4-5-1- اثر سطوح مختلف آهن بر وزن هزار دانه 54
4-5-2- اثر سطوح مختلف روی بر وزن هزار دانه 55
4 –5– 3 – اثر متقابل سطوح مختلف نانواکسید آهن و روی بروزن هزار 56
4 -6- اثر تیمارها بر تعداد گره در بوته 57
4-6-1-اثر سطوح مختلف آهن بر تعداد گره در بوته 57
4-6-2-اثر سطوح مختلف روی بر تعداد گره در بوته 58
4 –6– 3 – اثر متقابل سطوح مختلف نانواکسید آهن و روی برتعداد گره درساقه 59
4 -7- اثر تیمارها بر عملکرد دانه در متر مربع 60
4-7-1-اثر سطوح مختلف آهن بر عملکرد دانه در متر مربع 60
4-7-2-اثر سطوح مختلف روی بر عملکرد اقتصادی 61
4-7-3- اثر متقابل سطوح مختلف نانواکسید آهن و روی برعملکرد دانه در متر مربع 62
4-7-4- اثر سطوح مختلف آهن بر اندازه پروتئین 63
4 –7– 5- اثر متقابل سطوح مختلف نانواکسید روی برمیزان پروتئین 64
4-8-6-  اثر متقابل سطوح مختلف نانواکسید آهن و روی برمیزان پروتئین 65
4-8-واکاوی واریانس یک طرفه متغییر در سطوح مختلف نانواکسید آهن وروی 67
4-9- نتیجه گیری 68
4-10- پیشنهادات 68
فصل پنجم : منابع 70
5- فهرست منابع 71

چکیده

       به مقصود مطالعه اثر محلول­پاشی نانوذرات آهن و روی بر عملکردو درصد پروتئین گیاه ماش (Vigna radiate L.)رقم پرتو آزمایشی بصورت فاکتوریل با طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در 3 تکرار در کرت هایی به ابعاد 4×5 متر یا20 متر مربع درسال 1391در منطقه چرام انجام شدفاکتورهای آزمایش شامل4سطح نانوذرات اکسیدآهن (ppm750،500 ،250،0)ونانوذرات اکسیدروی سه سطح (ppm 0،20،50)بود .محلول پاشی در دو مرحله ساقه دهی وگل دهی صورت گرفت ومراقبت های لازم در طول دوران داشت بعمل آمد نتایج تجزیه واریانس  نشان داد که اثر محلول­پاشی آهن بر تعداد دانه در غلاف، تعداد غلاف در بوته، وزن هزار دانه وعملکرد اقتصادی و اندازه پروتئین دانه، عملکرد بیولوژیکی، تعدادگره در ساقه اصلی در سطح احتمال1  % معنی دارشد وبر ارتفاع بوته درسطح 5  % معنی دار گردید. محلول پاشی با سطوح مختلف روی برعملکرد بیولوژی، تعداد دانه درغلاف، وزن هزاردانه ومیزان پروتئین در سطح 1 % معنی دار و ارتفاع بوته وتعداد غلاف در بوته در سطح 5  % معنی دار گردیدند و برتعداد گره اثر معنی داری نظاره نگردید. اثر متقابل سطوح مختلف نانو اکسید آهن و روی بر عملکرد بیولوژیکی، تعداد غلاف در بوته وعملکرد اقتصادی در سطح احتمال یک درصد معنی دار بوده وبر ارتفاع بوته وتعداد دانه درغلاف در سطح 5  % معنی دار گردیدند و اندازه پروتئین، تعدا گره درساقه و وزن هزار دانه  تأثیر معنی داری نداشت. بیشترین عملکرد  مربوط به تیمار Fe3 Zn2 و کمترین عملکردمربوط به تیمار Fe0  Zn  داشت. از لحاظ اندازه پروتئین تیمار Fe500 Zn50 بیشترین اندازه و تیمار  Fe Zn20کمترین اندازه را داشتند.

