• مرحله سوم: در صورتی که اساس بر مجازات کودک بوده باشد، روش اتخاذ شده برای کودک ایجاد اجتماعی شدن وی، کاهش تأثیرات خطای اجتماعی بایستی بوده باشد.
  • در صورتی که اساس بر مجازات کودکان بوده باشد و در دوران توسعه سریع صنعتی شدن جوامع در انگلستان به همراه زندان، اعدامهای متناوب نیز به چشم می خورد و با انجام کوچکترین جرمی همچون دزدی می توانست سبب اعدام خاطی گردد. در این دوران در  انگلستان از هر 10 مجرمی که اعدام می گردیدند 9 نفر از آنها کمتر از 21 سال سن داشتند و این نیز نکته ای مهم بشمار می آید (D.R, Remzi oto,2002 P303).

    در لایحه ی قانونی جدید سن مسئولیت کیفری تغییر یافته می باشد به طوری که در زمان انجام جرم اگر فاعل جرم سن 12 سالگی اش را به اتمام نرسانده باشد مسئولیت کیفری نخواهد داشت.کسانی که بین سنین 16-12 سال دارند در حالی که حائز شرایط انجام جرم باشند، مسئولیت کیفری برای آنها بار می گردد. اشخاصی که در گروه سنی 18-16 قرار دارند به صورت مطلق مسئولیت کیفری برای آنها بار می گردد. پیش بینی های لازم در لایحه ی قانونی جدید برای کودکانی که 12 سالگی را به اتمام نرسانده اند در ماده 102 این قانون اعلام گردیده: در زمان انجام فعل مجرمانه فاعل جرم اگر 12 سالگی اش را به اتمام نرسانده باشد تعقیب و رسیدگی قضایی در خصوص آنها صورت نخواهد گرفت. دادستانهایی که به کشف جرم این اطفال موفق شده اند، اطفال را به ارگانهای پیشگیری و آموزش دهنده خواهند فرستاد و همچنین در خصوص این که اطفال مذکور به کدام ارگان فرستاده شوند. دادستان مربوط به کودکان در نظر خواهد گرفت و مسئولیت اطفال با دادستانهای مربوط خواهد بود. دادستانهای مربوطه با در نظر داشتن سنگینی جرم انجام یافته توسط اطفال و امکان تکرار آن جرائم از دیدگاههای مربوط با در نظر داشتن پیش بینی های موجود در قانون مدنی ترکیه و دیگر قوانین ، تدابیر لازم را در خواست خواهند نمود. همچنین در تعریف کودک مسئولیت آن ماده 3 قانون طرفداری از اطفال ترکیه اعلام می دارد که: شخصی که در سنین کمتر از بلوغ قرار دارد بطوریکه 18 سالگی اش را به اتمام نرسانده می باشد این شخص در این حوزه قرار می گیرد.

    پیش بینی های لازم در خصوص کودکانی که 12 سالگی آنها تمام شده اما 16 سالگی را تمام نکرده اند.در خصوص حائز شرایط بودن کودکان رده سنی 16-12  بایستی مطالعه های لازم صورت گیرد.

    در ماده 103 لایحه ی قانونی مطالعه اصلی قابلیت استناد جرم به  فاعل بحث شده می باشد. همچنین تدابیری برای مسئولیت کیفری اطفال در نظر گرفته شده می باشد که با در نظر داشتن چگونگی انجام جرم توسط اطفال و وضعیت روحی و اخلاقی طفل پرداخته می گردد. در چارچوب پیش بینی های لایحه قانونی، طفلی که مرتکب اقدامی غیر قانونی شده می باشد قابلیت انتساب جرم به وی به دقت بایستی مورد مطالعه قرار گیرد و معیارهای لازم در نظر گرفته گردد. مسئولیت کیفری که برای این رده سنی هست بر گرفته از این امر می باشد که طفل مذکور مرتکب یک اقدام غیر قانونی شده می باشد که خود می داند غیر قانونی می باشد و به آن استمرار نموده می باشد. بدین سبب تفاوت موجود در ماده 54 قانون مجازات ترکیه با لایحه قانونی جدید مشخص می گردد. همچنین ماده 20 لایحه طرفداری و محاکم اطفال که در خصوص مفهوم جرم و نتایج آن بحث می کند در خصوص شرایط انتساب و غیر انتساب بودن جرم بحث می کند، چراکه اگر در بحث انتساب جرم، اگر کودک حائز انتساب جرم باشد دارای مسئولیت کیفری خواهد بود.و در نقطه ی مقابل این می توان گفت از لحاظ رشد طفل، اتخاذ تدابیر لازم مورد قبول واقع گردیده می باشد.

    در خصوص وضعیت طفل در زمان انجام جرم و توانایی یاعدم توانایی وی و انتساب جرم به وی، می توان از نظرات پزشک قانونی بهره گیری نمود. این امر به عنوان یک اصل و تأسیس حقوقی می تواند توسط دادگاه اطفال تجویز گردد.

    1-12-2-1-کودکانی که 16 سالگی شان را تمام و 18 سالگی شان را به اتمام نرسانده اند

    ماده 112 و 117 – 114 لایحه قانونی جدید کودکان را به عنوان بشر کامل شامل مسئولیت کیفری را مورد قبول قرار داده می باشد، با تطبیق رژیم حقوق جزا بر مسئولین کیفری بعضی موردها که انتساب جرم و توانایی فاعل در آنها مطرح می باشد بایستی در خصوص قابل اعمال نبودن آن مطالعه و پیش بینی های لازم صورت گیرد.

    1-12-2-2-کودکان صغیر و لال که 16 سالگی شان را به اتمام نرسانده­اند

    در بند 1 ماده 118 در خصوص مطابق بودن فعل کودکانی که صغیر و لال هستند و 16 سالگی شان را به اتمام نرسانده اند و کودکانی که 12 سالگی شان را به اتمام نرسانده اند مطالعه های لازم صورت گرفته می باشد بدین جهت کودکانی که 12 سالگی شان را به اتمام نرسانده اند فاقد مسئولیت کیفری هستند و به جای آن تدابیر پیشگیرانه برای آنها معین کرده می باشد.

    کودکان صغیر و لالی که 16 سالگی شان را تمام و 18 سالگی شان را به اتمام نرسانده اند در بند 2 ماده 118 در خصوص انجام جرم و توانایی انجام فعل کودکانی که 16 سالگی شان را به اتمام رسانده اند و 18 سالگی شان را به اتمام نرسانده اند مسئولیت کیفری برای چنین اطفالی مورد قبول واقع گردیده و تدابیر پیشگیرانه در خصوص آنها در نظر گرفته شده می باشد.

    پس در قانون جزای ترکیه مسئولیت و عدم مسئولیت کیفری در مورد اطفال در سنین مختلف تبیین داده گردید.

    از لحاظ عدم مسئولیت کیفری اطفال تدابیری که پیش بینی شده می باشد بر اساس قانون مجازات ترکیه و قانون طرفداری از اطفال ترکیه، برای کودکانی که جرم انجام داده می باشد 1 سال حبس و در بعضی موردها مجازات  سنگین تر پیش بینی شده می باشد و برای این که جرمی سنگین تلقی گردد معیار لازم، تکرار آن جرم می باشد. البته در این بین برای شناخت سنگینی جرائم ارتکابی اطفال تردیدهایی هست.

    بر اساس چارچوب لایحه قانونی ، معیار مذکور برای مجازات کاملاً مشخص شده می باشد پس بایستی تدابیری پیش بینی گردد که به رشد جسمی و روحی طفل کمک  نموده و وی را به جامعه برگرداند. و در بعضی از جرائم که شدت جرم هست بایستی تدابیر بهتری تعیین گردد. به عنوان مثال پیش روی قتل یک بشر که شدت جرم آن کاملاً مشخص می باشد (B.Caner Hacioglu,P240).

    1-12-2-3- تأثیر سن در ارتکاب جرم و بزهکاری کودکان در ترکیه

    در بین همه ی فاکتورهای تأثیرگذار بر بزهکاری اطفال و نوجوانان سن قویترین تأثیر را بعهده دارد. این نظریه که با افزایش سن ارتکاب جرم کمتر می گردد، از قدیمی ترین و رایج ترین نظریه های جرم شناسی می باشد. در بسیاری از انواع جرائم، خصوصاً جرائم جدی مانند سرقت، تجاوز به عنف با افزایش سن سیر نزولی به خود میگیرد. میتوان این توزیع سن-  جرم را به برهه های مختلف تاریخی و گستره های مختلف جغرافیایی مسکونی تعمیم داد میتوان گفت: نیمی از دستگیر شدگان در عرض یک سال در ترکیه از گروه اطفال و نوجوانان زیر 22 سال می باشند. در حالی که 8 درصد جمعیت ترکیه را جوانان زیر 18 سال تشکیل می دهند. یک سوم دستگیر شدگان در جرائم سازمان یافته از این گروهند. اندازه دستگیر شدگان با رسیدن به سن سی سالگی رو به کاهش می نهند.

