ایده یا تفکّر حقوقی که در روش تجربی ازآن سخن به میان آمد به کمک روش منطقی(استدلال منطقی) نیاز جامعه را به سازماندهی و قاعده مندی تأمین می کند. روش منطقیِ حقوق بین الملل همان روش استدلال منطقی می باشد که ماهیّت وشیوه استدلال حقوقی را روشن می کند واز این روش می توان در استنباط صحیح احکام حقوقی وشناخت و تحلیل قواعد حقوق بین الملل بهره گیری نمود. پس استدلال منطقی که در مرتبه ای بالاتر از تکنیک های حقوقی رسمی جای دارد به عنوان یک روش تحلیلی نام برده می گردد.نتایج چنین روشی(روش استدلال منطقی) از طریق روش تجربی، تصدیق یا ثابت می گردد؛ یعنی راه رسید به استدلال منطقی، روش تجربی وتوجه به واقعیات اجتماعی می باشد. به اظهار دیگر، آغاز بایستی واقعیات اجتماعی را در جامعه بین المللی مد نظرقرار دهیم (روش تجربی) و سپس با بهره گیری از روش منطقی، حکم حقوقی هر قضیه را یافته آن را مورد ارزیابی قرار دهیم. این شیوه استدلال منطقی می باشد که ایده ها یا تصورات مطروحه در روش تجربی را طرفداری یا تقویت می کندو با ترتیب دادن «تز» و «آنتی تز»، «سنتزی» را ایجاد می کند. حکم تمثیلی که حقوقدان استخراج می کند بایستی به اثبات برسدو در صورتی به اثبات می رسدکه نتایج آن با واقعیات اجتماعی متناسب باشد. [155] باری به هرحال می توان به لحاظ صورت وسیرتحقیق و تفکر، روش های پژوهش واستنتاج منطقی را در علوم مختلف مانند حقوق بین الملل به سه نوع قیاسی، استقرایی و علمی تقسیم نمود[156]

1-2 روش قیاسی

بعضی براین  نظرند نخستین روش تحقیقی که منصّه ی ظهور رسید روش قیاسی[157] بود که آن را به ارسطو و یونانیان نسبت دادند . روش قیاسی عبارت از تبیین پدیده ای جزئی با تکیه بر اندیشه کلّی و جزمی بود . به گزاره ای که اندیشه کلّی را تعبیر می نمود« کبری » و به گزاره ای که پدیده جزئی را اظهار می نمود «صغری» و به گزاره ای که اندیشه کلّی را بر پدیده جزئی کل تطبیق می نمود «نتیجه » می گفتند .[158] این روش عبارت از عدم مراجعه به خود پدیده ی طبیعی در کشف علل آن و تبیین علمی آن با تکیه بر اندیشه های جزمی پیشین دانسته شده می باشد . در این زمینه آورده اند: روزی میان دانشمندان برسر تعداد دندان های اسب جدال درگرفت و این جدال روزها به طول انجامید . آنان در این مدت برای یافتن پاسخ تمام کتاب های قدیمی را جستجو کردند. اما پاسخش را نیافتند تا اینکه دانشمند جوانی پیشنهاد نمود برای یافتن پاسخ به دهان اسب نگاهی بیندازند.[159]

 

2-2  قـیاس درحقوق وحقوق بین الملل

پژوهشگر، وجود قواعد حقوق بین الملل را که از راه تمثیل یا قیاس استنتاج کرده به وسیله ی فرایندی که  مبتی براصول و وقایع حقوقی وشیوه های شکلی ایجاد قاعده که مبنای اعتبارقواعد می باشد، تشخیص می دهد. روش استدلال تمثیلی را نباید با تفسیرموسع معاهده یاعرف اشتباه نمود، زیرا قواعدحاصل از استدلال تمثیلی با واسطه قرار دادن قاعده عام حاصل می گردد حال آنکه قواعدناشی از تفسیرموسع به گونه مستقیم از قواعدقراردادی یا عرفی به دست می آیند. استنتاج تمثیلی یا قیاسی براساس مقررات حقوق بین الملل اصولاً برای هر حقوقدان همان فایده ای را دارد که «فرضیه» برای طبیعی دان.[160] قیاس، ابزار کشف اراده قانونگذاران نیست؛ درواقع وسیله ای می باشد تااندیشه ی حقوقی بتواند حرکت متعادل نظام حقوقی را تأمین کند. این حُسن را نیز داردکه، در عین حال که روزنه ای برای نفوذ عقل و تدبیرو ابداع باز می گذارد، از خودسری و کژروی مفسّرمی کاهدو مرکز پژوهش اورا، احکام موجود در قوانین می سازد. بی گمان، این روش نتیجه ی مطلوب را تضمین نمی کند و مهارت و صداقت محقق و(یا حتّی مفسّر)در درجه ی اعتمادبه آن مؤثراست؛ اما امکان خطا ،اصل شیوه را بی اعتبار نمی سازد.[161]

2-عدالت ایجاب می کندکه موضوع های مشابه تابع احکام یکسان باشد. اصل برابری مردم درمقابل قانون نیزاز شاخه های همین عدالت صوری می باشد.قیاس، بدین ندای اخلاقی که بی گمان هدف کلّی هرقانونگذاراست، پاسخ می دهدویکسانی حکم را در دو موضوع مشابه تأمین می کند.[162] هماهنگی نظام حقوقی و یکپارچگی احکام موجوددر آن، یکی از اوصاف بارزحقوقی پیشرفته می باشد.در چنین نظامی ، اصول حقوقی پرورش و تکامل می یابدو سایه خود را برسرهمه ی احکام دارد.قیاس بدین هماهنگی کمک می کند. به اظهار دیگر، قیاس هم برمفهوم عدالت تکیه داردو هم نظم را حفظ می کند.[163]

برای رسیدن به مقصود، حقوقدان ناچاراست که نظمی را برپایه ی این مبانی رعایت کند:

  • کبرای هرقیاس بایدپذیرفته های حقوقی باشدوهیچ قاعده واصلی را نقض نکند، خواه برگرفته از قانون باشدیا اصول حقوقی و عرف ورویه ی قضایی؛
  • صغرای قیاس به حکم عقل و منطق از مصداق ها و موارداجرای کبراباشد؛
  • هرقیاس او را گامی به نتیجه نزدیک ترسازدوبیراهه نبرد؛
  • قیاس ها چنان ترتیب یابد که به نتیجه ی مطلوب رسد؛

ضرورت وجود این شرایط ،خصوصاً شرط نخست، شباهت کار محقّق در رشته ی حقوق بین الملل بطور اخصّ (حقوق بطور اعم ) را با دانشمندی که در پی بهره گیری از نیروهای طبیعی و مادّی به منظوریافتن راه حلّی خاص می باشد را نشان می دهد. همان گونه که دانشمند، نمی تواند قوانین طبیعی را نادیده بگیردو ناچار می باشد در سایه ی همان قوانین ثابت حرکت کند، محقّق رشته حقوق بین الملل (یا حقوق بطوراعم) نیز ناگزیراست که نظم قوانین و اصول مسلّم رشته حقوق بین الملل را رعایت نماید؛ با این تفاوت که طبع بشر و شرایط عرفی و اخلاقی به او جولانگاه بیشتری می بخشدو می تواندشرایط زمان و مکان را در فهم قواعدنیز مؤثر سازد. منتها،این اختیارنیزمرزی معقول دارد و تا جایی پذیرفته می باشد که مسلّمات را نقض نکند و انسجام نظام حقوقی را درهم نریزد. نتیجه ی دیگری که می توان از این تشبیه گرفت این می باشد که محقق رشته حقوق بین الملل نیز،همانند دانشمند طبیعی ، ممکن می باشد در متناسب سازی حقوق و عدالت به نتیجه نرسدوناگزیر گردد بارها «مقدّمه ها» را برهم زندو این فرایند را از سربگیردتا به راه حلّی نزدیک تر به این هماهنگی برسد، یا به متنی با چنان صراحت برخوردکند که مأیوس گردد.آن چیز که امتیاز این روش می باشد توجه محقق به نتیجه وآثاراجتماعی و اقتصادی پژوهش (یاتفسیر)و فتوای خودوپیش فرض عادلانه می باشد که در ذهن می پروردوراهنمای فکری خود می سازد .در این شیوه ،اوبسان دانشمند، بی طرف و تسلیم واقعیت خارجی نیست ؛همانند هنرمندبرای هدفی والا می جنگد ودر حرکت های فکری خود از احساس و اعتقاد نیز الهام می گیرد.[164]

بعضی از نویسندگان حقوقی وغیرحقوقی هم بودند که براثربکاربردن نابجای روش قیاس[165] و مقایسه حقوق داخلی با حقوق بیت الملل ، اصل وجود حقوق بین الملل را انکار کرده اند. این روش در بین اکثرانکارکنندگان حقوق بین الملل صرفنظراز اینکه به کدام یک از مکتب ها بستگی دارند، رواج داشته می باشد.با اجرای این روش ، معمولاً حقوق داخلی به علت داشتن مقام قانونگذارو مقام اجرا کننده ومحاکم ثابت و قبلی،نمونه کامل حقوق تصور شده و در مقایسه آن با حقوق بین الملل ، که فاقدتشکیلات مقننه ومجریه و قضاییه می باشد ، نتیجه گرفته می گردید، که حقوق بین الملل، حقوق نیست و قواعدرایج در روابط بین الملل ، به نظم اجتماعی دیگری غیرازحقوق ،بستگی دارد

 

بند سوم  – روش استقرایی

آورده اند فرانسیس بیکن اولین کسی بود که روش پژوهش قیاسی را در تبیین علمی پدیده های طبیعی کارا ندانست و پیشنهاد نمود. به جای مراجعه به اندیشه های عقلی و کلّی و جزمی در تبیین علمی پدیده های طبیعی به خود پدیده های طبیعی مراجعه شودو از رهگذر نظاره ی منظم خود آنها علل پیدایش آن ها کشف گردد. این روش پژوهش را«روش استقرایی »[166] نامیدند. در روش استقرایی پدیده های طبیعی را به گونه جداگانه مورد نظاره و مطالعه می کنند و از رهگذرآن به نتیجه گیری وکشف علّت می پردازند[167]

روش پژوهش استقرایی ، به تنهایی روش کاملی برای کشف علل طبیعی نبود زیرا نظاره ی پدیده های طبیعی بدون در نظر داشتن یک اندیشه ی کلّی همانند گردآوری مهره ها بدون رشته ای می باشد که آنها را به هم پیوند دهد؛پس چندان به یک تعمیم یا نظریه منتهی نمی گردد .چندان که مشاهدات اولیّه ی داروین درمورد ی زندگی حیوانات نتوانست ،به نظریه ای در مورد تکامل بشر بیانجامد.تا این که ملاحظه ی کتاب توماس ماتوس ،ذهن داروین را به این فرضیه کشاند که تنازع بقاء، انتخاب طبیعی انواع مختلف حیوانات می باشد و به موجب آن گونه های غیر اصلح ازبین می طریقه و گونه های اصلح باقی می مانند .[168]

درمورد کارآمدی واعتبارقیاس هیچ گفتگویی نیست، چراکه دخالت فکرمحقّق درآن اندک می باشد و حتی بعضی گمان دارند که ذهن به هیچ معلوم تازه ای نمی رسد و حکم خاص به گونه ای در دو مقدمه ی آن مندرج می باشد که کشف می گردد. اما ،درمورد ی استقراء وتمثیل وضع تفاوت می کند؛ ذهن به یافته های جدیدی می رسدکه یقینی نیست و درجه ی احتمال اصابت به واقع، به تناسب موردها، کم وزیاد می گردد،پس ، آنان که به اراده ی قانونگذار پای بند هستندو تخلّف از آن را مجاز نمی شمرد، در پذیرش اعتبارآن دو در تردیدند که عطایش را به لقایش بخشندیا این دو وسیله ی زاینده و کارساز را، با همه ی اشکال های آن بپذیرند.

