تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

مقدمه

 بشر از بدو خلقت خود تا کنون در تخریب خاک و محیط زیست خود تأثیر مهم و اساسی اعمال نموده می باشد. امروزه، در آغاز هزاره سوم، علیرغم بالا رفتن سطح دانش و فن‌آوری، هنوز مسئله مهم جهان غذا می‌باشد. بشر، کماکان با مشکلاتی زیرا گسترش قحطی، گرسنگی، سوء تغذیه و همچنین عدم اطمینان از دسترسی به غذای کافی روبرو می باشد. در سال‌های اخیر مفهوم توسعه پایدار در ارتباط با حفظ و نگهداری منابع رایج شده می باشد. پس از روبرو شدن جهان با بحران‌های آلودگی محیط زیست، تخریب لایه اوزن، تغییرات آب و هوا و بالتبع افزایش گرمای اتمسفر، به‌گونه روز افزونی این نظریه مورد تأکید و تأیید جهانی قرار گرفت که توسعه پایدار، راهکاری می باشد که می‌تواند نیازهای نسل‌های کنونی را تأمین کند بدون آنکه نسل‌های آینده را از منابع و امکانات زیستی جهان محروم نماید (تعریف توسعه پایدار). در هر حال واقعیتی به نام «رشد جمعیت» آدمی را ملزم به تولید بیشتر محصولات کشاورزی به‌مقصود تأمین غذا و حرکت در جهت افزایش تولید در واحد سطح نموده می باشد. این امر نیز به‌غیر از از طریق تولید و مصرف مقادیر بیشتر کود محقق نمی‌گردد. در اکثر نقاط دنیا مانند کشور ما، مصرف افراطی مواد شیمیایی برای دستیابی به عملکرد بالا در محصولات زراعی و جبران کمبود منابع تغذیه‌ای باعث افزایش هزینه‌های تولید همراه با تخریب منابع خاکی، آبی و زیستی شده می باشد. آلودگی آب‌های سطحی و زیر زمینی، فشردگی و کاهش باروری و همچنین خصوصیات فیزیکی مثبت خاک‌ها، کاهش کیفیت محصولات کشاورزی به‌ویژه محصولات باغی، جدی بودن تخریب محیط زیست در اثر بهره گیری نامتعادل از نهاده‌های کشاورزی بخصوص کود شیمیایی و نیز کاربرد روش‌های غلط، همگی باعث شدند تا در بیانیه جهانی غذا از حاصلخیزی خاک به عنوان کلید شکل گیری امنیت جهانی غذا نام برده گردد (عزیزی و همکاران، 1388).