کلمات کلیدی:محلول پاشی، نانوذرات آهن و روی، عملکرد، درصد پروتئین، ماش

مقدمه

    افزایش جمعیت جهان قبل از هر چیز به معنای افزایش تقاضا برای مواد غذایی می باشد. به خصوص که سه چهارم جمعیت جهان در کشورهای در حال توسعه یافته زندگی می‌کنند که تولید مواد غذایی تنها، اندکی با رشد جمعیت همراه و همگام می باشد. قسمت اعظم مواد غذایی که بشر مصرف می کند، از طریق گیاهان( 80  %) تامین می گردد و در این بین حبوبات از اهمیت ویژه ای برخوردارند. افزایش تولید محصولات کشاورزی برای هماهنگی با تقاضای روزافزون منابع غذایی اجتناب ناپذیر می باشد. حبوبات بعد از غلات مهمترین منبع غذایی بشر بخصوص از نظر پروتئین به شمار می آیند و ازجمله مهمترین گیاهان زراعی و غنی از پروتئین هستند که در دنیا کشت می شوند و به شرایط مختلف آب وهوایی از معتدل تا گرم سازگار شده اند (مجنون حسینی، 1383).

    ماش به علت دوره رشد و نمو کوتاه‌، قابلیت تثبیت نیتروزن هوا، تقویت زمین وجلوگیری از فرسایش خاک بر سایر گیاهان به مقصود کشت دوم برتری دارد. دانه ماش به واسطه داشتن 25 درصد پروتئین و340 کالری انرژی که از 100گرم دانه خشک آن حاصل می گردد از منابع مهم تامین کننده پروتئین گیاهی برای بشر به شمار می رود (Ghavami et al ,2000).

یک برنامه کودی متوازن از عناصر میکرو و ماکرو برای تولید بیشتر همراه با عملکرد وکیفیت لازم می باشد (Sawan et al ., 2001). برای رشد و تولید کافی میکرو و مغذی ها در مقدار کم مورد نیاز می باشد. کمبود این عناصر باعث نقصان بزرگی در فرایندهای متابولیکی و فیزیولوژیکی گیاه می گردد (Bacha et al .,1997).

خاک های آهکی بیش از30  % خاک های سطح زمین را می پوشانند و بیشتر در نواحی خشک و نیمه خشک قرار دارند. گیاهانی که در این خاک ها می رویند بدلیل pH بالا معمولا با کمبود عناصر میکرو روبرو هستند (Yen,p.y.,w,p  et al.1988).

یکی از مهمترین تأثیر های میکرو المنت توازن فعالیت های فیزیولوژی می باشد بعلاوه این عناصر تأثیر حیاتی در بیرون کردن CO2 گیاه و در نهایت بهبود ویتامین A و فعالیتهای سیستم ایمنی دارند(Narimani et al., 2010). آنها همچنین تأثیر مهمی در تقسیم سلول و توسعه بافت های مریستمی، فتوسنتز، تنفس و افزایش سرعت رسیدن گیاه دارند  .(Zeidan et al ., 2010)

مشکل اساسی کاربرد خاکی میکرومغذی ها آلودگی خاک می باشد و از آنجایی که مردم نگران محیط زیست هستند و برگ گیاهان بهتر از کاربرد خاکی میکرومغذی را جذب می کند روش برگ پاشی بنا نهاده گردید(Bozorgi et al., 2011) تغذیه برگی به نسبت یک تکنیک و بحث جدیدی می باشد که کودهای مایع بصورت مستقیم روی برگ گیاهان بکار برده می شوند (Bernal et al ., 2007). در سراسر دنیا میکرومغذی ها مانند آهن، مس، منگنز و روی در خاک های نواحی خشک و نیمه خشک به صورت محلول پاشی بهره گیری می گردد Kaya, M  et al ., 2005)).