 

1-3 – استقراء در حقوق بین الملل

درحقوق به گونه اعم و در حقوق بین الملل به گونه اخص همان قواعد فوق حکم فرماست: نظمی که در امورطبیعی سایه افکنده می باشد در هیچ قانونی دیده نمی شودو قانونگذارانِ به دنبال عدالت، خود را پای بند آن نمی کند. با وجود این، روندمتعارف امور برپایه ی چنین نظمی استوار می باشد. اعتبار استقراء نیز مبتنی برهمین نظم غالب می باشد.  روش ترکیبی یا استقرایی شناسایی قواعد حقوق را از طریق «نظاره» تأثیر آنها در جامعه بین‏المللی ممکن می‏سازد. این روش در صورتی یک قاعده را قاعده حقوق می‏داند که توسط تابعان حقوق بین‏الملل این‏گونه شناخته شده باشد. اینکه آیا واقعیت چنین می باشد، به وسیله رویه، در وسیع‏ترین معنایش، روشن می‏گردد .[169] درحقوق بین الملل ، طرفداران روش استقرائی عقیده دارند شناخت قواعد حقوقی از طریق نظاره ی تأثیرات آن قواعدبرجامعه بین المللی  ممکن می باشد.  طبق این روش،  قاعده ای یک قاعده ی حقوقی شمرده می گردد که تابعان حقوق بین الملل آن رابه این عنوان شناخته باشندو این شناخت در رویه به معنای وسیع کلمه عیان شده باشد. پس این روش، نوعی روش تجربی می باشد.[170]چنین فرض می گردد که قانونگذاران همیشه هدف معیّنی را دنبال می کنندو برتمام احکام فرعی هماهنگی و نظم، حکومت دارد. پس عقل می تواند، برمبنای غلبه ، از سیر احکام جزیی به حکم کلّی، قواعدی استخراج کندودر موردها مشابه ، به عنوان مصداق های آن به کار برد. بی گمان در استقراء بیش از قیاس منطقی ، حکم عقل اثر داردونتیجه ای که به دست می دهد یقینی نیست و همین امربعضی را نسبت به اعتباراستقراء به تردید انداخته می باشد. هرچنددر شرع نتیجه ای که از این راه بدست می آیدمعتبر می شناسندیا لااقل با احتیاط معتبرمی شناسند اما در نظام حقوقی و عرفی پذیرفتن آن به غایت دشوار می باشد ومانع از هرگونه پیشرفت در یافتن راه حل های تازه و نومی گردد .[171]  نظام حقوقی بین‏المللی از هنجارهای بسیاری تشکیل می‏گردد که ناشی از اقدامات ارادی می باشد. اراده خود به خود نمی‏تواند هیچ‏گونه آثار حقوقی پدید آورد؛ بلکه یک هنجار موجود بایستی به آن اثر حقوقی ببخشد. یک معاهده بین‏المللی، مصوبه یک‏جانبه‏ای که توسط یکی از ارگانهای یک سازمان بین‏المللی – در حوزه صلاحیتش – ایجاد می‏گردد، تصمیم یک دیوان که موجد قواعد حقوقی معتبر میان طرفین می باشد، اینها همه اعتبار خود را مدیون یک قاعده حقوقی پیشین و به لحاظ سلسله‏مراتبی برتر هستندمی‏توان ادعا نمود که قواعد پدیدآمده به موجب اعمال حقوقی، به کمک روش استقرایی و با نظاره آثار آنها، قابل تشخیص می باشد

 

2-3 –  تحلیل فلسفی  استقراء در حقوق بین الملل

در جهان کنونی ، خمیرمایه ی پیشرفت در علوم ، استقراء از راه نظاره و تجربه و تغییراست و هیچ گاه دروازه ی تجدید و حرکت وپیشرفت به روی آن بسته نمی گردد؛ زیرا استقراء تام که به یقین، بدل گردد کمتر اتفاق می افتدو استقراء ناقص زمینه ابطال و ارتقاء را در خود می پرورد.

همین وضع سبب می شودکه تردید و انکار درمورد ی اعتبار استقراء ناقص آغاز گردد، زیرا چگونه ذهن می تواندبه احتمال ناشی از آن اعتماد کندو فرض مخالف را نادیده بگیرد؟اما ،به این تردید پاسخ داده شده می باشد که گاه ظنّ حاصل از تجربه و نظاره چنان قوی می شودکه بنای عقل برپذیرش آن می باشد؛ چنان که در رویدادهای عادی زندگی و حتی قضاوت به همین بنا استوار ودر حال حرکت تکیه می کنیم. شوق رسیدن به معلوم تازه و ارتقاء و پیشرفت نیز احتمال شکست و پای خیزی دوباره را آسان می کند. وانگهی ، بشر به تجربه آموخته می باشد که برطبیعت نظمی پایدار جکومت می کندو قانون حاکم برآن دگرگون نمی گردد. علت معین پیوسته معلول خاصی را به دنبال داردو طفره و تصادف در این ارتباط راه ندارد. پس ، اگر در زمان و مکان و شرایط معین ارتباط ی علیّت میان دو حادثه احراز گردد، عقل می تواندوجود آن را گسترش دهد و شامل تمام حادثه های همانند سازدو، به عنوان مثال، نتیجه بگیردکه«آتش می سوزاند» و«آب ترکیبی از اکسیژن و هیدروژن می باشد» .[172]

ذهن پژوهشگرباید فقط به مدارک و اسناد معتبر و علت های عقلی اعتماد کند.  یکی از نشانه های تفکّر بدون روش تکیه بر آداب و رسوم ، عادات و سنن شخصی و اجتماعی و مطالعه و قبول کردن امور بدون پژوهش و تفحص عقلی و علمی  می باشد . پژوهشگر در حیطه کارش نیاز به علت های عقلی و برهان دارد . هر دلیلی بایستی بر اساس سند و مدرک باشد . اصالت سند و مدرک نیز به طرق علمی و عقلانی ثابت می گردد .

 

بند چهارم- بُــتــهای ذهــنی  

چنان که گفته گردید،در استقراء ، ذهن با شناخت ماهیّت وآثارپدیده ها، قانون حاکم برآن ها را تشخیص می دهد. این فرایند، با «پیش فرضی» که محقّق در ذهن پرورده می باشد آغاز می گردد؛همانند پیش نویسی که برای تهیّه ی قوانین می شودو زمینه ی مطالعه دقیق وآزمون آن را فراهم می آورد. به همین مناسبت می باشد که در رساله دکتری یا پایان نامه از نویسنده انتظار دارندکه «پیش فرض» خود را اظهار کند. هیچ اقدام ارادی بی هدف انجام نمی گردد. پیش فرض پژوهش در واقع هدف نویسنده و جهت و مسیر حرکت فکر او را معین می سازد. پیش فرض نیزخود به خود و اتّفاقی به ذهن نمی رسد؛ زاده ی نظاره و تجربه ی اجمالی می باشد که اندیشه ی حرکت وآزمودن حوادث را تلقین می کند: به عنوان مثال، شما آبی را در لیوان دارید به دلیلی تجزیه می کنید و در می یابید که ترکیبی از اکسیژن و هیدروژن می باشد. پس از این آزمون ، تصور ترکیب دو عنصراکسیژن و هیدروژن به ذهن شما می رسدو پس از یکی دوبار تکرار این تصور تقویت می گردد و به پدیده ای میانه ی تصوّر و تصدیق تبدیل می گردد. همین پدیده می باشد که انگیزه ی تکرارمشاهده ی نخستین وپایه ی پیش فرض می باشد. پیش فرض ذهنی در صورتی به تصدیق می انجامد که آزمایش ها چندان تکرار وبه همان نتیجه منتهی گردد که خردمندمتعارف به آن اعتمادکند، هرچند که به یقین منطقی و علم نرسدوجای پژوهش و آزمایش جدیدی را درآن باز بگذارد.[173]

در اینجا به نظریه معروف بیکن (roger  bacon ) تصریح می کنیم که دانستن آن خالی از لطف نیست .

او می گوید ذهن ما به طرق مختلف دچار خطا می گردد و این خطاها بر اثر عادات و بتـدریج در ذهن متمرکز می گردد و پس از مدتی یک نوع قداست پیدا می کنند و به  لحاظ تمرکز و رسوخ آنها ، به آن ها بت های ذهنی می گویند. بتهای ذهنی خود خطاهایی هستند که ذهن را فلج کرده واجازه ی دوری کردن از خطاهای دیگر را نمی دهند .  این بتهای ذهنی به چهار بخش تقسیم می شوند .[174]

1-  بـــتهای قــبیــله ای و طایــفه ای

2 – بــتهای غــا ر

3  – بــتهای بــازاری

4- بـــتهای نــمــایشــی

 

1-4- بُـتهای قبیله ای و طایفه ای  

پژوهش گر بایستی توجه داشته باشد که این نوع خطاها  ناشی از طبیعت نوع بشراست و  بشر نوعاً دچار این خطاها می گردد و این برمی گردد به عقل و تخیل و احساس ، یعنی، چگونگی کارکردعقل و قوای شناسایی .  مهمترین خطاها خطاهای حسّی هستند که در شرایط خاص ایجاد می شوند مثلا خطاهای دید  با تمرین و به کار بردن ابزار لازم و موقعیت های مناسب و دقت و سنجش در پدیده های حسی می توان از آن دوری نمود.