    به نظر پرفسور رونا سروزان استاد بزهکاری اطفال و نوجوانان دانشگاه آنکارا جرم نسبت عکس با سن دارد. حتی به  نظر او این امر در میان اطفالی  که متداولاً مرتکب جرم می شوند نیز صادق می باشد. بدین ترتیب تفاوت میان درصد جرائم در بین جوانان منسوب به گروههای مختلف در طول حیات ادامه خواهد داشت. باز هم به نظر این استاد انسانها هرچه پیرتر می شوند بدلیل کاهش قوای فیزیکی و حرکتی و علت های مشابه دیگر اشتراک کمتری در جرائم از خود نشان می دهند به نظر دکتر تولین گونشن تاکنون پژوهش سیستماتیکی در ادبیات جرم شناسی در ارتباط با ارتباط سن و جرم از نظر دوره خاص زمانی و نوع جرم صورت نگرفته می باشد. همچنین در جرائم مالی، دزدی، سرقت خودرو و خرابکاری نیز در دوره بلوغ به نقطه ماکزیمم رسیده و سپس به سرعت رو به کاهش می نهد. البته در جرائمی که اطفال در ترکیه انجام می دهند قمار و فاحشگی در سن 21 سالگی از اهمیت فراوانی برخوردار می باشد. همچنین جرائمی که اندازه ارتکاب آنها در سنین جوانی به نقطه اوج می رسد و سپس به سرعت رو به نزول می نهد جرائمی مانند: خرابکاری، دزدی های کوچک، سرقت مسلحانه، سرقت خودرو، ضرر زدن به اموال غیر ، می گساری و اعتیاد  با افزایش سن درصد ارتکاب چنین جرائمی که ریسک زیاد و سود کمی دارند، کمتر می گردد. پیش روی این امر ، نقطه اوج ارتکاب جرائمی که ریسک کمتری دارند ، در سنین بالاتر می باشد. تحقیقات انجام شده در ترکیه نشان می دهد که در میان اطفال و نوجوانان سارقین نزدیک 20 سال دارند. مجرمین تجاوز به عنف در سنین اولیه 20 سالگی می باشند و اکثر اطفال و نوجوانانی که در دوران بلوغ رفته رفته از والدین خود فاصله گرفته و استقلال اقدام پیدا می کنند از آنجایی که نمی توانند با منابع موجود نیازهای خود را اداره کنند؛ با همسالان خود آنها نیز در بدست آوردن پول، الکل و شهرت به مشکل برخورده اند گردهم آمده و راهکارهای جدید بزهکارانه کشف می کنند. پژوهش در پراکندگی سنی مجرمین سالهای 1980 تا 2004 در ترکیه نشان می دهد که زنان نسبت به مردان در سنین بالاتری یعنی حدوداً در دوره سنی 40 – 30 بیشترین اندازه جرم را مرتکب می شوند نتیجتاً در تمامی تحقیقات بعمل آمده شاهد بالا بودن اندازه بزهکاری در بین جوانان و کاهش این درصد با افزایش سن خصوصاً در جرایم حرفه ای و آدم کشی هستیم. قابل توجه می باشد که در ترکیه اکثر نوجوانان تا سن 22 سالگی به جرائمی که شروع کرده اند ادامه می دهند. همچنین در این سنین بیشترین علتی که باعث ارتکاب جرم می گردد در فصل بعدی بطور کامل تبیین داده خواهد گردید (Dr.Tulin Gunsen icli,2007,P89).

    1-12-3- تأثیر سن در ارتکاب جرم و بزهکاری اطفال و نوجوانان در ایران

    در دوران بلوغ که از آن به دوران حکومت سرنوشت بشر یاد می کنند و اینکه کودک چگونه از آن سر برآورد به نوع برخورد او با مراحل بلوغ بستگی ندارد بلکه نوع روابط ما با او و تأثیری که بر ساختار زندگی او می گذارد اهمیت دارد. سن متغییری می باشد که منشأ اختلافات بسیار مهم در ساختار بزهکاری اطفال و نوجوانان می باشد. اگر معیار ماده 1210 قانون مدنی را مورد توجه قرار دهیم طفل یا کودک خردسال عموماً اشخاص غیر بالغ محسوب و از مسئولیت کیفری به دور می باشند اما نوجوان که عرفاً به افراد نابالغ بین سنین 9 تا 18 سال در دختران و 15 تا 18 سال در پسر اطلاق می گردد همیشه می تواند موضوع بزهکاری قرار گیرند . تبصره 1 ماده 219 آیین دادرسی کیفری مصوب 1378 نیز همین امر را اعلام می کند با وجود این تبصره ماده 220 این قانون رسیدگی به جرائم اشخاص بالغ کمتر از 18 سال تمام را نیز در صلاحیت دادگاه اطفال می داند علت اینکه بالغ کمتر از 18 سال سن که طفل محسوب نمی گردد اما دارای مسئولیت کیفری می باشد بایستی در دادگاه محاکمه گردد این می باشد که زیرا از لحاظ طبیعی به پختگی نرسیده و عرفاً نوجوان نامیده می گردد (معظمی،شهلا،1389، ص 64).

    اوج بزهکاری در سنین 18 تا 25 سالگی می باشد. از این سن به بالا شاهد جرائم علیه اموال هستیم که نیاز به قدرت جسمانی زیادی نداشته باشد . در سنین بالا  جرایم بدون عنصر خشونت اعمال می گردد مثل کلاهبرداری ، قاچاق و ارتشاء اما دوره ی نوجوانی همان گونه که گفتیم مبنی بر قدرتمندی می باشد و در دوره های بعدی اندیشه تفکر مداری آغاز می گردد. اطفال و نوجوانان وقتی مباشر جرم هستند، از سنین 16 تا 18 سالگی به لحاظ فرایند بلوغ، جرائم علیه عفت عمومی را مرتکب می شوند و کم کم به دلیل احساس نیاز به مالکیت جرایم علیه اموال و مالکیت را انجام می دهند مثل ؛ سرقت. طبق تحقیقات جدید در ایران مشخص گردیده که به تدریج کودکانِ کم سن و سال تر مرتکب جرایم شدیدتری می شوند تمام این موردها بیانگر این ادعاست که چنین نگرانیهایی تحت انعکاس مستمر این گونه اتفاقات در رسانه ها ، گاه همراه با ابراز نظرهای وحشت زده و هشدارهای مکرر تشدید می گردد. واقعیت امر این می باشد که توجه خاص رسانه ها به مورد هایی که از این قبیل را بایستی بیشتر نشانه ی نادر بودن و نه افزایش در تعداد آنها تلقی نمود. همچنین دختر یا پسر بودن طفل معیاری را در سن ارتکاب جرم معین می سازد به این شکل که اصولاً دختران جرائم کمتری را نسبت به پسران مرتکب می شوند و از آن مهمتر نوع جرمی می باشد که هر کدام از آنها  بزهکار دختران بسیار کمتر از پسران و گاه زیر ده درصد بزهکاران پسر می باشد. البته دختران به ویژه به دلیل اینکه خود قربانیان جنایت بوده اند گاه در تماس با پلیس قرار می گیرند و شاید کم بودن جرایم دختران نسبت به پسران، به لحاظ طرفداری بیشتر از دختران از سوی خانواده، جامعه و موسسات باشد، که آسیب پذیری آنها را کاهش می دهد (نجفی ابرند آبادی، علی حسین،1375، ص248).

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    فصل دوم : تعاریف و مفاهیم

    2-1- مهمترین جرایم اطفال و علل و عوامل در ایران

    انواع مختلف جرائم اطفال از قدیمی ترین ایام در جوامع بشری وجود داشته و می توان گفت که از عمر این پدیده اجتماعی همان اندازه می گذرد که از عمر جوامع بشری گذشته می باشد. منتهی بایستی توجه داشت که تا قبل از انقلاب صنعتی قرن نوزدهم این گونه جرائم به درستی شناخته نشده بود و آن چنان وسعت و گسترش پیدا نکرده بود که جنبه یک پدیده مهم اجتماعی را پیدا نماید.