امروزه در اکثر محافل علمی، صحبت از نظام‌های زراعی سالم و با دوام از نظر اکولوژیکی و توسعه سیستم‌های پایدار کشاورزی به میان آمده می باشد. در نظر داشتن کشاورزی پایدار با مصرف نهاده‌های کمتر، از اواسط دهه 1980 در نتیجه فشارهای اقتصادی و حساسیت نسبت به محیط زیست و جلوگیری از تخریب زمین‌های زراعی به وجودآمد. آن چیز که مسلم می باشد کشاورزی پایدار را نباید تنها به عنوان مجموعه‌ای از ارزش‌ها به‌حساب آورد بلکه بایستی آن‌ را نوعی بینش قلمداد نمود که در آن جنبه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و حتی فلسفی نهفته می باشد و ابعاد فرهنگی آن کمتر از جنبه‌های فنی و تکنیکی مربوطه نیست. تا کنون تعاریف بسیار متعددی توسط دانشمندان مختلف برای کشاورزی پایدار ارائه شده می باشد اما به‌گونه اختصار می‌توان کشاورزی پایدار را چنین تعریف نمود که عبارت می باشد از نوعی سیستم کشاورزی که در آن با به‌کار بردن حداقل نهاده‌ها و عوامل مصنوعی و شیمیایی خارجی، بتوان عملکرد مطلوبی بدست آورد به نحوی که حداقل تأثیر سوء بر روی محیط زیست گذاشته گردد. انجمن علوم زراعی آمریکا نیز در سال 1988 تعریفی را برای کشاورزی پایدار ارائه کرده می باشد که کاربرد زیادی دارد. طبق این تعریف کشاورزی پایدار در دراز مدت کیفیت محیط و منابع طبیعی را ارتقاء می‌دهد، غذا و پوشاک بشر را تأمین می کند، از نظر اقتصادی پویاست و همچنین کیفیت زندگی کشاورز و کل جامعه را افزایش می‌دهد. در واقع یک سیستم پایدار کشاورزی می‌بایست از نظر اکولوژیکی مطلوب، از نظر اقتصادی سودمند و از نظر اجتماعی مورد قبول باشد. کشاورزی پایدار تمام ساختارهای یک فرضیه ایده‌آل را داراست. فرضیه ایده آلی که نیازمند دسترسی به یک روش کلی، تلفیق خود نظم و یا نظامی جهت‌دار می باشد به‌طوری که صرفاً جنبه‌های پژوهشی را دارا نباشد. در این نوع کشاورزی تأکید بر روی به  حداکثر رساندن تولید نبوده بلکه بهینه بودن بهره گیری و پایدار کردن تولید در یک دوره طولانی مد نظر می‌باشد. مهم‌ترین عملیات‌ها و راهکارهایی که برای ایجاد پایداری در کشاورزی می‌توان انجام داد به‌گونه مختصر به تبیین زیر می باشد:

* حداقل علمیات خاک‌ورزی از طریق اعمال شخم حداقل یا سیستم‌های بدون شخم.
جستجو در سایت :   


* کشت مخلوط.

* بهره گیری از مالچ ها به‌خصوص، مالچ‌های گیاهی و زنده.

* تناوب زراعی مناسب.

* تلفیق دام با زراعت.

* مبارزه بیولوژیک یا مدیریت تلفیقی آفات، بیماری‌ها و علف‌های هرز.

* تغییر کاشت (به‌عنوان روشی برای به حداقل رساندن خسارت آفات و بیماری‌ها)

* بهره گیری از کودهای آلی.

* بهره گیری از کودهای بیولوژیک.

در خصوص عوامل مؤثر در برقراری پایداری در سیستم‌های زراعی، یکی از مهم‌ترین مورد هایی که امروزه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار گشته و تحقیقات زیادی نیز بر روی آن انجام می‌گیرد، بهره گیری از بعضی ریز موجودات مفید خاکزی می باشد که همزیستی آنها با گیاهان، تأمین کننده عناصر غذایی و رشد بهتر آنها می‌باشد که اصطلاحاً به آنها«کود بیولوژیک»گفته می گردد. کودهای بیولوژیک منحصراً به مواد آلی حاصل از کودهای دامی، بقایای گیاهی و غیره اطلاق نمی‌گردد بلکه تولیدات حاصل از فعالیت ریز موجودات که در ارتباط با تثبیت نیتروژن یا فراهمی فسفر و یا عناصر غذایی در خاک فعالیت می‌کنند را نیز شامل می گردد (بای‌بوردی و همکاران، 1380). این کودها درست در نقطه مقابل کودهای شیمیایی قرار دارند به‌طوری که مصرف آنها بدون نگرانی اثرات سوء زیست محیطی، غالباً موجب بهبود شرایط فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک در کشاورزی از قدمت بسیار زیادی برخوردار می باشد و در گذشته نه چندان دور تمام مواد غذایی مورد مصرف بشر با بهره گیری از چنین منابع ارزشمندی تولید می‌شده می باشد اما بهره‌برداری علمی از این گونه منابع سابقه چندانی ندارد. علی‌رغم کاهش کاربرد کودهای بیولوژیک به علل مختلف طی چند دهه گذشته، به نظر می‌رسد جایگزینی تدریجی کودهای شیمیایی خصوصاً کودهای نیتروژنه و فسفاته با کودهای بیولوژیک به‌دلیل مزایای نسبی کودهای بیولوژیک و به‌علاوه ارزانی آن امری کاملاً اجتناب ناپذیر باشد. پس یکی از مسائل مهمی که می‌تواند موضوع تحقیقی بسیاری از مراکز پژوهشی و دانشگاهی باشد بهره گیری از این گونه ریز موجودات مفید به مقصود تأمین مایحتاج غذایی و تحریک رشد گیاهان زراعی، توسعه و ترویج فرهنگ تولید و بهره گیری از کودهای بیولوژیک و فرهنگ سازی در خصوص لزوم بهره گیری صحیح از منابع طبیعی مولد غذا و طرفداری از سلامت محیط زیست می باشد (خاوازی، 1381).