2-4- بتهای غـار

این امر برمی گردد به طبایع فردی در بشر ، علاوه برخطاهای نوعی . عمده ترین این خطاها خطاهای تربیتی می باشد و نظام های اشتباه تربیتی و یکسری ارزش های قبیله ای که باعث می شوند هر شخصی یک تربیت خاص پیدا کند . حتی آموزگاران هم ممکن می باشد دچار توهّماتی باشند که آنها را انتقال دهند و ذهن بشر را از کودکی انباشته می باشد .

قسمت عمده ی این خطاها بر اثر ارزش های دینی می باشد . وهمچنین ارزش های ملّی در نظام های تربیتی تاثیر داشته می باشد . این مجموعه تربیتی در هنگام رشد و سنین رشد،  بشر را راحت نمی گذارند و بر بشر تاثیر دارد. بیکن می گوید با این خطاها بایستی مبارزه نمود . او معتقد می باشد ما بایستی با پژوهش و مطالعه این خطاها را کنترل کنیم ویافته هایمان رابازسازی کنیم . این ها مضامینی را به افراد تلقین می کنند که افراد نمی توانند از آنها فاصله بگیرند . بنابر تجربه ،هر انسانی، دین دارد و این اعتقادات دینی الگو هستند. درزمان تربیت، اعتقادات مذهبی ارزش هایی را به ذهن القا می کنند . هردینی محرماتی دارد تمام واجبات و غیره ، بشر را تحت تاثیر قرار می دهند ، عادات فردی ناشی از تربیتند .

 

1-2-4 – مثال در حقوق بین الملل

درمورد مفهوم عدالت و تعریف آن ،سخنان بسیاری گفته شده می باشد که نقل و نقدآن ها با موضوع این گزارش تناسب دارد.اما ،یادآوری این نکته ضروری می باشد که عدالت موردنظر تنها مفهومی مجرّدوآرمانی نیست؛غایت مطلوب هرحقوقدان وهدف نهایی هرمُصلح و حق طلب می باشد،لیکن ریشه ی اجتماعی داردو پایگاه اصلی آن دراخلاق می باشد: بدین تبیین که عوامل گوناگون مذهبی و نژادی وتاریخی واقتصادی و جغرافیایی در میان هر قوم ، اخلاقی به وجودمی آوردکه رفته رفته پایه ی تمدّن آن قوم یا ملّت راتشکیل می دهد. این آمیزه ی اجتماعی و اعتقادی، هم چهره ی آرمانی داردو هم بی بهره ازویژگی های پدیده ی اجتماعی نیست. نام این اخلاق را در فلسفه ی حقوق «اخلاق والای اجتماعی» نهاده اند[175] نشانی از ترکیب و پویایی آن باشد. معیارتمیزآن را نیزداوری وجدان محسنین وپرهیزکاران جامعه هستند. جوهرعدالت در دامان چنین اخلاقی شکل می گیرد:گاه پاگرفته و منسجم درچهره ی اصول حقوقی ظاهرمی شودوگاهِ دیگردولت را واداربه اطاعت می سازدو در قوانین نفوذ می کند.بخش مهمی از آن نیز، که هنوز توان چیرگی برسازمان های اجتماعی را نیافته ،در وجدان ها باقی می ماندو الهام بخش مفسران قرار می گیرد.پس اگر گفته شودکه«حقوق رسوب تاریخی اخلاق می باشد» نبایدپنداشته گردد که این سه ماهیّت باهم پیوند می خورند. اخلاق و عدالت و حقوق چهره های گوناگون یک ماهیّت می باشد که در اشکال و محیط های مختلف نمو پیدامی کندو ویژگی «محیط» را می پذیرد.[176]ذهن حقوقدان در دامان نظام حقوقی و اخلاق جامعه ی خود پرورده شده می باشد و گمشده ی خودرا نیزدر درون همین حصار قهری می جوید؛ منتها، دراین جستجو از آرمان های والا نیز الهام می گیردومی کوشدحصار محیط را بشکندوارتقاء بخشد.[177]

 

 

 

3-4-  بُـتهای بازاری

خطاهایی که مستقیماً به بشر تعلیم داده نمی شوند اما بر اثر روابطی که او دارد به گونه خودکار وارد ذهن می گردد . این خطاها از خطاهای عامیانه شروع می گردد و در مرحله بالاتر حتّی خطاهای علمی و خطا در اصطلاحات علمی هم داریم . فرض کنیم یک محقّق تاریخ از کشور ایران می خواهد در مورد تاریخ روابط ایران و انگلیس پژوهش کند و این پیش فرض ذهنی یا بت ذهنی در پس زمینه ذهن او جای گرفته که انگلیسی ها پیراستعمار هستند یا همه چیز زیر سر  انگلیسی هاست ! یا خود انگلیسها آوردند و خودشان بردند ! و…   بیکن می گوید : این مفاهیم بتهای بازاری اند که در جامعه برسر زبان ها افتاده اند . مهم نیستند اما وقتی پای شناخت و پژوهش به میان می آید بایستی از آنها دوری نمود . حقوقدان نیز،بنابرتربیت و پرورش خودوتخصّص ویژه ای که دارد،پیوسته سایه یک نظام حقوقی رابرسرداردودرتمیزعدالت ازهمان اصول حقوقی الهام می گیرد .همین فرض می تواند برای یک پژوهشگرحقوق بین الملل نیز صادق باشد.

 

4-4 – بُـتهای نمایشی

یکسری  الگوهای فکری می باشد که نظام های فلسفی به ذهن شخص القاء می کنند . ممکن می باشد این نظام ها یک سری الگوهایی داشته باشند که خطا باشند و اگر ذهن به آنها عادت کند نمی تواند خطای آن را ببیند. فرض کنیم یک نفر برای استدلالاتش از منطق ارسطویی بهره گیری می کند و ناخودآگاه مفهوم جوهر و عرض را که از مبانی این علم می باشد قبول کرده . حال آنکه اگر این دو مفهوم را به چالش بکشیم کل منطق صوری زیر سوال می رود . بگذارید مثالی از حــقوق بیــن الـمـلل بزنم فرض کنیم حقوقدانی قایل به مکتب حقوق طبیعی  با گرایش مذهب مسیح باشد و آن را مبنای حقوق بین الملل می داند درمذهب مسیح ، منبع علم الهی ( لوگوس ) تعیین کننده قانون طبیعی می باشد ، حقوق طبیعی عینی و جدا از اراده بشری می باشد . برای تمام افراد ، در تمام اعصار ، و در تمام کشورها معتبر می باشد . دراینجا می بینیم که قبول یک نظام فلسفی که صبغه دینی دارد ناخودآگاه منجر به چه استدلالات و نتایجی می گردد .

بگذارید مثالی دیگراز حقوق بین الملل ذکر کنیم مثلاً درتئوری سنتی حقوق بین الملل مشروعیت بین المللی و حاکمیت دولت صرفاً براساس اینکه آیا دولت از نظر سیاسی برجمعیّت مردم کنترل دارد یا نه ،تعیین می شودو نه اینکه آیا دولت نماینده واقعی مردم هم هست یا نه. نظرگاه سنتی حقوق بین الملل ،پارادایم دوگانه ای را درمورد ساماندهی افراد بشر به دست می دهد:یکی اجرای عدالت (در سطح داخلی)ودیگری مشروعیت(در سطح بین المللی).عدالت و مشروعیت دراین نظرگاه ،به لحاظ مفهومی از یکدیگرجداهستندزیراسیستم های داخلی برای پیشبرد عدالت کوشش می کنند،لکن نظام های بین المللی صرفاً به دنبال نظم و رعایت آن هستند حقوق بین الملل در این مفهوم(اقتدارواستقلال بی زیرا وچرای دولت )هنوز توانایی و ظرفیت آن را ندارد که چارچوب هنجاری مناسبی برایر روابط بین الملل در زمان حاضرتعبیه کند.[178] .

با در نظر داشتن نظریه های سنّتی حقوق بین الملل می بینیم همین عدم اعتقاد به توانایی حقوق بین الملل به هنجارسازی برای روابط بین الملل یک بت ذهنی بود که متفکران خبره ای همچون کانت ریشه این اعتقاد را شناخته (اعتقاد به اصالت اراده ی دولت ها) و برآن شدندکه  دنیای لیبرال تر امروز ،نیازمندتئوری لیبرال تری از حقوق بین الملل می باشد.[179] پس اصالت را به فرد داده و نه دولت و هدف اصلی برپایی دولت و حکومت را آن دانستند که به اجزاء تشکیل دهنده خود یعنی فرد انسانی خدمت کند،از او طرفداری کند و برای اوسودمند باشد.[180]

آنها می گویند این بنیان های سنتی،غیر لیبرال و اقتدارگرا هستندو فرمانبری خواهی[181] یا قدرت دولت را به شیوه ای ناموجه تا پایه ای بلند بر می کشند و ستایش می کنند. بهره گیری از قدرت و اعمال آن بایستی به لحاظ اخلاقی نیز مشروع باشد.اعمال قدرت هنگامی از لحاظ اخلاقی مشروع می باشد که محصول رضایت سیاسی مردم باشدوحقوق اساسی مردم را که موضوع و مخاطب آن هستند محترم بشمارند. اگر قرارباشدحقوق بین الملل مشروعیت اخلاقی هم داشته باشد،ناگزیرباید دولت ها را ملزم کند که به عنوان پیش شرط وارد شدن به جامعه بین المللی ،حقوق بشر رارعایت نماید. امانوئل کانت نخستین کسی می باشد که از این دیدگاه (نظریه) دفاع کرده و به همین لحاظ آن را «نظریه ی کانتی حقوق بین الملل » می نامیم.
دانلود متن کامل در سایت sabzfile.com
 

بند پنجم  : بُـتها را بشکن

پژوهشگر از ارزش گذاری و پیش داوری اجتناب می کند . اینکه فلان مکتب حقوقی صحیح می باشد یا فلان دین حق می باشد در پژوهش جایی ندارد . اگرکسی  برای اثبات عقیده ای مدّعی پژوهش گردد کاری اید ﺋولوژیکی انجام داده و دیگر نمی توان او را پژوهشگر خطاب نمود بلکه او کـلام و فـلسفه می گوید. در امر پژوهش تا آنجا که ممکن می باشد نباید اعتقادات شخصی را دخالت داد .