بدلیل بعضی ویژگیهای خاک مانند pH بالا، آهک یا بافت سنگین ریشه های گیاهان قادر به جذب بعضی از مواد غذایی مهم مانند روی نیستند در چنین شرایطی محلول پاشی درمقایسه با کاربردخاکی بهتر می باشد (Kinaci et al,2007).

Ghasemian et al., 2010)) دریافت اند که  بر اساس ویژگیهای خاک محلول پاشی 20-6 برابر از کاربرد خاکی موثرتر می باشد. روی وآهن تأثیر های مختلفی را در گیاه عهده دار هستند مانند شکل گیری، فرق و بکار گیری اسیمیلات های فتوسنتز(Sawan et al.,2008).

روی یک تأثیر تخصصی در سنتز پروتئین ها, RNA,DNAدارد(Kobraee et al., 2011 ).تأثیر اصلی روی در گیاه مشخص نیست (Nasri et al.,2011). این نویسندگان نیز دریافتند گرچه روی یک عنصر مهم برای رشد می باشد اما در اندازه زیاد باعث مسمومیت می گردد.

فقدان روی در گیاهان بدلیل این واقعیت می باشد که روی غیر قابل حل در خاک می باشد وکاهش رشد ونمو سلول یکی از علائم کمبود روی می باشد(Ghasemian et al.,2010).عنصر آهن در فعالت های خیلی از آنزیمها مانند سیتوکروم ها، فردوکسین، سوپر اکسیدها، دیسموتاز (SOD)، کاتالاز(CAT) و پراکسیداز، نیترات ردوکتاز شرکت می کند (Kobraee et al., 2011) گزارش دادند که فقدان آهن وروی سبب محدودیت رشد، همزیستی، تشکیل گره ها، فتوسنتز، تولید ماده خشک واختلالات تغذیه ای می گردد و واکنش های انتقال الکترون نیازمند روی و آهن هستند.

   آهکی بودن اکثر خاکهای ایران پایین بودن قابلیت جذب عناصر غذایی مورد نیاز گیاه ومقرون به صرفه نبودن بهره گیری از کلات های آهن و روی جهت رفع کمبود آنها در گیاهان وهمچنین ویژگیهای عناصر نانو مانند افزایش قابلیت جذب این عناصر توسط گیاه وهمچنین افزایش تولیدات وکیفیت آنها در کنار حفظ محیط زیست ومنابع کره زمین باعث شده که این پژوهش در زمینه مطالعه اثر محلول پاشی ذرات نانواکسید آهن وروی بر عملکرد و در صد پروتئین  ماش (Vigna radiate L.)رقم پرتو انجام گیرد.

اهمیت و خواص حبوبات

  دانه های خشک و خوراکی لگوم ها را حبوبات[1] می گویند.  یکی ازمهم ترین منابع گیاهی غنی از پروتئین و دومین منبع مهم غذائی بشر به شمار می طریقه و تأثیر بسیار موثری در کنار غلات در تغذیه بشر داشته و در کشورهائی که از نظر کمی و کیفی در فقر غذائی هستند حبوبات اهمیت ویژه ای داشته و جزو اصلی رژیم غذائی مردم فقیر جهان محسوب می شوند.

  اندازه انرژی در حبوبات معادل غلات بوده و از نظر اسیدهای آمینه (به خصوص لایسین) غنی هستند. با در نظر داشتن داشتن ریشه های عمیق، لگوم ها، علاوه بر تحمل شرایط خشکی که جهت کشت در مناطق خشک توصیه می گردد از توانایی تثبیت نیتروژن نیز برخوردار هستند که موجب بهبود حاصلخیزی خاک اعم از خواص فیزیکی، شیمیائی و زیستی شده و تأثیر مهمی را در پایداری نظام کشاورزی اعمال می کنند. به همین خاطر حبوبات در تناوب زراعی جایگاه خاصی داشته و دامنه سازگاری وسیعی دارند. درعرض های جغرافیائی و دامنه های حرارتی مختلف اعم از مناطق گرمسیری و سردسیری قابل کشت می باشند. این محصولات هم به گونه منفرد و هم به صورت کشت مخلوط با سایر محصولات قابل کشت هستند.