    از قرن نوزدهم به بعد می باشد که جرائم اطفال و نوجوانان به عنوان یک پدیده اجتماعی مورد توجه اندیشمندان و علمای حقوق جزا و جرم شناسی قرار می گیرد.

    بایستی خاطر نشان نمود که نوع جرائم ارتکابی اطفال و نوجوانان بنا به علل، انگیزه و کیفیت اعمال ارتکابی با بزرگسالان متفاوت می باشد .اطفال غالباً جرائم را به صورت گروهی و گاهی با تشکیل باندهای متفاوت مرتکب می گردند، در صورتی که بزرگسالان غالباً به صورت انفرادی مرتکب اعمال بزهکارانه می شوند.

    ارتکاب اعمال منافی عفت نه تنها اجتماع را به مقصد ابقاء نسل نزدیک نمی کند بلکه اجتماع را در هزاران دره مخوف پرتاب می کند که دهها میلیون بیماران مقاربتی و میلیاردها دلار بودجه معالجه آنها و میلیونها کودکان بی سرپرست ، تنها گوشه ای از این پرتگاه عمیق را نشان می دهد.

    2-1-1- ایراد ضرب و جرح و قتل

    ایراد ضرب و جرح در بین کودکان و نوجوانان فراوان می باشد. این گونه جرائم بیشتر در سنین 16 تا

    20 سالگی در میان نوجوانان دیده می گردد. زیرا در این سنین نوجوانان در اوج بلوغ و بحران های جوانی هستند و می دانیم که اغلب نوجوانان مخصوصاً پسران در این سن و سال افرادی پرخاشجو، خشن و زود رنج می شوند و به کمتر بهانه ای از کوره در رفته و با طرف مقابل به زد و خورد می پردازند.

    2-1-2- جرائم بر ضد اموال

    موضوع دیگری که در کلیه اجتماعات گذشته و حال به گونه نسبی هست، جرائم بر ضد اموال می باشد که با در نظر داشتن محیط زندگی مردم، اندازه و  نوع آن در هر اجتماعی نسبت به اجتماع دیگر متفاوت می باشد. به گونه کلی تعداد سرقت کودکان و نوجوانان نسبت به سایر جرائم به اندازه ای زیاد می باشد که می توان حتی مبحث جرائم کودکان و نوجوانان را به سرقت های ارتکابی آنان اختصاص داد.

     

     

    2-1-3- سرقت کودکان و نوجوانان

    معمولاً سرقت کودکان در بدون امر از داخل منزل شروع می گردد.طفل اشیاء را در چهار یا پنج ماهگی  لمس می کند و در پنج ماهگی بی اراده شئیی را که در دسترس او قرار دارد برداشته و با آن بازی می کند. به گونه کلی اگر چند مداد را در جلوی بچه نگهداریم ، بدون این که تشخیص دهد که چه نوع وسیله ای می باشد همه آنها را با دست ضعیف و ناتوان خود می گیرد و اگر بخواهیم آنها را از او پس بگیریم از خود مقاومت نشان داده و حاضر به پس دادن آنها نیست. در این حالت مقاومت طفل بدون اینکه اراده او تاثیر در عملش داشته باشد انجام می شود.

    در فاصله شش یا هفت ماهگی، برداشتن شیئی در طفل ارادی می باشد و ار چند شیئی پیش روی او قرار دهند آن یکی را که خوشایندش باشد انتخاب و بر می دارد. هر گاه بخواهد شیئی  را که طفل انتخاب کرده و برداشته ، از او بگیرند بلافاصله متغیر شده و با داد و فریاد و شیون مقاومت از خود نشان می دهد.

    تقریباً در فاصله سنی دو تا سه سالگی می باشد که طفل کلمه « من» را فرا گرفته و بدون اینکه حق مالکیت را درک کند با عبارت « مال من اس» از استرداد اشیاء خودداری می کند طفل تا سن شش و یا هفت سالگی نتایج ربودن مال غیر را درک نمی کند و غالباً اسباب  بازی و لوازم خواهران و برادران خود را بر می دارد.
    جستجو در سایت :   


    در مهد کودک و بعداً در دبستان به تدریج به مفهوم لفظ « مال غیر» پی می برد . در این مرحله طفل با اجتماع بزرگتر از محیط اجتماعی وارد نشده ، در صورت برداشتن شیئی نمی توان عنوان سرقت را به آن اطلاق نمود. طفل نیز اقدام خود را دزدی ندانسته بلکه آنرا برداشتن، کش رفتن و غیره می نامد.

    اطرافیان طفل به عنوان اینکه او قوه تمیز ندارد و بد را از خوب تشخیص نمی دهد، اعمال و رفتار او را تحت کنترل قرار نداده و بالنتیجه طفل از منازل همسایه ، فامیل ، محیط دبستان، محیط کار و تفریح، اشیاء و اجناس متعلق به غیر را به گونه مخفتیانه می رباید و برای ادامه اقدام نامشروع با دوستان خود تشکیل باند داده و دست به ارتکاب سرقت مهمتر می زند.

    2-1-4- جرائم خرابکاری و ایجاد خسارات مالی

    در بین جرائم بر ضد اموال، جرائمی وجود دارند که ارتکاب آن منحصراً از طرف بزرگسالان انجام می شود و کودکان و نوجوانان بزهکار یا اصلاً مرتکب این قبیل جرائمی نشده و یا به ندرت مرتکب می شوند. از قبیل کلاهبرداری، خیانت در امانت، صدور چک بلا محل، جعل و تزویر و غیره .

    یکی از جرائم رایجی که غالباً از طرف کودکان ونوجوانان بزهکار وقوع می یابد، می توان خرابکاری و ایجاد خسار ات مالی را نام برد. به گونه کلی خرابکاری و ایجاد خسارت از طرف کودکان و نوجوانان، امروزه به صورت یک مساله حاد اجتماعی درآمده و در اکثر کشورها کودکان و نوجوانان با شکست وسائل روشنائی معابر و جاده ها و اماکن عمومی و شکستن صندلی های پارک ها و شیشه درب و پنجره ساختمان هائی که بدون سکنه بوده و هم چنین کندن و ویران ساختن علائم راهنمائی و رانندگی که به مقصود حفاظت جان عابرین و مسافرین و رانندگان نصب شده و پاره کردن روکش صندلی اتوبوس ها، مینی بوس ها و واگن های راه آهن سالیانه میلیونها ریال خسارت به جامعه و دولت و صاحبان آن وسائل وارد می سازند.

    دلیل بروز جرائم خرابکاری و ایجاد خسارات مالی از طرف کودکان و نوجوانان ناشی از این امر می باشد که آنان در راه کسب لذت تفریح و خوشگذرانی ، اصول و قواعد اخلاقی را زیر پا گذاشته و به گونه ناخودآگاه می خواهند انتقام خود را از جامعه ای که آنها را در قید و بند مقررات قانونی قرار داده، بگیرند. خرابکاری و ایجاد خسارات مالی یکی از جرائم ارتکابی پسران شهرنشین بوده و دختران شهرنشین و روستائیان به ندرت مرتکب چنین جرائمی می شوند.

    2-2- جرائم بر ضد نظم عمومی جامعه

    هر اجتماع طبق آداب، سنن، رسوم ، معتقدات اخلاقی و دینی، وضع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دارای اصول و قواعدی می باشد و اگر فردی از افراد جامعه، اصول و قواعد مزبور را رعایت ننموده و بخواهد نظم عمومی جامعه را مختل نماید مجرم محسوب و قابل تعقیب و مجازات می باشد.

    مانند اعمالی که از نظر اجتماع ناپسند بوده ومخل نظم عمومی محسوب می شوند عبارتند از : اعتیاد به مواد مخدر، ولگردی و تکدی و جرائم منکراتی.

    2-2-1- اعتیاد به مواد مخدر

    مساله اعتیاد وابتلای افراد به مواد افیونی­و مخدر مانند موضوعاتی می باشد که بشریت را در معرض خطرجدی قرارداده و امروزه غالب کشورهای­جهان به نحوی از انحاء با این آفت اجتماعی مواجه می­باشند.
    دانلود متن کامل در سایت sabzfile.com
    2-2-2- اعتیاد کودکان و نوجوانان

    اعتیاد یک واقعیت تلخ و انکار ناپذیر می باشد و هیچ فرد، گروه یا خانواده ای نمی تواند اطمینان داشته باشد که از آسیب های احتمالی مواد مخدر و تبعات آن مصون می باشد پس برخورد با این بیماری مسری و پدیده فراگیر که تا به حال دو میلیون نفر از افراد جامعه ما را مبتلا نموده و در آینده میلیون ها نفر نوجوان و جوان را به مخاطره خواهد انداخت.