 

1-5- همه بتها نمی شکنند

عده ای عقیده دارند که قبل از پژوهش باورهای شخصی را بایستی تماماً به کناری نهاد . اما این امر به گونه مطلق امکان پذیر نیست . چونکه باورهایی در ضمیر هر شخص هست که او به آنها شناخت آگاهانه ندارد و در بینش و جهت گیری فکری او تاثیر می گذارند . به گونه مثال : نوع خاص سنتی که با آن محقق رشد کرده می باشد ، ارزش های اجتماعیش ، محل تحصیلش ، زبانی که با آن سخن میگوید حتی زبان هایی که به غیراز زبان مادریش  می شناسد ، در شکل گیری شخصیت او موثرند . پس پژوهشگر بایستی در مقدمه پژوهش یا کتابش ، خودش ، دیدگاهش ، ابزار پژوهشش و روشش را معرفی کند تا خواننده بداند با چه کسی و چه بینشی طرف می باشد . مثالی ذکرمی کنم : در رشته فلسفه همه دانشجویان دوره کارشناسی کتاب مرجع و درسی شان تاریخ فلسفه  فردریک کاپلستون که مشتمل بر چند جلد می باشد می باشد با اینکه این اثر پژوهش صرف نیست وبیشتر تالیف می باشد برای این تبیین مثال خوبی می باشد این کتاب که تاریخ فلسفه غرب را از یونان باستان تا عصر حاضر اظهار می کند مملو می باشد از اشارات عیان و پنهان به مسیحیت و اصول اعتقادیش ، حال آنکه خیلی از فیلسوفان یونان و روم این تاریخ فلسفه درپیش از مسیح می زیسته اند . یعنی او تاریخ فلسفه را ، تومیستی ، نگاه می کند زیرا او یک کشیش مسیحی بود و این کتاب را برای طلبه های کاتولیکی (کشیشان ) نوشته می باشد و فلسفه توماس آکویناس را (قرن 13میلادی ) فلسفه جاودان و حقیقی می داند البته اینجا عیبی بر کاپلستون نیست اودر آغاز روش و بینش خود را معرفی کرده و بر خواننده می باشد که این کتاب را بخواند یانه . یک محقق به این امر توجه می کند که این کتاب نه جلدی یکی از ده ها تاریخ فلسفه ای می باشد که به زبان های مختلف نوشته شده و بینش تومیستی – سنتی مطالب را اظهار می کند . این کتاب در کشور ما به عنوان بهترین متن درسی برای دانشجویان فلسفه تعیین شده و متن درسی قرار گرفته می باشد . پیش روی آن امیل بریه دیدگاهی غیر مذهبی دارد و تاریخ فلسفه را با نظر دیگری تبیین می دهد . او نیز دارای روش و بینش شناخته شده ای می باشد و از این جهت نمی توان بر او خرده گرفت . البته بایستی در نظر داشته باشیم که بینش و دیدی خاص از تاریخ داشتن بین محققین و متفکرین امری طبیعی می باشد .این دو مورخ فلسفه در کلیات خلاف یکدیگرنمی نویسند بطور مثال هیچکدام عقاید افلاطون را به ارسطو ویا بالعکس نسبت نمی دهند اما اگر به محتوای این دو کتاب به گونه دقیق نظر بیاندازیم متوجه می شویم که هر کدام مهر شخصی و اعتقادی خود رابر اثر خویش زده اند و در انتخاب و تفسیر مطالب ، نظری خاص داشته اند .

پژوهشگر بایستی به نوع انتخاب مطالب  و تفاسیرشان توجه داشته باشد .

 

بند ششم  روش علمی [182]

به این ترتیب بهترین روش پژوهش ترکیبی از قیاس و استقرا دانسته گردید و از آن به «روش علمی » تعبیر گردید . کبرا در این روش عبارت از یک اندیشه ی جزمی نیست ؛بلکه عبارت از پیش فرض یا فرضیه ای بود که با جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها مورد آزمایش قرار می گیرد .[183]

جان دیوئی برای این روش پژوهش الگوی ذیل را پیشنهادکرد که از آن به «روش حل مسئله» نامبردار شده می باشد: 1- شناخت و تعریف مسئله 2- ساختن فرضیه (گمان،پیش فرض،حدس بخردانه) 3-جمع آوری ،تنظیم ، و تجزیه و تحلیل داده ها ؛  4-تنظیم نتایج؛ 5- تایید،ردّ یا تعدیل فرضیه از راه آزمودن پیامدهای آن در موقعیت خاص

مراد از تجزیه و تحلیل داده ها بحثی می باشد که همه ی ابعاد و اطراف آن ها را فرا بگیردو به همه ی زوایای آنها نفوذ کند تا امور علمی پنهان در آنها را کشف نماید.[184]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

روش پژوهش در حقوق بین الملل

 

بند اول – دیباچه

دست یابی به هدف های پژوهش میسّر نخواهد بود مگر این که روش شناسی دقیقی به کار برده باشیم .امّا روش شناسی در پروسه پژوهش چه کمکی به ما می کند؟  روش شناسی در پژوهش، مجموعه ای از فرایند ها وقواعد می باشد که درقالب یک نظم سیستماتیک وروش های اجرایی، محقق رادرپاسخ به سؤالات پژوهش هدایت می کند . ویا مجموعه ای به هم پیوسته از قواعد ،اصول وروش های معمول در یک رشته از دانش اطلاق می گردد .[185]   از پژوهش، تعاریف گوناگونی شده اما تعریفی را نقل می کنیم که با این پژوهش مناسبت بیشتری داردومنظورما را درپژوهشِ روشمند اظهار می کند  . پژوهش روشمند عبارت از مطالعه ومطالعه منظم ،کنترل شده وآزمایش قضیه های فرضی درمورد ی روابط احتمالی بین پدیده ها با «دیدی انتقادی» می باشد . چنین تحقیقی دارای دو شرط می باشد 1- کنترلِ دقیق شرطی که مانع تأثیر عوامل نامربوط ومزاحم می گردد  2-  در نظر داشتن پادایم ها ومبانی فلسفی علم مربوطه .  واما مفهوم روش شناسی درتحقیق چیست ؟ روشمند بودن در امر پژوهش یعنی چه ؟  روشمند بودن یعنی نظم دادن به فکر . نظم دادن به فکر ، خود در دو مرحله انجام می گردد : [186]

1- فکرکردن در موضوع پژوهش و پژوهش

2- فکر کردن یا تأمّل در تفکر خودمان

روش شناسی در پژوهش به معنای درپیش گرفتن راهی ویا معیّن کردن مراحلی می باشد که برای رسیدن به هدفی ، می بایستی با نظمی خاص آنها را دنبال نمود ویا به تعبیردیگرمجموعه اسلوب ها وطرقی می باشد که وصول به حقیقت وهدف مورد نظررا ممکن وآسان می سازد  « با دیدی انتقادی و فلسفی» که اگر این قید آخر را به کار نبریم با روش پژوهش به معنای محض آن اشتباه خواهد گردید . با این رویکرد پژوهش روش مند بایستی کلیّه ی ابزارو وسایلی که برای جمع آوری اطلاعات وکیفیّت مطالعه آنها جهت وصول به یک هدف خاص را داشته باشد که عبارتند از :  1- انتظام     2- عقلانی بودن ودوری از توهّمات وعواطف           3- روح علمی ،بی طرفی ،تسّلط بر خویشتن ، صبر وتواضع  4- واقعیت گرایی .

 

بند دوم –  ارتباط روش پژوهش و روش شناسی در حقوق بین الملل

در ابتدای فصل پیش گفته گردید روش های استنتاج، به معنای کلّی آن در «روش شناسی» حقوق بین الملل با «روش های پژوهش» در این رشته، ارتباط ی تگاتنگ دارد؛  البته این مختصّ تمام رشته های علوم انسانی می باشد؛ پس «روش های پژوهش» نیز بی نیاز از روش شناسی حقوق بین الملل نیستند  .  چراکه عرصه ی اقدام ونمودِ روش شناسی ، همان میدان پژوهش و پژوهش می باشد  . آنجا که که تنها به موضوعات صرف ذهنی و فلسفی پیرامون روش های کسب علم در این رشته سخن گفتیم در ساحت روش شناسی به معنای خاص گام نهادیم. اکنون می خواهیم در میدان اقدام، روش های استنتاجی و غیر استنتاجی را بحث نماییم .  پژوهش هایی که در علوم عقلی انجام می گردد،به روش قیاسی یعنی از کلی به جزئی می باشد وپژوهش هایی که درعلوم نقلی و تجربی انجام می شود، اغلب به روش استقرائی یعنی از جزئی به کلی و گاهی هم به روش تمثیلی یعنی از جزئی به جزئی می باشد. اما گویاً حقوق بین الملل یک حالت بینابینی دارد زیرا که در عرصه پژوهش هم نیازمندمشاهده وتجربه می باشد وهم نیازمند روشِ استدلال قیاسی که البته در فصول پیش و خصوصاً فصل پیش آفات تجربه وآفات قیاس را ذکر کردم .
جستجو در سایت :   


 

بند سوم –  مواد پژوهش در حقوق بین الملل

داده های پژوهشی در یک تقسیم بندی کلّی به دو دسته تقسیم می گردد: دادهای حسّی و دادهای عقلی. دادهای حسّی نیزخود به دو نوع دادهای حسی مستقیم و داده های حسی غیرمستقیم تقسیم می گردد.در علوم نقلی از دادهای حسی غیر مستقیم و درعلوم تجربی ازداده های حسی مستقیم بهره برداری می گردد.

داده های عقلی نیز دو نوع اند: داده های عقل نظری و داده های عقل عملی.درعلوم فلسفه و ریاضی ازداده های عقل نظری ودر علوم اخلاق و کلام و اصول فقه و غیر از آنهااز داده های عقل عملی بهره گیری می گردد.[187] شاید حقوق بین الملل جزء معدود رشته هایی باشد که از تمام این مواد بهره گیری می کند. به طورکلی، پژوهش وتحقیق درحقوق بین الملل در سه سطح انجام می گردد: «توصیفی»که مطالعه وتبیین حقوق بین الملل وتابعان ،نهادها وروش های آن می باشد؛ «هنجاری» که بحث در درستی ونادرستی،بایستگی ونابایستگی اصول وقواعدحقوق بین الملل می باشد؛ و«فراحقوق بین الملل»که گزاره های حقوق بین الملل را ازنظرمعناشناسی ومنطقی بحث می کند.[188]

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تعریف سند و بیان انواع آن -جعل اسناد هویتی در قوانین جزائی پس از انقلاب اسلامی ایران

 

بند چهارم   پژوهش توصیفی[189] در حقوق بین الملل

ویژگی مشترک این روش آنست که  موردها را همانطور که هست ،بدون هرگونه دستکاری استخراج کند. به این نوع از پژوهش به جهت آن که درآن همه ی موردها به گونه عمیق و دقیق مطالعه نمی گردد، «توجه پروازی» هم گفته اند.[190]

چنانکه گفته گردید «پژوهش توصیفی» همان مطالعه وتبیین حقوق بین الملل وتابعان ،نهادها وروش های آن می باشد. مثلاً اگر پژوهشگر بخواهد در مورد اختیارات و کارکرد شورای امنیّت پژوهش کند . یا در ارتباط با تأثیر، وظایف و اختیارات دیوان بین المللی دادگستری و… . بااین وصف به نظرمی رسد بیشترموضوعات و تحقیقات دانشجویان دوره کارشناسی در سطح توصیفی می باشد .