با در نظر داشتن اهمیت و تأثیر حبوبات به عنوان منابع پروتئین، نکته مهم در تولید این گیاهان، افزایش زیست توده آنها بدون کاربرد نهاده‌های مضر شیمیایی اعم از کود یا سموم دفع آفات می‌باشد. مدیریت صحیح بهره گیری از گونه‌های میکروبی همیار  با گیاهان، در بهبود عملکرد و کیفیت آنها تأثیر گذار خواهد بود. امروزه بهره گیری از موادی مانند سوپرجاذب‌ها جهت کاهش تاثیرات منفی ناشی از تنش خشکی و افزایش تاثیر کودها و آفت‌کش‌ها  دارای اهمیت می باشد (شاه حسینی و همکاران، 1388).

1-1-1- فرضیات:

1- بهره گیری از کود نیتروکسین اثر معنی داری بر عملکرد دانه در گیاه لوبیا چیتی دارد.

2- بهره گیری از بیوسوپرفسفات به‌گونه معنی‌داری باعث افزایش عملکرد دانه در لوبیا چیتی می گردد.

3- کاربرد کود نیتروکسین و بیوسوپرفسفات به‌گونه معنی‌داری باعث افزایش عملکرد بیولوژیکی در لوبیا می گردد.  

1-1-2-  اهداف:

تعیین سطح بهینه کاربرد کود نیتروکسین و بیوسوپرفسفات و اثر آنها بر اجزاء عملکرد در لوبیا