    زیرا فروش مواد مخدر دارای سود فراوان می باشد ، پس قاچاقچیان کوشش می کنند که نوجوانان وجوانان را به آن معتاد سازند تا بدین وسیله هم خود از لحاظ جنسی از آنها متمتع شوند و هم به وسیله آنها جنس خود را به فروش برسانند. از طرف دیگر قاچاقچیان مواد مخدر، اطفال معصوم و بی گناه را اغفال و با شرکت و همدستی آنان به فعالیت های نامشروع خود ادامه می دهند ومطمئن هستند که اطفال در صورت ارتکاب جرم از پرداخت جزای نقدی معاف ومحکومیت های طویل المدت در مورد آنان اجرا نخواهد گردید.

    خانواده اولین کانونی می باشد که از طرف شخص معتاد بی رحمانه مورد هجوم واقع شده و از هم متلاشی می گردد. زنگ های خطر به صدا در آمده و برای آینده نوجوانان و جوانانی که در چنگال مرگبار مواد مخدر گرفتار می شوند، بایستی اندیشه ای نمود.

    پس اولین و شاید مهمترین قدم در راه مبارزه با اعتیاد، بالا بردن سطح فرهنگ عمومی و شناخت آنان نسبت به مسئولیت ها وتعهدات می باشد این مهم به ویژه در مورد نوجوانان و جوانان از اهمیت بسزائی برخوردار می باشد زیرا که بیش از نیمی  از نیروهای مولد جامعه را جوانان ونوجوانان تشکیل می دهد که در واقع با شیوع مساله اعتیاد و مواد مخدر در بین آنها به منزله کنار گذاردن بیش از نیمی از نیروی کارآمد جامعه به شمار می رود.

    2-2-3- گدائی و ولگردی

    گدائی و ولگردی از اموری می باشد که سابق بر این در بسیاری از کشورها جنبه مجرمانه نداشته ، اما امروزه بر اثر توجهی که نسبت به تاثیر سوء این اقدام در اقتصاد کشور و نیز در اخلاقیات مردم شده ، پس در اغلب کشورها این اقدام را جرم شناخته و مرتکبین آن را تحت تعقیب قانونی قرار می دهند.

    در آن چیز که که مربوط به جرائم اطفال و نوجوانان می گردد بایستی خاطر نشان نمود که اگر کودکان و نوجوانان در ساعات درس و تحصیل به مدرسه نرفته و در خیابان ها ویلان و سرگردان بچرخند، کم کم به اثر سوء معاشرت از راه راست منحرف شده و به دسته های ولگرد، بیکار و یا باندهای تبهکاری می پیوندند که بعضی از این دسته ها تنها از راه گدائی امرار معاش خواهند نمود.

    به همین علت می باشد که در اغلب کشورها پلیس مخصوص اطفال تشکیل شده که یکی از وظایف خاص آنان مراقبت از کودکان ونوجوانان در سطح معابر شهر می باشد .اعضای پلیس مذکور هنگامی که به یک مورد تکدی و ولگردی از ناحیه کودکان و نوجوانان کمتر از هیجده سال برخورد کنند، بلافاصله آنان را دستگیر و به مرکز پلیس جهت تحقیقات علمی و یافتن ریشه اقدام ارتکابی راهنمائی می کنند.( دکتر سارو خانی ،باقر، 1370، ص124).

    مطالعه دانشمندان و محققین در مورد ریشه گدائی نشان می دهد که بعضی علل و عوامل اجتماعی تاثیر مستقیم در ارتکاب این اعمال دارد:

    1. بد رفتاری پدر و مادر یا پدر خوانده و مادر خوانده نسبت به کودکان و نوجوانان
    2. مهاجرتهای دسته جمعی خانواده ها از روستاها یا شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ که موجب آوارگی، سرگردانی روحی و معنوی اطفال در محیطهای بزرگ و نامانوس می گردد.
    3. عدم انطباق وضع زندگی و عادات و اخلاق روستائیان با تمدن شهری
    4. افزایش هزینه های سرسام آور زندگی خانواده ها در مراکز شهرهای بزرگ و عدم تامین نیازهای اولیه مثل غذا و مسکن و پوشاک و غیره
    5. اشتغال کودکان و نوجوانان به مشاغل کاذبی نظیر واکس زدن، سیگار فروشی، دستفروشی، روزنامه فروشی و پاک کردن اتومبیلها در چهارراهها و غیره
    6. وجود اختلافات خانوادگی و عدم احساس آرامش و امنیت در محیط خانوادگی

    2-3- علل ارتکاب بزه اطفال و نوجوانان

    شناسائی شخصیت اطفال و نوجوانان بزهکار و پی بردن به علل ارتکاب جرم، از مهمترین وظایف هر دادرس دادگاه اطفال می باشد . تنها در نظر داشتن عملی که از مجرم سر زده بدون در نظر داشتن شخصیت او کاری عبث و بیهوده می باشد.

    کودک از زمانی که در رحم مادر زندگی می ند تحت تاثیر محیط داخلی و به بیانی دیگر شرایط زندگی داخلی رحمی قرار دارد. رشد و نمود جنین و ادامه حیات آن منوط به شرایط مناب بدن مادر و جذب مواد غذائی از مادر می باشد پس اگر مادر مبتلا به بعضی از بیماریها باشد و یا از فقر غذائی و سوء تغذیه شدید رنج ببرید جنین نیز از آن متاثر می گردد.

    پس از تولد، محیط خانواده مهمترین عامل موثر در تکوین و تحول شخصیت کودک می باشد. اگر محیط خانواده سالم و مناسب باشد در کودک اعتماد به نفس و مهر و محبت ، ایثار ، استقلال، قدرت پذیرش مسئولیت، همسازی، انطباق و بالاخره شخصیت سالم به وجود می آید. بر عکس در خانواده ناسالم رشد طبیعی شخصیت کودک کند انجام می شود و او را آماده بزهکاری می سازد.

    همان گونه که طرفداری و مهر بیش از اندازه کودک را خود خواه ، ترسو و خجالتی بار می  آورد و او را بی تفاوت و پرخاشگر می کند، طرد کودک و بی مهری نسبت به او توسط والدین نیز مانع رشد سالم و مناسب  شخصیت او می گردد. کودک طرد شده احساس ناامنی ، ترس و بی اعتمای می کند و به تدریج حسود، کینه جو ناتوان در ابراز محبت و حتی قبول آن می گردد.

    هر چند شخصیت کودک از زمان تولد تحت تاثیر رفتار پدر و مادر ودیگر اعضاء خانواده قرار می گیرد و در واقع پایه های شخصیت در خانواده گذاشته می گردد، اما عوامل دیگر نیز مانند رفتار همسایه ها، دوستان کودک، محیط مدرسه و آموزشی در شخصیت کودک اثر می گذارد.

    2-3-1- عوامل بزه زای خارجی

    جامعه شناسان کیفری بر خلاف زیست شناسان کیفری، لوح کودک را زیرا آئینه ای پاک وشفاف می دانند تأثیر نیک و بد را در خود می پذیرد و عقیده دارند که تنها استعداد شخصی برای ارتکاب بزه کافی نیست.

    بسیاری از افراد که ذاتاً آمادگی برای ارتکاب جرائم را دارند اگر در وضع اجتماعی مناسب رشد نموده و خوب تربیت شوند مرتکب بزه نخواهند گردید. کودک تحت تاثیر همه عواملی که در محیط اطراف او هست، رشد کرده و همه عواطف، واکنشها ، حالات مزاجی، مدرسه ، معلم ، معاشرت با دوستان شرکت در تفریحات سالم و امور اجتماعی مختلف دیگر در کوین شخصیت طفل موثر هستند هر چند عوامل ارثی و ذاتی در طفل قوی باشد، محیط نامناسب ممکن می باشد از بروز استعدادهای ذاتی او جلوگیری کرده و او را منحرف نماید.

    2-3-2- معضلات ناشی از زندگی خانوادگی

    خانواده عبارت از یک واحد اجتماعی می باشد که از ازدواج زن و مردی به وجود می آید و فرزندان آنها کامل کننده آن خواهند بود.