موضوعات زیربدون قید حصر می تواند دست مایه ی پژوهش توصیفی باشد: سابقه ی تاریخی حقوق بین الملل، شاخه بندی های حقوق بین الملل، منابع حقوق بین الملل، اعضای جامعه ی بین المللی و تابعان حقوق بین الملل، حقوق دریاها و حقوق هوا، نارسایی های سازمان ملل ، روش های مسالمت آمیزاختلافات بین المللی و…

 

1-4- روش همبستگی

روش همبستگی را می توان  زیر مجموعه ی روش توصیفی دانست . در این نوع پژوهش نیز حوزه ی پژوهش ، مواردبسیاری رادر برمی گیرد،امّا محقّق درآن می کوشد،دویاچند دسته از اطلاعات مختلف مربوط به یک گروه یا یک دسته از اطلاعات مربوط به دویا چند گروه مختلف را با هم مقایسه کند؛به این مقصود که ارتباط ی یک یا چند عامل را با یک یا چند عامل دیگرکشف کندو اندازه همبستگی میان آنها را به دست آورد.[191]  مثلاً موضوع تحقیقی، پیرامون تأثیر سازمان های غیر دولتی درشکل گیری واجرای قواعد بین المللی حقوق بشردر این مجموعه قرارمی گیرد  . بیشترتحقیقات در سطح کارشناسی ارشد با این روش انجام می شود .

 

2-4- پدیده  شناسی

 عرصه پژوهش در علوم انسانی ازجمله حقوق بین الملل دو گونه می باشد :یا عالم ذهن می باشد یا عالم خارج از ذهن. به این ترتیب پژوهش راازلحاظ این که آیا موضوع و مسئله ی پژوهش معنای ذهنی می باشد یا پدیده ی عینی به دو نوع می توان تقسیم نمود:معناشناسی و پدیده شناسی.

موضوع این نوع از پژوهش پدیده ی عینی و خارجی می باشد و درآن ارتباط ی دو یا چند پدیده ی عینی و خارجی مطالعه می شودکه آیاتغییر یکی سبب تغییردیگری می گردد(پژوهش علّی)؟ آیا اوصاف مشترکی باهم دارند(پژوهش توصیفی) و…؟[192]

گفتنی می باشد که در علوم جدید به پدیده عینی«متغیر» می گویند.آن را از این جهت متغیرگویندکه تغییرپذیر می باشد و حالت های گوناگونی پیدامی کند.در علوم جدیدتلاش می گردد،تغییرات پدیده های عینی و روابط میان آنها مطالعه گردد.[193]پنهان نیست که اطلاعات مربوط به چنین پژوهشی هم از طریق اسنادو منابع کتابخانه ای به دست می آید وآن زمانی می باشد که خواسته باشیم،پدیده های تاریخی را موردپژوهش قراردهیم(پژوهش تاریخی)وهم از طریق مطالعه های میدانی حاصل می شودوآن زمانی می باشد که بخواهیم،پدیده های موجودوزمان حاضرراموردپژوهش قراردهیم.[194]

 

 

بند پنجم – پژوهش هنجاری در حقوق بین الملل

در این جا بحث در دُرستی ونادرستی، بایستگی ونابایستگی اصول وقواعدحقوق بین الملل می باشد. دراین وادی ازپژوهش ، کمی از توصیف ساده ی پدیده ها فاصله می گیریم وکمی به اساس حقوق بین الملل نزدیک می شویم . البته در اینجا مقصود از« اساس» ، مبانی فلسفی آن نیست ؛ مثلاً وقتی قاعده ای را با اصل «رضایت» دولت ها می سنجیم دیگر وارد مبانی و موضوعات فلسفی ایجاد رضایت نمی شویم زیرا که دیگرآن مبحث یک مبحث «فرا حقوقی»  می باشد . چنانکه در این پژوهش فصلی را راجع به مبانی« رضایت»  در ایجاد معاهدات بین المللی در قالب «نظریه ی بازی» تبیین دادیم. در طول تاریخ حقوق بین الملل، قواعد و هنجارها رابا اصول مختلفی سنجیده اند. در طی قرون وسطی، اساس حقوق بین الملل بر اراده ی الهی تصور می گردید اما با رسیدن دوره جدید و سقوط قدرت کلیسا، طبیعت و عقل را جایگزین کردند و بعضی به هر دو وفادار ماندند. موضوعات زیر بدون قید حصر می تواند دستمایه ی پژوهش هنجاری باشد: شخصیت حقوقی دولت، آیا جامعه بین الملل حقوقی هست؟ پژوهش در وجود یا عدم ضمانت اجرای قواعد بین المللی ، تفاوت میان حقوق طبیعی و حقوق بین الملل ارادی، جنگ مشروع، اختلاف نظربین طرفداران نظریه ی دوگانگی حقوق و…

 

بند ششم پژوهش «فرا حقوقی» درحقوق بین الملل

چنانکه می دانیم هرعلمی گزاره هایی دارد؛ وقتی با رویکردفلسفی به آنها پرداخته شودممکن می باشد بعضی گزاره ها خارج از آن علم دانسته گردد هرچند عالمان آن علم ممکن می باشد به آن گزاره به دید یک گزاره علمی بنگرند. حال اگربخواهیم در حقوق بین الملل گزاره ها را غیر از توصیف وتبیین حقوقی آن  مطالعه کنیم مجبوریم وارد موضوعات «معنا شناسی» و «منطقی» شویم . از مصادیق این نوع پژوهش می توان به فلسفه حقوق بین الملل ، روش شناسی حقوق بین الملل، مکاتب حقوق بین الملل، روش استنتاج درحقوق بین الملل و.. نام برد.

 

1-6- فلسفه حقوق بین الملل

اغلب نویسندگان کلاسیک حقوق بین الملل برای حقوق بین الملل فلسفه ای قائل نیستند و آن را یک مقوله هنجاری می دانند. چنانکه فلسفه در علوم اجتناعی مقوله مستقلی نیست . نزد ایشان حقوق بین الملل یک پروسه یا طریقه اجتماعی بین المللی می باشد که از خود سازمانی برخوردار می باشد و بی تعارف حقوق بین الملل را ذیل روابط بین الملل قرار می دهندو موضوع و هدف آن را قانونمند کردن روابط بین المللی می دانند. اما واقع مطلب این می باشد که حقوق بین الملل دست کم در روزگار ما یک دستگاه کامل فکری می باشد . از این دیدگاه ، فلسفه حقوق بین الملل وسیله ای می باشد برای شناخت و کنه حقیقت حقوق بین الملل. این همان کاری می باشد که در فلسفه به معنای خاص آن انجام می گردد. [195]

 

2-6- معناشناسی در حقوق بین الملل

چنانکه گفته گردید حوزه ی این نوع پژوهش عالم ذهن می باشد  . موضوع چنین پژوهشی می تواند معنای متن باشد و درآن ارتباط معنابا لفظ،معنابامعناومعنابا مصداق مطالعه می گردد.

کوشش هایی مانندترجمه،تفسیر،ﺗﺄویل،نقدمتن واستنباط ازمتن آن جمله می باشد.بعضی از مهمترین اغراض چنین پژوهشی یا شناسایی متن اصیل(تصحیح)یا کشف معنای مرادمتکلم از متن(تفسیر) یا استخراج لوازم آن معنا(استنتاج)ویا تطبیق متن برمصادیق خارجی(استنباط)می باشد.معمولاً اطلاعات مربوط به چنین پژوهشی از اسنادو منابع کتابخانه ای به دست می آیدو پردازش آنها با تکیه به قواعدی می باشد که در علوم دستوری مانند، نحو،بلاغت،منطق،اصول،رجال ومانندآنهابیان می گردد. [196]

 

3-6- متن پژوهـی

گاهی پژوهش یک متن معین می باشد و پژوهشگرقصددارد،آنرا تصحیح یا ترجمه یا تبیین ویا نقدکند. این نوع از پژوهش را می توان «پژوهش متن محور»یا«متن پژوهی» نامید؛زیرا درآن محور، متن معینی با تبویب و ترتیب و ترتیب مشخصی می باشد وهربحث و مطلبی بایدبرمحورآن مطرح گردد.[197]

مثلاً ممکن می باشد موضوع پژوهشی متن یک کنوانسیون بین المللی باشد . بسادریک پژوهش موضوع محوریا متن محور به سؤالاتی علمی نیز پرداخته گردد؛منتها آن سؤالات محور موضوعات و مطالب نیست و پس به موجب وجودآن سؤالات در چنین تحقیقاتی نمی توان آنها را«مسئله پژوهی» دانست. ﻣﺘﺄسفانه ملاحظه می گردد،گاهی متولّیان پژوهش در مراکزعالی این سه محورتحقیقی را از یکدیگرمتمایزنمی سازندو با تقلیدکورکورانه از فرم طرح پژوهش مرسوم در پژوهش های میدانی از دانشجویان علوم قدیم یاحتی حقوق بین الملل که موضوع تحقیقشان پژوهش در متون واسناد حقوق بین الملل باشد الزاماً می خواهندکه حتی برای پژوهش های موضوع محوریا متن محوربیان مسئله و فرضیه داشته باشند.

متن پژوهی در رشته ی حقوق بطور اعم ودر حقوق بین الملل بطور اخص با بحث« تفسیر» پیوند پیدا می کند که به آن می پردازیم:

 

4-6- تفسیر

موضوعی که لازم می باشد در اینجا گفته گردد آنست که شیوه ی«تفسیر» به مسائل گوناگونی در فلسفه ی حقوق برمی خورد؛ از جهتی به مبانی حقوق و از جهتی به منطق حقوق و از جهتی به منابع حقوق. زیرا،تفاوت می کندکه حقوق را ناشی از «قدرت» یا ناشی از «فطرت بشر» یا ناشی از «تحولات اجتماعی» و وجدان عمومی بدانیم . هر کدام از این گزینه ها را اختیار کنیم برای تفسیر قانون بایستی به دنبال نتایج همان نظر باشیم و شیوه ی متناسب را برگزینیم.