مطالعه اثر کاربرد کود نیتروکسین و بیوسوپرفسفات بر عملکرد دانه در لوبیا چیتی

مطالعه اثر کاربرد کود نیتروکسین و بیوسوپرفسفات بر عملکرد بیولوژیکی در لوبیا چیتی

1-2- کلیات

 1-2-1- حبوبات

  حبوبات به عنوان مهم‌ترین منابع غذایی گیاهی سرشار از پروتئین، دارای ارزش غذایی زیاد و قابلیت نگهداری خوبی هستند. طبق مطالعات انجام شده، ترکیب مناسبی از پروتئین حبوبات با غلات می‌تواند سوء تغذیه و کمبود اسید آمینه‌های ضروری بشر را بر طرف سازد. از طرف دیگر، با در نظر داشتن توانایی تثبیت نیتروژن در این گیاهان، قرار دادن آنها در تناوب، به پایداری سیستم‌های زراعی کمک می کند. یکی از راه‌های افزایش تولید محصولات کشاورزی، افزایش عملکرد در واحد می باشد. بهره گیری از ارقام اصلاح شده، تهیه و آماده سازی بستر مطلوب کاشت، انتخاب تاریخ و روش کاشت مناسب، اندازه بذر، تناوب زراعی و غیره موجب افزایش عملکرد در واحد سطح می گردد. یکی از عوامل مهم در تغییرات عملکرد حبوبات، تغذیه مناسب می‌باشد. تغذیه مطلوب بوته، تغذیه‌ای می باشد که در نتیجه آن، عوامل محیطی دیگر نظیر آب، نور، و غیره نیز به‌گونه مؤثر مورد بهره گیری گیاه قرار گیرد و در عین حال، رقابت درون بوته‌ای طوری باشد تا حداکثر عملکرد به‌دست آید (مجنون حسینی، 1379). حبوبات دومین منبع غذایی بشر پس از غلات و عمده‌ترین منبع پروتئین گیاهی می باشد. (باقری و همکاران، 1380. کوچکی و بنایان اول، 1386). مقدار پروتئین حبوبات حدود 2 تا 4 برابر غلات و 10 تا 20 برابر گیاهان غده‌ای می‌باشد. حبوبات 20 درصد پروتئین و 10 درصد انرژی جمعیت انسانی را تأمین می کند و به دلیل داشتن 8 تا 14 درصد پروتئین دارای انرژی بیشتری نسبت به علوفه ذرت می‌باشد. به‌گونه متوسط رژیم غذایی خصوصاً در جهان سوم بیشتر نشاسته می باشد و کمبود پروتئین در تغذیه میلیون‌ها نفر بشر در کشورهای توسعه نیافته، امروزه یکی از معضلات می‌باشد (مجنون حسینی، 1379). حبوبات به دلیل دارا بودن درصد قابل توجهی از مواد پروتئینی از ارزش غذایی نسبتاً بالایی برخودار می‌باشد (آیکروید و دوقتی، 2003). پروتئین که یکی از مواد غذایی عمده در تغذیه جانوران به شمار می رود، از دو منبع گیاهی و حیوانی قابل تأمین می باشد. اندازه پروتئین در غذای حیوانی معمولاً کمتر از اندازه پروتئین در منابع گیاهی می باشد. اما پروتئین‌های موجود در غذاهای حیوانی به‌علت داشتن تعداد و مقدار اسید آمینه بیشتر، با ارزش‌تر از پروتئین‌های گیاهی می باشد. از طرفی، تولید پروتئین حیوانی از پروتئین گیاهی مشکل‌تر و گران‌تر می باشد. پس در کشورهایی که به علت های اقتصادی و یا مذهبی قادر به بهره گیری از گوشت و فرآورده‌های دامی نیستند، حبوبات می‌توانند منبع عمده پروتئین را تشکیل دهند. مطالعات حاکی از آن می باشد که قسمتی از کمبود پروتئین را می‌توان به‌وسیله مصرف حبوبات خصوصاً لوبیا جبران نمود. حبوبات علاوه بر تأمین پروتئین، به‌علت وجود باکتری‌های تثبیت کننده نیتروژن هوا در ریشه، در حاصلخیزی خاک مؤثر می‌باشند. در کشورهای پیشرفته، نیز به عنوان مکمل غذایی دارای مصرف زیادی می باشد (مجنون حسینی، 1379).

 

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه ارشد : بررسی فاکتورهای مختلف کود بیولوژیک ریزوچک پی سوپر پلاس