    خانواده از نخستین نظام نهادی، عمومی وجهانی می باشد که برای رفع نیازمندیهای حیاتی بشر و بقای جامعه ضرورت تام دارد. خانواده در عین حال که کوچکترین واحد اجتماعی می باشد ، هسته اصلی جامعه و پایه و مبنای هر اجتماع بزرگ بوده و از مهمترین نهاد ا جتماعی موجود در جامعه انسانی می باشد.

    خانواده ، مدرسه و جامعه سه عامل مهم تکامل زندگی اجتماعی را تشکیل می دهند و توجه پدر ومادر در دوران نوزادی و کودکی ارزش مهم حیاتی در سلامت فکر و رشد کامل مراحل شخصیت طفل دارد.

    طلاق و جدائی پدر و مادر موجب التهاب و نگرانی و تشویق فرزندان آنها می­گردد.در موقع جدائی پدر و مادر غالباً سرنوشت اطفال بازیچه دست و وسیله انتقام جوئی آنان قرار می­گیرد. محروم کردن طفل از دیدار پدر و یا مادر در روحیه او تاثیر سوء می­گذارد که عکس­العمل آن بعداً به صورت عصبانیت و بدخلقی و یا افسردگی و لجبازی و تمرد از اوامر پدر و مادر و دیگران تجلی خواهند نمود(همان،1370، ص 136).

    2-3-2-1- آلودگی های خانواده

    الف) خانواده نامتعادل

    خانواده عبارت از یک واحد اجتماعی می باشد. این واحد ضمن آن که کوچک ترین واحد اجتماعی می باشد اما مهمترین و حساس ترین آنهاست که وجود آن برای نیازمندی های اساسی بشر و بقای جامعه ضرورت تام دارد. در هر دوره وزمانه ای که این نهاد دستخوش اشکال و عدم استواری گردیده، بنیان های اخلاقی و اجتماعی کل جامعه متزلزل شده و آن جامعه به سوی اضمحلال سوق داده شده می باشد.

    بزهکاران دارای والدینی هستند که یا بسیار خشن و سختگیر بوده و یا بر عکس بسیار بی تفاوت و بی در نظر داشتن فرزندان خود می باشند. اکثر والدین اطفال بزهکار کم سواد یا بی سواد بوده و عده بی شماری از آنان بی کار و از لحاظ مالی و رفاهی در وضع نامطلوبی به سر می برند.

    بعد از والدین، بزهکاری سایر افراد خانواده ممکن می باشد در وضع خانواده اثرات زیادی داشته باشد. چه فرزندان در هر خانواده معمولاً ناگزیر هستند با اعضای خانواده ارتباط داشته باشند. از طرفی علاوه بر ارتباط نسبی که بین افراد خانواده هست، ممکن می باشد افراد دیگری نیز با خانواده ارتباط سببی پیدا کنند و جزء اعضای خانواده در آمده و مشکلاتی ایجاد کنند.

    ب) اعتیاد اعضای خانواده

    اعتیاد تمام یا بعضی از افراد خانواده به مواد مخدر و الکل می تواند به گونه مستقیم و یا غیرمستقیم در رفتار اطفال و نوجوانان تاثیرپذیر باشد. اساساً به لحاظ آمیزش و علائقی که بین اعضاء خانواده هست، خواه وناخواه چنانچه بعضی از آنها دارای آلودگی­هائی باشند به گونه نسبی در سایرین نیز اثر گذاشته و احتمالاً باعث آلودگی آ«ها نیز خواهد گردید و بر فرض که موجب آلودگی آنان نشود به احتمال زیاد وضع خانوادگی­را تحت تاثیر­قرار خواهد­داد و چه­بسا آنان­را با عواقب­ناگوار­و غیرقابل­جبران مواجه خواهد ساخت.

    کودکان وابسته به والدین معتاد یا اصلاحاً « بچه های اعتیاد» کودکانی هستند که در محیط پرورشی خود با پدر یا مادر یا یکی از اعضای معتاد خانواده همزیستی دارند. این کودکان لوزماً مجرم یا معتاد  نیستند، بلکه در دایره ای بیمار و ناهنجار گرفتار آمده و در آن نشو ونما می یابند. اولیای معتاد در شرایط نشئگی بسیار بخشنده، مهربان و ایثارگر بوده ولیدر حالت خماری ، سرشار از خشم و غضب می شوند و یا در کمال بی تفاوتی و بی حوصلگی نسبت به نزدیکان و وقایع اطراف خود، کمترین احساس و یا واکنشی نشان نمی دهند. بروز این تغییرات رفتاری در اولیای معتاد، نخستین عامل گرایش به مواد مخدر در بچه های اعتیاد می باشد(تحقیقی از معاونت پژوهشی اداره کل آموزش و پروش آذربایجان شرقی، 1378، ص 36).

    زیرا کودک به تجربه در می یابد که سرپرست او بعد از استعمال مواد، دارای رفتاری عاطفی و سرشار از مهر و محبت می گردد و او  ناتوان از تشخیص این مطلب که ابراز احساسات در شرایط نشئگی، حالت موقت وکاذب دارد و در ذهن خود، بین خوبی و مهرورزی و اسعتمال مواد نوعی ارتباط مستقیم و لازم و ملزوم  مستقر می کند.

    کودکان و نوجوانانی که ناخواسته در مسائل ناشی از اعتیاد پدر یا مادر خود در خانواده درگیر می شوند، در معرض ارتکاب جرائم مختلف هستند و سرنوشتی زیرا گرفتار آمدن در رده کودکان و نوجوانان نابهنجار یا بزهکار در انتظار آنهاست.

    عوامل جرم زا می توانند در زمینه بزهکاری آنان، بیشترین تاثیر را داشته باشند. وقتی در واحد خانواده مواد مخدر وارد گردد و مورد مصرف یا توزیع توسط یک از ارکان خانواده قرار گیرد، سرنوشت کودکان و نوجوانان آن خانواده به گونه ای نامطلوب رقم خورده و در معرض تهدید جدی قرار می گیرد. معمولاً پدران معتاد به مواد مخدر و یا توزیع کننده آن جهت حفظ ارتباط خود با همسر و یا فرزندان و جلوگیری از فروپاشی خانواده، آنان را نیز به مشارکت در مصرف و توزیع مواد مخدر وا می­دارند.

    به همین ترتیب اگر پدر و یا مادر معتاد به مصرف نوشابه های الکلی باشند چنین خطراتی نیز برای فرزندان خود به وجود خواهند آورد. علاوه برتاثیر الکل بر جنین، با اعتیاد والدین به مصرف نوشابه های الکلی، مقداری از درآمد خانواده صرف تهیه این مواد شده و بالنتیجه کودک از تهیه مایحتاج اولیه زندگی محروم می گردد. پدر و مادر الکلی حوصله رسیدگی به وضع کودک و تربیت او را نداشته و در نتیجه مستی، محیط خانوادگی دائماً متشنج می گردد. نظاره حالت اسفناک و تاثرآور مستی پدر و یا مادر اثرات ناگواری بر روحیه طفل باقی می­گذارد.

    2-3-2-2- ناسازگاری و نابسامانی های موجود در خانواده

    الف) تقلید پذیری

    پدر و مادر اولین و نزدیک ترین کسانی هستند که مورد تقلید کودکان خود قرار می گیرند و در واقع سرمشقی برای فرزندان خود می شوند. حال اگر پیش روی چنین رفتار طبیعی و فطری کودک، عکس العمل مناسب و حساب شده صورت نگیرد و پاسخ های بی ربط، ترساننده و اهی توام با خشونت و بد دهنی به او داده گردد، در واقع زمینه انحراف روحی و فکری را در او به وجود خواهد آورد.

    ب) کمبود محبت

    وجود محبت والدین برای کودک و رشد عاطفی او ضروری می باشد . همان گونه که برای رشد جسمانی، کودک به انواع و اقسام مواد غذائی و پروتئینی احتیاج دارد، به همان ترتیب نیز برای رشد عاطفی خود و ورود به اجتماع احتیاج به محبت و احساسات عاطفی دارد. کودکان بیش از غذای خوب، لباس گرم، اسباب بازی و هوای آزاد، نیازمند آن هستند که مقبول والدین قرار گیرند و دوست داشته شوند و احساس کنند که به کسی تعلق دارند.