موضوع به منابع حقوق هم ارتباط پیدا می کند: تفاوت می کند که ما منبع حقوق را قانون بدانیم یا بین قانون و حقوق تفاوت قایل نباشیم یا بگوییم حقوق منابع زیادی دارد. حقوق بسان استخری می باشد که آب های مختلف در آن ریخته می گردد و یکی از آن آب ها، آبی می باشد که از قانون سرچشمه می گیرد، اما این بخش ناچیزی از حقوق می باشد؛ بسان خلیجی از یک اقیانوس. رویه ی قضایی و عرف و عادت و عقاید نویسندگان و اندیشمندان حقوقی، و به عقیده ی بعضی قواعد صنفی ، در ایجاد قواعد حقوقی مؤثرند. اگر ما پذیرای این منابع باشیم تفسیر قواعد هم فرق می کند و برای فهم قانون بایستی در پی تمام این منابع هم بود.[198]

 

1-4-6 – روش های تفسیر

روش نخست ؛ مکتب تفسیرلفظی؛ در حقوق بین الملل شاید مکتب حقوق طبیعی ومکتب اصالت اعیان یا مکاتب مذهبی همچون حقوق بین الملل اسلام از این روش بهره ی بیشتری برده یا ببرند . درآغاز عدّه ای اعتقادداشتند که باتوجه به ترکیب خارجی قانون می توان اراده ی قانونگذار را کشف نمود، زیرا که این اراده در ظواهر عبارات آمده می باشد. پس ،عبارت قانون می تواندنشانه ی اراده قانونگذارباشد اما سایرمنابع مشکوک می باشد. به همین جهت به صنایع لفظی پرداختندکه به مکتب تفسیرلفظی شهرت یافته می باشد. روش تفسیرادبی و لفظی در مورد قوانین مذهبی می تواند کارایی داشته باشد، چراکه آنها می خواهند حکم خدارا استنباط کنندوطبیعی می باشد که بایستی محتاط باشند.این روش در میان فقهای خودمان وشدیدتر درمیان اخباریون که می خواستند حکم تمام نیاز ها را در اخبار یا در آیات پیداکنندمشهود بود .

روش دوم در نظر داشتن هدف قانونگذاروعقل ؛برای یافتن اراده قانونگذار تحولی رخ داد. گام دوم به این جا رسیدکه مفسران ، به جای تکیه به متون قوانین ، به هدف قانون هم توجه داشته باشند. این تحول در اروپا به طریق علمی برجسته شده و کاملاً مشخص می باشد اما زمینه های آن در حقوق اسلام هم دیده می گردد

روش استنباط اراده قانونگذار ؛ پیروان این مکتب ، درجستجوی اراده ی نویسندگان قانون هستندومی گوینداراده ی آن مقامی که قانون را وضع کرده حجّت می باشد .پس ، درآخرین تحولی که در جستجوی اراده ی قانونگذارایجادشد، سهم عقل برجسته شدکه، راه و روزنه ای به عدالت می باشد وبدین ترتیب ، راه ورود اخلاق و عدالت به حقوق باز گردید. به قول هوریو یکی از نویسندگان بزرگ حقوق اساسی وحقوق عمومی فرانسه که شهرت جهانی دارد«روش تفسیرعبارت از تمهیدی می باشد که حقوق دان به وسیله ی آن می تواند برقوانین و رویه قضایی چیره گردد»  . در حقوق بین الملل مکاتب بشر گرا، همچون مکتب اصالت اراده یا همان پزیتیویسم و زیرمجموعه های آن مثل مکتب وضعی جدید و اصالت اراده مشترک یا مکتب خودمحدود سازی ارادی این روش تفسیری را برمی گزینند .

روش سوم:  اصالت قانون ؛ درمرحله ی بعد، عدّه ای به این فکرافتاده اندکه، حال که این سدشکسته شده وراه نفوذ عدالت به تفسیربازگردیده می باشد، برای خود قانون صرف نظراز نویسندگان آن ارجی قائل باشند .می گویند: قانونگذار همین که قانون را وضع می کند، کارش تمام شده می باشد و ما هیچ وظیفه ای نداریم که بدانیم که نویسندگان آن قانون چه خواسته اند . قانون ، همانند پدیده ی اجتماعی ، تابع تحولات اجتماعی می باشد. پس تحولات در معنی قانون تأثیردارد وما بایدقانون را به گونه ای تفسیرکنیم که با تحولات اجتماعی سازگار باشد. براساس این نظر، قانون دو چهره دارد: متن قانون و روح قانون . متن ثابت می باشد اما روح و معنا تابع تحولات اجتماعای می شودو، در مقام اجرای قانون ، بایدتحولات این پدیده ی اجتماعی را در نظر گرفت . در حقوق اروپایی ،مکتب تاریخی در واقع همین سنخ فکررا داشته می باشد .در عقیده ی آنها اجتماع خودبه خود قانون را ایجاد می کندوقانونگذار برای فهم آن بایستی به وجدان اجتماعی توجه کند و ببیند وجدان اجتماعی چه اقتضا دارد .

عده ای دیگر، به جای وجدان اجتماعی ، به حقوق فطری روی آوردندوبرای این که اسم قانون از بین نرودگفتند: بالاتر از قانون انسانی ، قوانین عالی وجود داردکه فطرت بشر و ذات روابط اشیاء آن را اقتضا می کند . پس بایستی به دنبال قوانین طبیعی رفت ودید که قوانین وضع شده کشف از آن قوانین عالی می کنندوآیابا آن فطرت همگامی دارندیانه؟ به اظهار دیگر،قانون را به گونه ای بایدتفسیرکردکه با قوانین فطری تطبیق کند

روش چهارم: روش پژوهش علمی آزاد ؛جمعی دیگربه کلی از قوانین بریدندوخواستند عدالت را به تنهایی اجرا کنند . اینان مکتبی را پرداختند به نام«علمی آزاد»  . «ژنی» در اروپا مکتب پژوهش علمی آزاد را تأسیس کردوگفت:درموارد نقص قانون ما معلومات معینی داریم که بایدمبنای کشف حکم قرار گیردواز جمله آنهااست: معلومات غایی ، معلومات تاریخی ومعلومات قانونی .بایدآنها را ترکیب کنیم و راه حلی از میان آنهاکه مطابق با مصالح جامعه باشدبه دست آوریم . این مکتب ظاهرفریبنده ای دارد،اما اگراجرای قانون به پژوهش آزادوعلمی از واقعیت ها کشیده گردد، قاضی آزاد می گردد که آن چیز که می خواهد از راه حل هایی غایی و تاریخی و قانونی به دست آوردوچیزی جلودارآن نیست و «نظم» فدای عدالت می گردد درحالی که مابه دنبال راهکاری هستیم که نظم و عدل را باهم داشته باشد .[199]

 

 

5-6- منطق خطایی  در حقوق بین الملل

در فصول پیش راجع به منطق و روش های حقوقی منطقی، همچون قیاس و استقراء بحث گردید که دوباره به آن نمی پردازیم اما عنوان دیگری تحت عنوان «منطق خطایی»  در این بند،  جای طرح دارد.  منطق حقوق، منطق ریاضی نیست. منطق تحلیلی و استنتاجی تنها هم نیست بلکه به نظرمی رسد، برخلاف آن چیز که شهرت داردونتیجه گیری که از آن می گردد بیشتر «منطق خطایی» می باشد  . وقتی قاضی یا حقوقدان با پژوهشگری مطلبی روبرو می شودو درمی یابدکه قضیه چیست، خواه ناخواه راه حلی

به او القا می شودو عدالت را احساس می کندکه نام آن را«عرفان حقوقی» نهاده ایم .[200]  لازم نیست که گیرنده ی این الهام، تنها حقوقدان باشد. همه این راه حل را احساس می کنندولی تفاوت حقوقدان با دیگران این می باشد که احساس او تربیت شده می باشد، همانطور که یک هنرمندنقاشی یا موسیقی زیبایی را آن گونه که مردم عادی در می یابند درک نمی کند، قاضی هم که با نظام حقوقی آشنا می باشد طبیعتاً آن عدالتی را که احساس می کند از درون همان نظام استخراج کرده می باشد. اما این اشراف و این «عرفان حقوقی» اورا هدایت می کندبه سوی عدالت. اما این تمام کار نیست، اگر بنا باشدقاضی به سائقه ی عدالتی که می خواهد اقدام کندوهیچ نظمی اورا پای بند نسازد، هرج ومرج ایجاد می شودو نظم از بین می رود. پس وقتی حرکت ذهن به سوی عدالت آغاز گردید، تمام هنرحقوقدان در این می باشد که بتواند آن راه حل عادلانه را به قانونگذار نسبت دهد یا در بهره گیری از «قوانین» به نحوی آنها را کنارهم بچیندو قیاس ها را ترکیب کند که بتواندآن نتیجه را بدست آورد. دانشمند طبیعی مثل فیزیکدان یا پزشک برای ایجاد انرژی تازه یا برای درمان بیماری آیا می تواند از عوامل و قوانین طبیعی جدا شودوبگویدکه مثلاً سنگ به زمین نیفتاد؟ خیر؛ اومحکوم این عوامل و قوانین می باشد، منتهامعنی کشف او این می باشد که این عوامل را به نحوی در کنارهم قراردهدو ترکیب سازدکه به آن نتیجه ی مطلوب برسد. کارحقوقدان ماهرهم همین می باشد که از ترکیب قوانین قیاس هایی بسازدکه منتهی به عدالت گردد. اگر به عدالت رسیداین عدالت قابل استناد می باشد و اگرنتوانست به عدالت برسد، فقط این خشنودی و امتیاز برایش می ماند که با ظلم در افتاده می باشد.[201]

 

بند ششم – مراحل پژوهش در حقوق بین الملل با رویکرد فلسفی و روش شناسی

هرچند قصد این پژوهش، مطالعه و تبیین روش پژوهش به معنای تخصّصی آن نیست اما چنانکه گفته گردید ارتباط ی تنگاتنگی بین علم روش شناسی و روش پژوهش در هر علم هست . چنانکه در این بند خواهد آمد، حتّی در مرحله ی «نگارش» پژوهش هم بی نیاز از روش شناسی و نکته سنجی های فیلسوفانه نیستیم . ازآنجایی که بحث روش های استنتاج در این پژوهش به صورت کامل به آن پرداخته شده دراین بند از آن صرف نظر کرده وبه موضوعات قبل ازاستنتاج می پردازیم .