رشد جمعیت و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور در دو دهه اخیر باعث شده تا مصرف مواد پروتئینی به خصوص گوشت قرمز افزایش چشمگیری یابد. بر این اساس افزایش تولید مواد پروتئینی به ویژه پروتئین های گیاهی که منابع ارزشمندتری در تغذیه هستند، اجتناب ناپذیراست. ازطرفی حبوبات منبع مناسبی برای تغذیه احشام و حیوانات محسوب می شوند.

لگوم ها متعلق به تیره Fabaceae  و زیر تیره Papilionoideae هستند. از نظر حجم تولید، غلات به دلیل تولید کربوهیدرات ها که بخش عمده رژیم غذایی بشر و دام را شامل میشوند، مهم ترین گیاهان هستند. از طرف دیگر بر اساس تعداد جنس و گونه مورد بهره گیری بشر، بقولات تا به حال پر مصرف ترین خانواده گیاهی هستند. لگوم ها جهت تولید مواد شیمیایی، مواد معطر، الوار سوخت، سر شاخه های علوفه ای، علوفه، گیاهان پوششی،کود سبز، دانه و غذا بهره گیری می شوند.

اندازه پروتئین در غذاهای حیوانی معمولاً کمتر از اندازه پروتئین در منابع گیاهی می باشد اما پروتئین‌های موجود در غذاهای حیوانی به علت داشتن تعداد اسید آمینه های بیشتر و مقدار بیشتر اسیدهای آمینه، با ارزش‌تر از پروتئین های گیاهی می‌باشند(مجنون حسینی، 1375).

 با ترکیب پروتئین های گیاهی و حیوانی می‌توان کمبود اسیدهای آمینه را برطرف نمود. پس در مورد هایی که پروتئین غلات و حبوبات با هم مصرف شوند توازن اسیدهای آمینه و مخلوط پروتئین از نظر کیفیت بهتر از حالتی می باشد که هر کدام به تنهائی مصرف شوند (کوچکی، 1368).

همچنین این گیاهان به عنوان گیاهان جایگزین، با ارزش هستند اما در شیوه های زراعی و تحقیقات کشاورزی کمتر مورد توجه واقع شده اند (احمدی ،1387).

 زراعت حبوبات سریع ترین راه افزایش تولید پروتئین در کشورهای در حال توسعه آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین می باشد. پتانسیل عملکرد حبوبات بالا و به 3000 – 2500 کیلوگرم در هکتار می رسد اما بنا به دلایلی مانند عوامل اکولوژیکی، فقدان فرصت و موقعیت برای تولید حبوبات، اشکال در تکنولوژی پس از برداشت کمبود تحقیقات بنیادی، محدودیت اجتماعی_ اقتصادی، فقدان مدیریت زراعی مناسب و عدم دسترسی کافی به بذور اصلاح شده و باکتری های ریزوبیوم، اندازه عملکرد آنها در اکثر کشورها پایین می باشد.

حبوبات در حاصلخیزی خاک مؤثر بوده و علاوه بر عدم نیاز چندان به نیتروژن، هر ساله مقادیری نیتروژن از طریق فرایند تثبیت، به خاک می‌افزایند. این گیاهان به دلیل کوتاهی فصل رشد و لطافت بقایای گیاهی برجای گذاشته، گیاهان مناسبی برای قرار گرفتن قبل از محصولات پاییزه و پس از محصولات وجینی و دیررس هستند (باقری و همکاران، 1376).

شاخص برداشت پایین در این گیاهان باعث شده مواد تولید کمتری از بخش های رویشی به غلاف ها منتقل شوند. همچنین رشد نا محدود و ریزش گل ها و غلاف ها سبب کاهش عملکرد می گردد.