    کمبود محبت غالباً یکی از عوامل بسیار قوی می باشد که اطفال ونوجوانان را به سوی ارتکاب بزهکاری سوق می دهد. گاهی دیده شده که بعضی از کودکان بر اثر بی توجهی و بی مهری والدین خود به راه دزدی و زورگوئی و کتک زدن دیگران کشیده شده اند.

    ناگفته نماند که همیشه معضلات روانی کودکان معلول کمبود محبت نیست، بلکه در موردها معددی محبت افراطی و مراقبت بیش از حد والدین از کودک مشکل آفرین می باشد.

    این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   - تعلیق رای داوری در کشور مبداء

    مراقبت­های شدید والدین ممکن می باشد معلول عوامل زیر باشد:( شرقی، محمد رضا، 1364، ص 65).

    گاهی والدیین فرزند قبلی خود را از دست داده و در نتیجه بیش از اندازه از فرزند فعلی خود مراقبت می نمایند. والدینی که برای مدت ها بچه دار نشده و اکنون صاحب فرزندی می شوند، فرزند جدیدالولاده خود را زیاد تحت مراقبت قرار می­دهند.

    ج) اختلاف خانوادگی

    موضوع دیگری که ممکن می باشد باعث ارتکاب جرائم اطفال ونوجوانان گردد، اختلاف والدین و سرزنش و خرده گیری همیشگی، پرخاش و اصطکاک بین آنها می باشد که آثار آن متوجه سایر اعضاء خانواده و حتی بستگان آنها خواهد گردید.

    آن چیز که که در ارتباط با اختلاف والدین بیشتر جلب توجه می کند، علت اختلاف آنهاست که مبین نابسامانی ها و نارسائیهای موجود در خانواده می باشد. گاهی معضلات خا نواده ها منجر به قهر و حتی ترک یکی از والدین از محیط خانواده می گردد پس ملاحظه می گردد که اختلاف خانوادگی وناسازگاری زن و شوهر با هم تاثیر مستقیم و نامطلوبی بر روی کودکان معصوم گذاشته و غالباً آنها را به سوی ارتکاب جرم و یا خودکشی سوق می دهد. زیرا در خانواده ای که تفرقه و جدائی حکومت می کند اگر چه طفل عملاً و در ظاهر امر از کانون خانوادگی طرد نشده اما باطناً غالباً از محبت پدر و یا مادر و یا هر دو محروم شده و بالنتیجه روحاً پژمرده و عبوس و بی حوصله می گردد.

    به هر ترتیب بایستی گفت که تفاق ، ناسازگاری و مشاجره همیشگی پدر و مادر و اطرافیان ، آثار شومی در روان اطفال باقی خواهد گذارد. طفل به علت عدم آرامش روانی به تحصیل و کار خود بی علاقه شده دائماً مضطرب و پریشان خاطر می باشد و همین امر گاهی باعث می گردد که طفل از محیط خانواده فرار نماید. حتی بعضی از آنان پس از فرار به وادی فساد نیز کشانیده می شوند.

    2-3-2-3- قیود خانوادگی

    بی تفاوتی، بی توجهی به نظم خانواده، عدم رعایت نظم در خانواده به لحاظ غیبت والدین یا

    سرپرست اطفال ویا اشتغال والدین به کار، سختگیری زیاد، نظم شدید و عدم توافق والدین جهت مراقبت از اطفال ممکن می باشد با عواقب ناگواری همراه باشد.

    الف) دیدگاه فرهنگی

    خانواده ای از سلامت برخوردار می باشد که پدر ومادر رفتاری متناسب داشته باشند ، بدین معنی که هیچ کدام از آنها از وظایف خود نسبت به فرزندانش روگردان نباشد. وچود مادر در منزل موجب نثار محبت به فرزند می گردد و این خود کلید پیروزی فرزندان می باشد زیرا محبت لازمه مدیریت خانه می باشد. محبت مادر وجود کودک را گرم و شاداب و پرتحرک می سازد و به او امیدواری می دهد و درس فداکاری می آموزد.

    محبت مادر منشاء تکریم می باشد و در پایه ریزی شخصیت و چگونگی رشد عواطف تار و پود حیات روانی کودک را در کانون خانواده به هم می تند. کانون خانواده آموزشگاه مقدس محبت می باشد و آموزگاری آن می بایستی بر عهده مادر باشد.

    اطفالی که از مراقبت و نوازش مادر محروم و در پرورشگاه و موسسات شبانه روزی نگهدایر می شوند با این که از نظر جسمی طبق اصول بهداشتی و علمی از آنان مراقبت می گردد اما به علت محرومیت از نوازش و محبت که منجر به عدم ارضاء روانی طفل شده و تکامل عادی آنان دچار اختلال می گردد. زندگی در پرورشگاه و موسسه برای بسیاری از کودکان، در جامعه جدید ما، یعنی فقدان کامل کانون خانوادگی(کی نیا ، مهدی،1375، ص 228).

    ب) اشتغال به کار مادر

    گاه قیود خانوادگی معلول مادرانی می باشد که در خ ارج از منزل به کارهای اجتماعی مشغول بوده می باشد و به علت اشتغال به کار و خستگی جسمی، حوصله رسیدگی به امورات طفل را فراموش کرده و در واقع در زمان حیات خود طفل را یتیم می سازند.

    ج) عدم حضور پدر در خانواده

    و اما دومین فردی که در تکوین شخصیت طفل تأثیر مهمی را اعمال می کند، پر می باشد حضور پدر در خانواده اثر غیر قابل انکار در روحیه طفل باقی می گذارد که عواقب آن در دوران بلوغ و نوجوانی تجلی می نماید. خانواده به همان اندازه که به احساسات و عواطف سرشار مادر نیازمند می باشد، به قدرت، قاطعیت، تدبیر و مدیریت پدر نیز احتیاج دارد و زیرا این ویژگی ها به گونه فطری در مرد قوی تر می باشد، پس اسلام اداره و مدیریت خانواده را بر عهده پدر گذارده می باشد(سادات، محمد علی، 1370، ص 146).

    2-3-2-4- فقدان والدین

    به تابلوی ترسیمی فوق بایستی معضلات ناشی از پاشیدگی کانون خانوادگی در اثر فوت یا طلاق و یا

    جدائی را که در بعضی خانواده ها هست، اضافه نمود. به محض متلاشی شدن خانواده، بزهکاری شروع می گردد چه وجود خانواده عاملی می باشد علیه بزهکاری. بدترین خانواده ها بهتر از نبودن آن می باشد.

    ارتباط عمده ای بین طول بزهکاری و عدم کفایت، لیاقت و یا موفقیت والدین از مراقبت از طفل وجود ندارد اما طول مدت اقامت اطفال در خانواده و وجود والدین و زندگی با آنها ، در روابط خانوادگی و جلوگیری از انحراف آنها کاملاً موثر می باشد. مرگ یا جدائی والدین و یا طلاق دادن یا طلاق گرفتن زن و ترک خانواده ، در روحیه اطفال و احتمالاً در ارتکاب بزه از ناحیه آنان موثر خواهد بود و در اثر محرومیت از دیدار پدر یا مادر، اطفال احساس فقدان رنج آوری می کنند که عکس العمل ناراحتی های مذکور بعداً به صورت عصبانیت، بد اخلاقی ، تمرد از اوامر پدر یا مادر و دیگران و بالاخره عدم انطباق اجتماعی خواهد بود.

    الف) فوت والدین

    یکی از جهات متلاشی شدن خانواده ، فوت پدر می باشد که با در نظر داشتن نظام موجود در غالب خانواده های ایرانی بخصوص در سنین کودکی اثرات نامطلوبی در وضع خانواده و فرزندان اناث آنان باقی می گذارد.

    ب) طلاق و جدائی والدین

    بعد از فوت والدین، طلاق و جدائی پدر و مادر می باشد که عموماً دوران تیره فرزندان آنان به خصوص اگر فاقد سرپرست ، مسئول و بنیه مالی کافی باشند، شروع می گردد.

    به این ترتیب که هر گاه طفلی در محیط خانوادگی خود دارای اطرافیان دلسوز و مهربان نباشد، طبعاً احساس بدبختی نموده و کوشش می کند که خود را حتی المقدور از کانون خانوادگی دور ساخته، سعادت و آرامش خود را در محیط خارجی بیابد . در این حال می باشد که اطفال معصوم و بی گناه در اماکن عمومی سرگردان شده و غالباً به دام افراد ناباب وشیطان صفت افتاده و از آنها سرمشق بزهکاری را فرا می گیرند.