1-   یافتن موضوع ( طرح اولیه )

2-  کتابشناسی

3-  مطالعه اجمالی موضوع و نتایج نخستین پژوهش

4-  مطالعه عمیق و همه جانبه وانتقادی موضوع

5-  نگارش  (اظهار پژوهش)

 

  1-6- انتخاب موضوع 

اولین مرحله پژوهش انتخاب موضوع و ترسیم طرح اولیه پژوهش می باشد مثلا در رشته حقوق بین الملل موضوعات گسترده هستند؛ اما بایستی اذعان داشت نسبت به رشته های دیگر علوم انسانی مثل فلسفه یا ادبیات فارسی،تاریخ وحتّی رشته های دیگر حقوق تنوّع موضوعات یا نکات مبهم که نیاز به تفسیردارند زیاد نیست و همین سبب محدودیت موضوعات پژوهشی شده می باشد که می توان به علل زیر تصریح نمود:

1- حقوق بین الملل به معنای امروزی رشته ی نوپا وجوانی می باشد و شاید تمام متون کنوانسیون های

جهانی به معنای کلی به اندازه آثاری که یک فیلسوف در عمر خود می نگارد نباشد و یا به تعداد

آثار ادبی مثلاً قرن هشتم نباشد .

2- غیر از کتاب هایی که در مورد مبانی حقوق بین الملل بنیانگذاران و نظریه پردازان نخستین  این

رشته نگاشته اند که البته تعداد آن نیزخیلی  زیاد نیست وقتی به کتاب های حقوق بین الملل عمومی

رجوع می کنیم می بینیم تقریبا تمام آنها درموضوعات مختلف مثل حقوق معاهدات یا حقوق دریاها  یا حقوق جنگ و.. همه  یک چیز را اظهار کرده اند. شاید مثال ها یا نوع گفتارشان باهم تفاوت داشته باشد .

3- همانطور که می دانیم یک علم یا مکتب مشتمل بر گزاره هایی می باشد که که احکام کلی را اظهار

می کند و بایستی بر مصادیقی در خارج صدق کند حال اگر به بخواهیم به مصادیق حقوق بین الملل

و  case های آن رجوع کنیم به موردهاِ محض حقوقی کم بر می خوریم زیرا که بیشتر کشور ها برای برآوردن منافع خود کمتر از این راه وارد می شوند وسعی می کنند از طرق غیر حقوقی مثل جنگ یا رایزنی های سیاسی یا فشارهای سیاسی به منافع خود دست یابند .

4 – از این ها که بگذریم بعضی موضوعات حقوق بین الملل هنوزبه معنای علمی آن حقوقی نشده

وتعاریف و تحدیدات آن به صورت اصولی مشخص نشده مثل دفاع مشروع، مجازات متخلف ازقواعدحقوق بین الملل.

2-6- یافتن موضوع پژوهش

آغاز بایستی یک دید کلّی نسبت به رشته ای که می خواهیم درآن پژوهش کنیم داشته باشیم مثلا در رشته حقوق بین الملل آشنایی با مکاتب حقوقی و مبانی حقوق بین الملل و کنوانسیون های مهم و تعاریف کلی بعضی مفاهیم کلیدی و حتی آشنایی با  case های مهم . این دید کلّی از آن جهت مهم می باشد که بتوان از مقایسات ذهنی بهره گیری نمود.

دانشجونه تنها بایستی نسبت به رشته اصلى خود که مى خواهد درآن پژوهش کند مطالعات و دیدِجامع داشته باشد بلکه بایدمطالعاتى درحوزه هاى دیگر، که حتى ربط کمى بارشته ى او دارد داشته باشد.

مثلاً یک دانشجوى حقوق بین الملل بایستی مطالعاتى درزمینه تاریخ روابط بین الملل و علوم سیاسى و

فلسفه حقوق و فلسفه سیاست و… داشته باشد. چنین دانشجوى می باشد که مى تواند  موضاعات بکر و

وکاربردى بیابد. پژوهشگردرمطالعه اجمالى موضوع ،بایستی ازمتون عمومى شروع  کندتا به کتابهاى تخصصى برسد. درابتدا به دایره المعارفها رجوع مى کندکه ضمن تبیین اجمالى موضوع ، کتابنامه هم براى مطالعه بیشردارند و معمولاً به مقالاتى هم که با موضوع مورد پژوهش مربوط هستند ، ارجاع مى دهند.

 

3-6- ویژگی های موضوع پژوهش

1- داراى معنى باشد : یعنی تعریف پذیر وقابل تحلیل و بررسى باشد.

2- خیلى کلى نباشد و حدود و مرزهاى آن مشخص باشد:یعنى پژوهشگرغایت و انتهاى آن رادر ذهن خود داشته باشد. به عبارت دیگرپژوهشگر بایستی بداندچه کار مى خواهد بکند، به کجا می خواهد برودو غایت پژوهش[202] چیست .

4-6- کتابشناسى

کتابشناسى یعنی انتخاب بین کتب ؛ این انتخاب در مطالعات کلّى و در پژوهش و مطالعات تخصصى انجام می شود. پس بایستی مهمترین و با ارزش ترین کتب و مقالات را انتخاب نمودو کتابنامه اى درمورد موضوع مورد پژوهش تشکیل داد.

کتابشناسى به چند طریق صورت مى گیرد:

  • کتب و مجلات کتابشناسى
  • کتابنامه ى کتب و مقالات
  • برگه دان کتابخانه ها

در حقوق بین الملل هم مانند سایررشته هاى علوم انسانى دو نوع منابع داریم . یکى منابع ومتون دست اول و دیگرمتون دست دوم. متون دست اول مى تواند دست نوشته خود حقوقدانان بزرگ یا خود متون معاهدات و کنوانسیون هاى بین المللى باشد امامتون دسته دوم تفاسیرو نقدها و یاپژوهش پژوهشگران دیگردر باب آن موضوع باشد.

دکتر کاتوزیان: چند کتاب معتبردر آن موضوع را با دقت می خوانم و عنوان های متناسب با تالیف مورد نظر خود را استخراج و یادداشت می کنم و با مراجعه به فهرست کتاب ها و مقاله های دیگران آن را تکمیل نسبی می کنم،چندان که در می یابم با چه مسائلی روبه رو هستم و چگونه بایستی آنها را ضمن موضوعات و گفتارها دسته بندی کنم. در این مرحله، که نقشه ی اجمالی راه را در ذهن دارم، شروع به ترسیم آن نقشه و تقسیم مطالب و دسته بندی آنها در فصل های اصلی می کنم و می کوشم که هر فصل به چند مبحث و هر مبحث به چند گفتار و هر گفتار به چند عنوان فرعی دیگرتقسیم شودو کار تحلیل عنوان ها صورت پذیرد، به گونه ای که هر مجموعه زیرمجموعه ی عنوان کلی تر گردد، به سان ظروف کوچک وبزرگی که در درون هم جای می گیرد.[203]

 

5-6- جمع آوری و پردازش اطلاعات

اطلاعات : آغاز پژوهش و مواد اولیه آن اطلاعات می باشد . پژوهش بدون اطلاعات ،تهی وبی ثمراست.

نوع اطلاعات و غنی یا فقیربودن آنها تأثیر مهمی در باروری یاعقیم بودن و اندازه بهره وری پژوهش دارد.

الف) اطلاعات نه داده : پژوهش نیاز به اطلاعات تحلیل شده دارد نه داده های خام . تحلیل اطلاعات

از داده ها در اثربخشی پژوهش تاثیر فراوان دارد .

ب) اطلاعات مرتبط  :  وجود اطلاعات کم ارتباط یا بی ارتباط ، موجب اخلال در برنامه پژوهشی می گردد ونبود اطلاعاتی که با فرضیه پژوهش مرتبط می باشد کارایی پژوهش را پایین می آورد .

وجود هرگونه مطلب کم ارتباط یا با ارتباط تصنعی در پژوهش که غالباً با انگیزه  حجیم کردن پژوهش وانبوه سازی منابع و ماخذ آن صورت می گیرداز عمده ترین انحرافات و خلل های برنامه ی پژوهشی

می باشد . تشخیص اندازه ارتباط اطلاعات با مساله و فرضیه ی پژوهش محتاج تخصص ذهن انباشته از معلومات و نیزبرخورداری محقق از روی آوردهایی زیرا مطالعه ی میان رشته ای و تفکرسیستمی

می باشد . به همین دلیل ، گزینش اطلاعات ، تابع ذهنیت محقق می باشد و اطلاعاتی که از نظر محقق کاملاً مرتبط می باشد و به همین علت ، توسط وی ضبط می شودو از نظرمحقق دیگر ، بی ربط می باشد و فروگذاشته می گردد.

1-5-6- اطلاعات کافی و کامل  :

بسنده کردن به اطلاعات قابل دسترس و آسان یاب و گرایش حد اقلی در شکار اطلاعات ، ازمهمترین

عوامل شکست برنامه پژوهشی می باشد . ساده انگاری ، عافیت طلبی وسرعت طلبی از عوامل عمده می باشد که محقق را از کوشش وسیع برای دستیابی به حداکثر اطلاعات بازمیدارد.بطور مثال وقتی محققی نوآوری های ملاصدر را موضوع پزوهش خود قرار می دهد ، اطلاعات لازم او ، دامنه فراخی دارد زیرا بدون اشراف کامل بر اندیشه های فلسفی پیش از ملاصدرا (متوفی1051) هرگونه داوری کردن ،تسامح وبلکه تیردرتاریکی انداختن می باشد . گاهی عدم وقوف نسبت به حدکفایت اطلاعات لازم ، سبب می گردد که موضوع هایی خارج از وسع وتوانایی فردی برای پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری و سایر برنامه های پژوهشی دیگرآغازنشده عقیم و نافرجام باشد.

 

2-5-6- اطلاعات صادق :

یکی از شاخص های گزینش اطلاعات ، صدق آنهاست . اطلاعاتی که مطابق با واقع نیست و صرفاً پنداروانگاره های ذهنی می باشد ، پژوهش را عقیم می سازد . باتمایز بین داده ها و اطلاعات در واقع این نکته بحث

گردید. محقق بایستی با ابزارهای  رایج در حرفه خود صدق اطلاعات رابسنجد . از آنجا که نتیجه ، تابع اخــس

مقدمه هاست ، ورود مقدمه ی کاذب و یا اثبات نشده ، نتیجه را نیز مخدوش می سازد . البته از نظر منطق –

دانان ممکن می باشد در فرآیند تفکر، به صورت تصادفی از مقدمات کاذب ، نتیجه صادق به دست آید. اما اول در مورد هایی که به تفضیل در آثارمنطقی بحث می گردد کذب مقدمات ، لزوماً کذب نتیجه را به میان می آورد

حکمیان دراین مقام ، البته درآرمان ،نه درعمل ، صدق مقدمات راصدق ضروری می دانند.باورهای صرفاً صادق راقول جازم ویااعتقاد(beliveve) می خوانندوصدق ضروریرا باورصادق مطابق با واقع واثبات شده   می باشد ،علم (knowledge) تلقی می کنند.[204] فیلسوفان تاکید دارندکه مراد ازصدق مقدمات در تحقیقات فلسفی  صدق ضروری وتصدیق علمی می باشد ، روش برهان را تنها روش تحقیقات فلسفی می دانند وآن راازجدل ،خطابه و سایرصناعات می دانند.