هنوز مشخص نشده که آیا ریزش گل و غلاف مربوط به محدودیت دسترسی به مواد غذایی، عدم تعادل هورمونی و یا اثر متقابل نور و دما می باشد. در حقیقت تمامی این عوامل بایستی همزمان جهت برطرف کردن محدودیت تولید در حبوبات مطالعه شوند (صادقی پور،1380).

 دانه‌های ماش دارای پروتئینی در حدود (5/19تا 5/28 درصد) بوده و از نظر فسفر و ویتامین های A ،B1 ،B2 و نیاسین غنی می‌باشند. به علاوه ها حاوی مقدار زیادی پتاسیم و کلسیم می باشد. پروتئین ماش از نظر اسیدهای آمینه‌ی لوسین، آرژنین، ایزولوسین، والین و لیزین غنی بوده اما همانند سایر نیامدارن از نظر اسید آمینه‌های سولفوره، مانند سیستئین و متیونین فقیر می‌باشد. البته خاطر نشان می گردد که مقدار  این دو اسید آمینه در ماش در مقایسه با سایر نیامدارها بیشتر می باشد. ماش در مقایسه با سایر حبوبات به خصوص لوبیاها و باقلا راحت‌تر هضم می گردد، زیرا عاری از مواد نفخ ‌زا می‌باشد. قابلیت هضم، ارزش بیولوژیکی و پروتئین خالص قابل دسترس ماش تقریباً با سویا یکسان می باشد (Singh, V.P,et al ,. 1988)  ماش، در کشورهای پر جمعیتی نظیر هندوستان با مصرف سرانه 7/11 کیلوگرم، سهم بیشتری در رژیم غذائی مردم نسبت به سایر کشورها دارند. در کشور ما مصرف سرانه ماش 8/4 کیلوگرم می باشد. اگر چه مصرف آن از متوسط جهانی (1/6 کیلوگرم) پائین تر می باشد اما تأثیر مهمی در تغذیه افراد کم درآمد اعمال می کند. پس افزایش تولید حبوبات به عنوان مکمل منابع پروتئینی در برنامه های توسعه اقتصادی کشور مورد توجه قرارگرفته می باشد.

1-1-1-محتویات دانه ماش شامل

آب ۱۳ تا ۱۴ درصد

پروتئین ۲۷ تا ۲۹ درصد

کربوهیدرات ۴۰ تا ۴۶ درصد

چربی ۱ تا ۳ درصد

مواد معدنی ۲ تا ۵ درصد

1-2- تاریخچه و پیدایش ماش

ماش با نام علمی (Vigna radiate L.) در انگلیس با نام Green gram، Mung bean و یا Golden gram خوانده می گردد. نام علمی قدیمی آنRoxb. Phaseolus aureus بوده می باشد (کوچکی، 1368).  امروزه این امر مشخص می باشد که ماش زراعی از راسته‌ نیامداران، تیره‌ بقولات، زیر‌تیره‌ پروانه آساها، قبیله‌ Phaseolus، جنس Vigna و گونه‌ Radiata می‌باشد. جنس Phaseolus که توسط لینه معرفی گردیده بود در آن وقت بسیار بزرگ و ناهمگن بود و شامل گونه‌هایی می‌گردید که خامه‌ پیچ خورده‌ یا انحنا دار داشته و این خصوصیت، آن را از جنس های Dolikhus و Vigna که دارای خامه‌ زاویه‌دار (کمتر یا بیشتر از90 درجه) می‌باشند تفکیک می نمود. گیاه شناسان بعدی این تصور را نادرست انگاشته و بعضی از گونه‌ها را به جنس های موجود دیگر و یا جنس های تازه شناسائی شده انتقال دادند. گام مهم در راه طبقه‌بندی طبیعی تر و واقعی مخلوط Phaseolus-Vigna توسط ویلزک[2] برداشته گردید که ماش را به جنس Vigna منتقل نمود. بنا به تصور او جنس Vigna دارای دو مشخصه‌ برجسته می باشد، اولاً گوشوارکها درست در زیر محل خروج برگ و یا شاخه‌ها قرار دارند، ثانیاً خامه‌ منقار مانند در طرف دیگر کلاله امتداد یافته می باشد.