    2-3-2-5- تاثیر وسائل ارتباط جمعی

    امروزه مطالعه اثرات وسایل ارتباط جمعی از پیچیده ترین مباحت انحرافات اجتماعی می باشد. به همین دلیل جامعه شناسان در صحت نتایج و پژوهش هائی از این قبیل، تردید نشان می دهند .البته علی رغم تاثیر انکار ناپذیر رسانه های جمعی در آموزش فرهنگ سازی، القاء عقیده و غیره بایستی اذعان داشت که زمینه اثر این وسایل در رفتار بشر،تحقیقاتی به اقدام آمده می باشد که بتواند اثرات رسانه های گروهی را در انحراف بزهکاری اطفال و نوجوانان نشان دهد(همان، 1370، ص 146).

    الف) تاثیر سینما و تلویزیون

    سینما و تلویزیون به واسطه کششی که دارند اثر عمیق روحی و تربیتی بر اطفال و نوجوانان می گذارد . پس هر اه فیلم سینمائی و برنامه تلویزیونی حاوی مطالب مفید اجتماعی و تربیتی باشند،اطفال را از همان سال های اولیه زندگی، به سوی هدف های عالی و انسانی رهبری خواهند نمود و از آنها عناصر مفیدی برای خدمت به اجتماع و همنوعان خود به وجود خواهند آورد.

    بر عکس هر گاه برنامه تلویزیونی و سینمائی شامل فیلم های جنائی متضمن قتل، غارت، کشت و کشتار باشد، روح ماجرا جوئی و درنده خوئی را در اطفال و نوجوانان بیدار کرده و از آنها عوامل ضد اجتماعی و مخرب خواهند ساخت.

    ب) تاثیر مطبوعات و نشریات

    مطبوعات ونشریات مختلف نیز یکی دیگر از وسائل انتقال افکار به شمار می رود. اگر چه وسعت اقدام وتاثیر آنها به اندازه تلویزیون و سینما نیست، اما در حد خود می تواند جهت فکری اطفال و نوجوانان را تا حدود قابل ملاحظه ای تغییر داده و در بزهکاری آنان موثر واقع گردد.

    اصولاً اطفال چندان علاقه ای به خواندن روزنامه و جرائد کثیر الانتشار وکتاب های مختلف ندارند اما به خواندن مجلات هفتگی و ماهانه بالاخص داستان های کودکان راغب می باشند. مطبوعات و نشریات با چاپ عکس متهم و اغراق در اظهار تبیین حال بزهکاران و تشریح تخیلی علل ارتکاب آن، نوجوانانی را که می خواهند معروفیت و شهرت پیدا کرده و قهرمان داستان های روز باشند و با تقلید از  جنایت کارانی که معروف شده اند، به سمت ارتکاب جرم ترغیب می نمایند.

    زمانی که مجلات مسائل جنائی و جنسی را بدون هیچگونه ابائی با آب و تاب بسیاری می نویسند، مسلماً در ذهن اطفال و نوجوانان ساده اثراتی عمیق گذارده و آنان را به فکر تقلید از قهرمانان این گونه حدادث می اندازد اما گویا وجود یک نوع سانسور مطبوعات در مطالبی که مربوط به جوانان و نوجوانان می باشد بایستی اعمال گردد.

    ج) تاثیر ویدئو

    امروزه پدیده ای جدید و موثر به نام دستگاه ویدئو ( بتاماکس ووی ، اچ اس) و اخیراً دستگاه دیجیتال مانند قارچ در دور افتاده ترین مناطق دنیا روئیده و گسترش آن از جهان غرب به جهان شرق و کشورهای جهان سوم و حتی عقب افتاده نیز کشیده شده می باشد.

    تاثر تصاویر مبتذل نوارهای ویدئوئی بین بزرگسالان وخردسالان یکسان اقدام نمی کند. اگر چه کارکرد و عملکرد اکثریت این نوارها در هر صورت تخریب می باشد(به نقل از گزارش مراکز باز پروری زنان ویژه تنظیمی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ص 28).

    اما بزرگسالان به تناسب امیال و نیازهایشان اهداف دیگری را دنبال می کنند و کودکان و نوجوانان نیز به واسطه روحیات و خصوصیات پر کوشش و جستجوگرشان به دنبال رویاسازی و خیال پردازی پرشورشان به سرعت جذب دنیای تصاویر واهی و دور از واقعیت که ساخته و پرداخته بنگاهها و کمپانیهای بزرگ هستند قرار می گیرند و تحت تاثیر مخرب این عوامل، در پی تقلید و تامین نیازهای مادی و روحی مبرم خود دست به کار شده ، و در این راه دچار انحرافات و اشتباهات جبران ناپذیر می شوند.

    به هر تقدیر اطفال و نوجوانان با تماشای تصاویر مبتذل ویدیوئی در خانواده ها با انگیزه خاصی که پیدا می کنند، به راحتی به سمت ارتکاب بزه سوق داده شده و برای انجام علم خلاف قانونی رغبت نشان می دهند.

    امروزه علاوه بر فیلمهای ویدیوئی ، سی دی های کامپیوتری و ماهواره تاثیر بسیار شگرفی بر کودکان و نوجوانان دارد.بنابراین نیاز می باشد که نظام برای تطهیر جامعه و از سوی دیگر بارور کردن اوقات فراغت دانش آموزان سرمایه گذاری بیشتری نماید تا بتوان توان مقابله با معضلات را پیدا نمود.

    و در نهایت بایستی به گونه ای ارزشها و اهداف فرهنگی را تبلیغ کنیم تا جزئی از شخصیت اطفال و نوجوانان شده تا اگر پیش روی الگوهای رفتاری دیگری واقع شودند، محتاطانه و هوشیارانه برخورد کرده و سریعاً تحت تاثیر قرار نگیرند.

    2-4- عوامل بازدارنده بزهکاری اطفال و نوجوانان

    خسرات جانی و مالی فراوانی که از پدیده ضد اجتماعی به اقدام می اید ، دولت ها را از همان آغاز وادار به مبارزه با این پدیده کرده می باشد.

    برای مبارزه اساسی بایستی با این اقدام مبارزه نمود نه با معلول .قرنهاست که دولت راه مبارزه با بزهکاری را در برقراری مجازات و یا تشدید مجازات دانسته می باشد. این سیاست کیفری نه تنها از اندازه مجازاتها نکاسته ، بلکه تعداد جرائم روز به روز قوس صعودی را پیموده می باشد.

    2-4-1- فرق بین «مجرم» و «غیر مجرم»

    عوامل و عناصر جرم به اندازه ای زیاد هستند و آن قدر می توانند در همه افراد موثر باشند که بایستی گفت : همه ما مجرمین بالقوه هستیم.تنها چیزی که موجب تمیز و تشخیص بین مجرم و غیر مجرم می باشد، آن می باشد که مجرم مرتکب جرم شده می باشد . مجرم کسی می باشد که سده های انفرادی و اجتماعی نتوانسته او را از ارتکاب جرم باز دارد و او در یک «موقعیت خاص» مرتکب اقدام کیفری شده می باشد.

    2-4-2- طرق پیشگیری از ارتکاب بزه اطفال و نوجوانان

    اعتقاد عمومی بر این می باشد که گسترش برنامه های اجتماعی نظیر: گواهی پیش از ازدواج، تاسیس درمانگاههای ویژه برای زنان باردار و ایجاد زایشگاهها و درمانگاههای ویژه نوزادان، برقراری و کمک هزینه های خانوادگی و بالا بردن سطح آموزش و پرورش و چندین عوامل دیگر، متناسب ترین راه برای پیشگیری از ارتکاب بزهکاری اطفال و نوجوانان می باشد.

    از آنجا که مساله مراقبت در پیشگیری از جرم واجد اهمیت خاصی می باشد، هر گاه مسئولین امر بخواهند برای پیشگیری از جرائم اطفال به نحو موثری اقدام نمایند، لازم می باشد که مساله مراقبت را به دوره قبل از تولد طفل سرایت دهند(همان، 1370، ص 146)..

    2-5- مقررات مربوط به بعد از تولد طفل

    2-5-1- ایجاد محیطی آرام و سالم در خانواده

    برای اینکه خانواده از محیطی آرام و سالم برخوردار باشد رعایت نکاتی ضروری می باشد:

    2-5-1-1- برقراری دوستی و تفاهم بین والدین

    دوستی و تفاهم پدر و مارد موجب آسایش خاطر و اطمینان کودک و نوجوان در خانواده می گردد از هنگامی که نوزاد چشم به جهان می گشاید به محبت، لبخند، مواظبت و نگهداری نیازمند می باشد. محیط امن و آرام در خانواده برای هر کودک و نوجوانی بایستی بر اثر توجهات پدر یا سرپرست طفل و محبت والدین نسبت به یکدیگر به وجود اید تا آنان بتواننند بدون هر گونه ناراحتی در محیطی مناسب دوران طفولیت و نوجوانی خود را به پایان رسانند.