1-2-2- لوبیا دانلود متن کامل در سایت sabzfile.com

 لوبیا یکی از حبوبات مهم می باشد که دارای 20 تا 25 درصد پروتئین می‌باشد و طبق گزارش دفتر آمار و فناوری اطلاعات وزارت جهاد کشاورزی در سال زراعی 88-87 سطح زیر کشت لوبیا در کل کشور اعم از آبی و دیم 93888 هکتار و تولید آن 37/181372 تن بوده وسطح زیر کشت سایر حبوبات معادل 24985 هکتار وتولید 52/33448 تن  بوده می باشد. خشکی یکی از مهم‌ترین فاکتورهای محدود کننده تولید محصولات در سراسر جهان می‌باشد. در حبوبات دوره رشد غلاف و سرعت پیری برگ‌ها با شروع تنش آب و افزایش درجه حرارت‌های محدود کننده رشد، افزایش می‌یابد. در صورت فراهمی رطوبت، رشد غلاف‌ها و بلوغ آنها در یک دوره طولانی‌تر انجام می گردد و برگ‌ها با سرعتی آهسته‌تر پیر می شوند. چند صد گونه از جنس Phaseolus که دارای اهمیت اقتصادی ویژه‌ای در تغذیه بشر می‌باشد در مناطق گرمسیر و نیمه گرمسیر دنیا به‌دست آمده می باشد. از این چند صد گونه فقط تعداد بسیار محدودی امروز زراعت شده که از بین آنها صدها نوع در نواحی گرم و معتدله دنیا کشت و کار می گردد. تصور می گردد که مبدأ اولیه لوبیای معمولی از آمریکای جنوبی و بومی آن منطقه بوده می باشد (غفاری‌خلیق، 1379).

یکی از مهم‌ترین حبوبات در جهان، لوبیا می باشد. تمامی گونه‌های لوبیا متعلق به دو جنس عمده می باشد. جنس Phaseolus که شامل گونه‌های بذر درشت آمریکایی می باشد و جنس Vigna که شامل گونه‌های بذر ریز آسیایی می باشد. گونه‌های آمریکایی، بومی آمریکا و گونه‌های آسیایی بومی جنوب آسیا هستند. گونه‌های آمریکایی دارای غلاف‌هایی پهن با نوک بلند می‌باشد و دارای تعداد محدودی بذر در هر غلاف (4تا8 عدد) می‌باشند. گونه‌های آسیایی نیز دارای غلاف کوچک (حداکثر به طول 10سانتی‌متر) و استوانه‌ای هستند. در داخل هر غلاف تعداد زیادی بذر (تقریباً 20عدد) هست. در حال حاضر 18 نوع لوبیا در سطح جهان کاشته می گردد. (کوچکی و بنایان اول، 1386).

(Phaseolus vulgaris var.) که در زبان فارسی به نام لوبیا چیتی معروف بوده و در زبان انگلیسی Pinto bean  و یا Spotted bean نامیده می گردد، یکی از زیر گونه‌های لوبیای معمولی می باشد. لوبیا دارای واریته‌های بوته‌ای با رشد محدود و واریته‌های رونده، با رشد نامحدود می‌باشد که تا ارتفاع 2 الی 3 متری هم رشد می‌کنند. گل‌ها در این گیاه به رنگ های متنوع سفید، صورتی و ارغوانی مایل بنفش نظاره می شوند. گل‌ها بر روی محور گل‌آذین از پایین به بالا شکوفا می شوند. غلاف‌های لوبیا، کشیده و آویزان هستند. شکل غلاف در ارقام مختلف، متفاوت و به اشکال خمیده، مستقیم، پهن یا استوانه‌ای نظاره می‌گردند. (کوچکی و بنایان اول، 1386).

لوبیا گیاهی گرمادوست می باشد و بعضی ارقام آن نسبت به طول روز بی تفاوت و بعضی دیگر حساس یا روز کوتاه می‌باشند. این گیاه خودگشن می باشد و سیستم ریشه‌ای نازک و باریک دارد. (دوبتز و ماهالا، 1999). برای رشد کامل لوبیا 130-120 روز وقت لازم می باشد. از حدود 39-26 روز پس از کاشت چنانچه طول روز بین 18-10 ساعت باشد، به گل می‌نشیند. کمبود رطوبت را تا حدودی تحمل می کند. البته در شرایط خشک، تولید آن به شدت کاهش می‌یابد، اما در طی پر شدن غلاف و گلدهی، به هوای خشک حساس می باشد. بهترین مناطق کشت آن مناطقی می باشد که در انتها فصل رشد آن، بارندگی صورت نگیرد. (کوچکی و بنایان اول، 1386).