جنس Vigna شامل حدود 150 گونه بوده که در هفت زیر جنس به نام های Vigna، Ceratotropis، Lasiospron، Plectotropis، Sigmoidotropia، Haydonis و Macrorhynchus تقسیم می شوند (کوچکی، 1368).

اگر چه گیاهان واقع در گروههای مختلف متفاوت به نظر می‌آیند، اما پیوستگی مشخصی بین گونه‌های این گروهها هست و آن بخاطر وجود فرمهای حد واسط می‌باشد. زیر جنس سراتوتروپیس یک دسته‌ مشخص، همگن و یکنواخت با منشأ آسیایی می باشد که تمام خصوصیات بارز و مشخصه‌ جنس ویگنا در آن به طرز مشهودی تظاهر یافته می باشد (قوامی، 1376).

این خصوصیات مهم به قرار زیر می‌باشد:

1- گوشوارک ها درست در زیر محل خروج برگ و ساقه قرار دارند.

 2- میان گره در روی محور گل آذین بسیار متراکم می‌باشد.

 3- خامه در طرف دیگر کلاله امتداد یافته می باشد.

 4- دانه‌ گرده سه سوراخه بوده و دارای سطح مشبک و غده‌ای می‌باشد.

این زیر جنس شامل 16 یا 17 گونه بوده که اکثراً آسیایی می‌باشند و از آنها شش گونه‌ Aconitifolia، Angularis، Mungo، Radiata، Trilobata و Umbellata در نواحی گوناگون قاره‌ آسیا با گستردگی متفاوت کشت و کار می‌گردند. آنها توسط خصوصیات مختلفی نظیر تعداد و چگونگی فرورفتگی برگچه‌ها شکل گوشوارکها، چگونگی‌ی جوانه‌زنی، کرکدار بودن یا بی کرک بودن گیاه و غلافهای آن و نهایتاً چگونگی چشم دانه از یکدیگر به راحتی قابل تمییز می باشند (قوامی، 1376). در این بین ماش معروف ترین گونه‌ زراعی می باشد که به همراه ماش سیاه در مناطق زیادی از آسیا مورد کشت قرار می گیرد.

1-3-فیزیولوژی ماش

ماش سبز گیاهی می باشد دارای رشد نامحدود به همین دلیل برای جذب مواد پرورده بین مخازن رویشی و زایشی رقابت هست. محدودیت منابع (برگ ها) به خصوص در مراحل گل دهی و غلاف دهی دیده می گردد. پس به بهبود شاخص سطح برگ و طول دوام سطح برگ می باشد. ماش گیاهی می باشد سه کربنه(C3) و اندازه سرعت رشد  و سرعت رشد نسبی در آن مقایسه با غلات پایین تر می باشد. تعداد غلاف، تعداد دانه در غلاف و وزن دانه اجزای اصلی عملکرد می باشد.

کمبود در رطوبت خاک باعث تسریع در گلدهی شده اما طول دوره ی گلدهی و پر شدن غلاف ها را کاهش داده که منجر به کاهش تعداد غلاف وعملکرد می گردد. با این تفاصیل ممکن می باشد به دلیل کاهش تعداد غلاف وتعداد دانه در هر غلاف، اندازه دانه ها بزرگ تر گردد. ماش سبز از طریق ریزش گل ها و غلاف های نارس (سازوکار اجتناب از تنش) به خشکی واکنش نشان می دهد. در این مواقع گیاه با بستن روزنه ها و همچنین کاهش پتانسیل آب برگ وخورشید گرائی آن که منجر به جذب کمتر تشعشع می گردد از خروج آب جلوگیری می کند (شاهمرادی،1382).