 

3-5-6- اطلاعات  دقیق

علاوه برصدق مقدمات، دقیق بودن آنهانیزاز شرایط باروری پژوهش می باشد . غالباً در زبان عرفی، صرفاًدغدغه ی صدق هست.درحالی که در زبان علوم ،دقت ، تأثیر اساسی دارد. دریک پژوهش علمی ،وقتی فاصله تهران تا شـاهـرود 400 کیلومتر می باشد ، قابل قبول نیست ، اگرچه در زبان عرف به همین جمله بسنده می کنیم .در مورد هایی عدم دقت سبب صدق اطلاعات می گردد.مهمترین نمونه این نوع بی دقتی خطایی می باشد که منطق دانان مسلمان آن را  ”  مغالطه سوء اعتبار ”  حمل می کنند.برای مثال : این جمله ی ابوالحسن عامری اولین فیلسوف مسلمانی می باشد که از اتحاد عاقل و معقول به نحومدون سخن گفته می باشد ،  کلّی گویی و اهمال در ذکر قیدهای اجزای جمله ، موجب عدم دقت می گردد . یا مثلاً این جمله که ” گروسیوس مُــبــدی و پدر حــقوق بیــن المــلل می باشد ” اطلاعات بایستی واضح و متمایز باشد

دقیق بودن اقتضا می کند که تا اطلاعاتِ پژوهش عاری از هرگونه ابهام باشد . ابهام چه ازحیث مفهومی و ذهنی باشد و چه ازحیث مصداقی و عینی ، موجب می گردد که اطلاعات تأثیر خود را اعمال نکند.

اطلاعات پژوهش می تواند سه نوع ابهام داشته باشد :

1- ابهام زبانی : مرتبه عیان و جلی اشتراک لفظی می باشد .غالباً چنین اشتراک لفظی واضح وروشن می باشد وموجب رهزنی اندیشه نمی گردد . مثل “حوصله ام سر رفت ” می فهمیم “سر رفتن ” ناشی ازجوشیدن زیاد نیست یا “انگور شیرین می باشد ” مقصود “شیرین ” همسرخسرو پرویز نیست .

 

2- ابهام معنایی : مرتبه پنهان و خفی اشتراک لفظی می باشد که برخاسته از کاربرد مختلف واژه در علوم وصناعات گوناگون می باشد . واژه ای ممکن می باشد در ساختار لغوی ، داری ابهام نباشد، اما دانشمندان در رشته های مختلف ، همان واژه را به معانی گوناگون به کار برند .مانند لفظ ” حــــدّ ” که در جغرافیا ،حـــقوق بیــــن الـــمـــــلل ، حقوق جزا یا فقه ، ریاضیات و منطق  دارای معنای واحدی نیست.

تشخیص معنای واقعی این نوع مشترکات لفظی نیزبا در نظر داشتن قراین موجود امکان پذیر می باشد مثلاًوقتی می گوییم” حد دریای سرزمینی ایران فلان قدر می باشد “می فهمیم این واژه بارمعنایی حقوق بین الملل داردیا وقتی میگوییم ” حد جلگه های سیبری تا فلان نقطه می باشد ” می فهمیم اینجا این واژه بار جغرافیایی دارد

یا وقتی می گوییم “بشر دارای حد می باشد ” منظورمعنای منطقی آن که نوعی تعریف دربرابر ” رسم ” می باشد. حال اگر بخواهم تعداد بیشتری مثال  اظهار کنم تا برای دانشجویان حقوق بین الملل مفید باشد مثال های زیر را اظهار می کنم واژه های  : خلیج های کوچک ” منابع فلات قاره ایران ” رودهای داخلی ” هوا وفضا ” نیروهای مسلح یک کشور و… می تواند وازگانی باشد که در جغرافیا ویا فرهنگ داخلی یک کشور معنایی غیر از معنای علمی آن در حقوق بین الملل باشد.

 

3- ابهام مصداقی : پنهان ترین مرتبه اشتراک لفظ ، آن می باشد که واژه ای درکاربردیک علم ، معنای

گوناگون پیدا کند .مثال بارز آن در ادبیات فلسفی ، واژه ” ذاتی ” می باشد که از الخلص فخررازی تاکنون ، غالب منطق دانان کوشش کرده اند کاربردهای متنوع آن را طبقه بندی کنند.[205] که البته به علت تخصصی بودن بحث وطولانی نشدن بحث از ذکرآن خود داری می کنم . جهت ملموس تر بودن بحث چند مثال از رشته حقوق بین الملل ذکر می کنم : واژه عهد نامه اگر مصداقاً معلوم نگردد ممکن می باشد برشئونات مشابه تلقی گردد. دریای سرزمینی مصادیق و حدود متفاوتی دارد .

اشتراک لفظ دائم رهزن می باشد                اشتراک گبرو مؤمن در تن می باشد

هردو گر یک نام دارددرسخن               لیک شتان این حسن تا آن حسن

اشتباهی هست لفظی در اظهار                 لیک خودکو آسمان تاریسمان [206]

این اشتراکات لفظی سه گانه (جلی ، خفی ، اخفی ) تنها ابهاماتی می باشد که به همان لفظ مربوط می باشد اما فراتر ازآن ابهامات ، ابهامات دیگری هست که به مفاهیم و تصورات ذهنی متعلق می باشد . بسیاری از مفاهیم به صورت مبهم و نامتمایز از سایرمفاهیم ، وارد پژوهش می گردد و در نهایت غیر از ابهام حاصلی به بار نمی آورد.ابهام در مفاهیم همان می باشد که دکارت (1596-1650) را پرچمدارمبارزه با آن می دانیم. نتیجه : پس در گزینش اطلاعات پژوهش ، غالباً با سه نوع ابهام مواجه هستیم و رفع هریک از آنها محتاج ابزار خاصی می باشد :

1-تبیین اللفظ یا پرسش از معنای لفظ ( meaning) ابهام زبانی و اشتراک لفظی را از بین می برد

2- تعریف (definition) ، ابهام مفهومی و تصوری را دفع می کند

3- تحلیل مفهومی (conceptual  analysis)  و تحلیل گزاره (  propotional analysis) هم رافع ابهام زبانی و هم برطرف کننده ی  ابهام ذهنی می باشد .

4- ملاک فرق ( criteria) نیز ابهام مصداقی را بر طرف می کند.

 

4- اطلاعات نو

علم وجود تدریجی دارد و هرروز اندیشه نو ، روشی تازه و مسایل جدیدی به بازار دانش می آید محقق نمی تواند به اطلاعات گذشته محدود گردد . درمواردی اطلاعات پیشین فاقد اعتبارو  یا با اطلاعات جدید

دارای دقت بیشتری شده می باشد .

5– اطلاعات بایستی مستند باشد

1-5- یکی از شرایط گزینش اطلاعات و ورود آنها به فرایند پژوهش ، اعتبار و اصالت اسنادآنهاست . اهمال در این امر سبب می گردد اطلاعات کاذب ، ناقص، نارسا و فاقد اعتبار به پژوهش راه یابد و آن را عقیم سازد. به همین دلیل ، دستیابی به ماخذ اصیل و نقد اسناد از وظایف اولیه محقق می باشد .[207]   دررجوع به مآخذ و در نظر داشتن اسناد، کثرت و کمیت شاخص نیست بلکه مهمترین ملاک، اصالت و امانتداری می باشد . به تعبیر مرحوم زرین کوب محقق بایستی از مدارک و اسناد خویش به اصطلاح امروزه سوء بهره گیری  نکند و پرونده دروغین نسازد . [208] وقوف به اهمیت اسناد درتحقیق ، جسارت های کاذب ناشی ازبی خبری

را ازبین می برد . وقتی محققی بداند برای اثبات نوآوری علامه طباطبایی دریک مساله فلسفی ، چقدر مطالعه دقیق آثار واسناد خطی لازم می باشد جرأتش برای این پژوهش کم خواهد گردید یا اگر یک دانشجوی حقوق  بیت الملل بخواهد مفهوم عدالت در آرای محاکم بین المللی را مطالعه کند اگر بداند که چقدر بایستی به اسناد با زبان خارجی رجوع کندازتصمیمش پشیمان خواهد گردید .

2-5- اعتماد برحافظه ، همانگونه که مرحوم زرین کوب یادآورمی گردد ، دام خطاست و ازاین روست که  محققان بزرگ جهان ازاعتمادبرحافظه ، برحذر بوده اند . مرحوم قزوینی گفته بود : ” من اگر بخواهم آیه  قل هو الله احد رانیز درجایی بیاورم ، آن را از روی قرآن نقل خواهم نمود” [209]

3-5- محقق درگزینش اطلاعات ، با در نظر داشتن شاخص هایی که گفته گردید ، بیش ازهرامری به دقت درعمل    نیاز دارد . این دقت رادوگونه آفت عمده تهدید می کند : شتابکاری و عجب . آفت نخست ، غالباً محقق جوان رگرفتارمی سازد و آفت دوم ، محقق پرسابقه ومشهور را تهدیدمیکند . خوب می باشد دراینجا نقل قولی ازمرحو زرین کوب را نقل کنیم : بی دقتی حاصل شتابکاری می باشد . این بی دقتی درتحقیق ، بلایی بزرگ می باشد و بسا که ازآن ضلالت های سخت برخاسته می باشد . اتفاق می افتد که اشتباه بین دو اسم ، محقق را به خطایی سخت گرفتارکرده می باشد که اندک دقتی ، ممکن بود او از عواقب وخیم آن  خطا درامان نگه دارد .بسیار پیش می آید که اعتمادبرنقلی نادرست محقق ساده دل را گمراه می کند و به ورطه لغزش می افکند .

شاید درخیلی از موردها، این بی دقتی از آنجا پدید می آید که محقق از فرط غرور و خودپسندی ، برحافظه ى خویش تکیه می ‌کند[210]