ماش به تنش آبی حساس بوده و زمانی که پتانسیل آب برگ به 2/0- مگاپاسگال برسد سرعت فتوسنتز خالص کاهش می یابد. کوشش های زیادی جهت کنترل ریزش گل ها و غلاف ها انجام شده و برگ پاشی با تنظیم کننده های رشد مانند: ایندول استیک اسید، ایندول بوتیریک اسید، اسید سالیسیلیک و اترل قبل از گلدهی در این زمینه موفقیت آمیز بوده می باشد. اما نتایج حاصل ثبات نداشته اند (شاهمرادی،1382).

1-4 -منشاء و پراکندگی جغرافیایی ماش

منشاء و پراکندگی بعضی از گونه‌های زراعی چندان معلوم نیست، اما عموماً قضاوت ها و استنباط ها بر مبنای گونه‌های وحشی به عنوان جد احتمالی این گونه ها استوار می باشد. از این  نظر Vigna sublobata و Vigna trilobata حایز اهمیت می باشد (قوامی، 1376).

اشکال وحشی ماش سبز در سطح وسیعی از مناطق گرمسیر جنوب، جنوب شرقی و شرق آسیا و شمال استرالیا پراکنده شده‌اند (مجنون حسینی، 1375).

این احتمال که Vigna sublobata جد نهایی هر دو گونه‌ Vigna radiata و Vigna mungo می‌باشد بسیار قوی بوده و توسط آزمایشات بسیاری مانند مطالعه الگوهای الکتروفورتیکی پروتئین دانه، چند شکلی طول قطعات برشی[3] و قطعات تکثیر یافته‌ تصادفی[4] مورد تأیید قرار گرفته می باشد (قوامی، 1376).

 این گونه بسیار شبیه به Vigna radiata بوده، به طوری که بعضی از متخصصان رده‌بندی ترجیح می‌دهند آن را وارتیه‌ var. Sublobata  Vigna radiata  و نوع زراعی آن را Vigna radiata بنامند.

علاوه بر وجود فسیل ها و دست نوشته‌هایی دال بر زراعی شدن ماش در هند، مطالعات بعدی بر روی نمونه‌های زنده‌ای که جدیداً پیدا نمود شده‌اند، حاکی از آن می باشد که این گونه در منطقه‌ وسیعی از قاره‌ هند تمرکز یافته و از آنجا به طرف غرب در مناطق ساحلی شرق آفریقا و ماداگاسکار توسعه ‌یافته می باشد. پراکندگی ماش بیشتر به قسمت شرقی مناطق گرمسیر آسیا محدود بوده و از هندوستان به اندونزی و جنوب چین گسترش یافته می باشد. به اعتقاد واویلوف و گیاه شناسان جدید ماش سبز از هندوستان و آسیای مرکزی منشأ یافته و هندوستان به احتمال قوی اولین منطقه‌ زراعی شدن ماش سبز بوده و دارای تنوع زیادی از فرم های زراعی، وحشی و نوع هرز این گیاه می باشد (مجنون حسینی، 1375)

1 -5- سطح زیرکشت و اندازه تولید ماش درجهان

سطح زیر کشت ماش در دنیا حدود 0000/300/5 هکتار و تولید سالانه آن 000/300/2 تن می باشد. 45% تولید این گیاه در هندوستان به دست می آید. امروزه ماش در تمامی نواحی هند، میانمار، پاکستان، تایلند، سریلانکا، هندوچین، اندونزی، چین و… کشت می گردد. زراعت ماش در خاورمیانه، جزایر اقیانوس آفریقا، استرالیا، آمریکا و کارائیب نیز گسترش یافته می باشد. مهم ترین کشورهای صادر کننده آن تایلند و استرالیا بوده، در حالی که ایالات متحده آمریکا وارد کننده ای بزرگ برای ماش به شمار می رود. در ایران نیز سطح زیر کشت این گیاه حدود 300/26 هکتار وتولید سالانه 600/26 تن می باشد (شاهمرادی،1382).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه ارشد : بررسی اثر سطوح مختلف فسفر و تاریخ کاشت بر خصوصیات کمی و کیفی گل همیشه بهار