    گاه دیده می گردد که پدر و مادر بر سر مسائل جزئی مشاجره لفظی می کنند یا در ارتباط با فرزندان و چگونگی برخورد با آن ها ، تعارض و ناهماهنگی خود را در حضور فرزندان بروز می دهند. که در این صورت اولین کسی که ضربه خواهد خورد، فرزندان معصوم و بی گناه می باشند.

    2-5-1-2- احتراز از رقابت در جلب محبت فرزندان

    رقابت والدین برای جلب محبت کودک کار صحیح نیست و اگر والدین بخواهند که فرزندان آنها در کنارشان باقی بمانند ومسائل ساده باعث قطع ارتباط روحی فرزندان با آنان نشود، بایستی بتوانند ارتباط ای صمیمانه با فرزندان خود داشته باشند. ارتباط ای که مبتنی بر ترس یا تکریم خشک و آداب بی روح ظاهری باشد، چندان دوام نمی آورد.

    پناه بردن به دوستی های ناباب بیشتر ناشی از فقدان روابط صمیمانه میان والدین و فرزندان می باشد. اطفال و نوجوانانی که از چنین روابط روحی حیات بخش در محیط منزل محرومند، برای جبران کمبودهای روحی خود به راحتی به طرف چیزهای دیگری غیر از خانواده کشیده می شوند و زیرا از تجربه کافی برخوردار نیستند به راحتی طعمه حوادث می گیردند.

    اگر محیط خانواده برای اعضای آن یک محیط دوستانه باشد و دختر بتواند در مواقع حساس که با یک بحران روحی روبرو می گردد، موضوع را با پدر و به ویژه مادر خود مطرح کند، قطعاً از بسیاری از انحرافات که رد سر راه دختران نوجوان قرار می گیرد، جلوگیری خواهد گردید. وقتی فرزند یک خانواده که خود را نیازمند برخوردهای عاطفی پدر و مادر می داند، از این محبت در محیط خانواده محروم گردد یقیناً این کمبود به عنوان یک عارضه در وجود او باقی خواهند ماند و محیط خانه را برای خود و طرح درونی اش مناسب نخواهد دید و در واقع بین او والدینش اعتمادی وجود نخواهد داشت تا کمبود عاطفی اش  جبران گردد . پس اگر والدین از دانش و بینش کافی برخوردار باشند و پیگیرانه به دانش خود برای تربیت اطفال و نوجوانان بیافزایند می توانند آینده بهتری را برای فرزند خود بنیانگذاری نمایند

    2-5-1-3- عدم ایجاد ناسازگاری در محیط خانواده

    ناسازگاری در محیط خانواده ، کودکان و نوجوانان را تحت تاثیر قرار می دهد. اگر اختلافات والدین به طلاق و جدائی منتج گردد و طفل از محبت و توجه والدین یا یکی از آنها محروم گردد، از محیط زندگی گریزان و اصولاً دلسرد و افسرده خواهد گردید و این وضع او را به راه انحراف، لغزش و بزهکاری خواهد کشانید.

    2-5-1-4- عدم پرخاشگری والدین نسبت به خود و یا نسبت به فرزندان

    پرخاشگری والدین نسبت به یکدیگر و یا نسبت به فرزند خود، کودک را از محیط خانواده فراری و ناراضی می سازد و ممکن می باشد این عدم رضایت او را به سمت بزهکاری سوق دهد. پدران و مادران هستند که بر اثر جهل و نادانی ، از روحیات زشتی برخوردار بوده و فرزندان آنها تحت تاثیر اخلاق ناشایست پدران ومادران خود و یا بر اثر تندی ها ، ملامت ها و توبیخ از خانه فرار کرده و یا همانند افراد نامتعادل در محیط خانواده منزوی می گردند.

    در این نوع خانواده هاست که کودکان و یا نوجوانان علیه بزرگترها شورش کرده و در برابر آنان ایستادگی می­کنند. در همین خانواده هاست که ارتباط فیمابین فرزندان و بزرگترها تیره و تار شده و اطفال و نوجوانان یا منزوی شده و در خانه می مانند و یا خود را از زندان خانه نجات داده و راه فرار را در پیش می­گیرند.

    2-5-1-5- پرورش حس اعتماد به نفس

    پرورش حس اعتماد به نفس یکی از هدفهای موثر در پیشرفت اطفال و نوجوانان می باشد. کسی که اعتماد به نفس نداشته باشد زبون، بیچاره و ناتوان می باشد و نمی تواند از امکانات واستعدادهای موجود خود بهره بردرای نماید . از دست دادن اعتماد به نفس موجب فلج شدن فکر و روح بشر می گردد؛ او را از خود مایوس و متکی و وابسته به دیگران بار می آ ورد. اگر کودک یا نوجوان در یک مرحله از تحصیل بنا به علتی اعتماد به نفس خود را از دست بدهد، به تدریج ضعیف تر شده و چه بسا توانائی ادامه تحصیل را از دست بدهد.

    اگر والدین همواره نقاط اشکال ها را دیده و امتیازات کودک و نوجوان و موفقیت های او ارزش چندانی ندهند، به دست خود بذر ناتوانی و زبونی را در روح و روان او می­پاشند. در نظر داشتن نقاط مثبت باعث ایجاد اعتماد نسبت به والدین و برقراری ارتباط روحی و عاطفی با آنها می­گردد.

     

     

    2-5-1-6- حفظ شخصیت فرزندان

    بایستی شخصیت فرزندان را گرامی بداریم. نوجوان دوست دارد که شخصیت او مورد توجه و تکریم قرار گیرد و به همین سبب به صورتهای مختلف به ابراز شخصیت می پردازد. احساس شخصیت اخلاقی در بشر مانند سدی درونی مانع دست زدن به اعمال خلاق می گردد و بشر را از درون کنترل می کند واز زشتی­ها باز می دارد.

    2-5-1-7- مشورت با فرزندان

    با فرزندان بالاخص نوجوانان خود بایستی مشورت کنیم زیرا که این مشورت ها سبب می گردد:

    اولاً- آنها احساس کنند که در خانواده به حساب می آیند و به نظر آنها توجه می گردد و بدین ترتیب آن چیز که را که در دل دارند با والدین خود در میان می گذارند و همین امر سبب پیدایش صمیمیت و همدلی در خانواده می گردد.

    ثانیاً- اگر فرزندان مورد مشورت قرار گیرند این امر سبب می گردد که والدین به تدریج راه و روش فکر کردن و تصمیم گیری را به آنان بیاموزند.

    2-5-1-8- ابراز مهر و محبت به فرزندان

    بایستی فرزندان را از مهر و محبت سیراب نمود . یکی از تفاوت های خانواده با جامعه در این می باشد که در جامعه قانون حکومت می کند اما در خانواده مهر و عاطفه حاکم می باشد . خانواده ای که از لحاظ عاطفی ضعیف می باشد، نمی تواند اعضای خود را به گرمی دور هم جمع کنند و آنها را نگهدارد.

    فرزندی که محبت کافی از پدر و مادر اخذ نکرده برای پذیرش انواع اختلالات رفتاری و انحرافات اخلاقی آمادگی بسیار دارد. محبتی که فرزندان در خانواده می­بینند، موجب آرامش روانی آنها شده و همین آرامش روانی آنها را از تمایل به بسیاری از لغزش­های اخلاقی باز می­دارد(همان،1370،ص 146)..

    محبت بایستی چنان باشد که :

    اولاً- فرزندان بیش از حد وابسته بار نیابند و بتوانند در غیاب والدین روی پای خود بایستند و همواره خود را محتاج توجه و یاری آنها نبینند.

    ثانیاً- محبت افراطی باعث می گردد که فرزند از خود راضی، پر توقع و لوس بار بیاید واز دیگران توقع محبت های این چنینی را داشته باشد و هنگامی که وارد اجتماع می گردد، زیرا توقعات او برآورده نمی گردد، سرخورده و مایوس و افسرده می گردد. چنین افرادی بسیار زود رنج و شکننده بوده و طبیعی می باشد که شخص زود رنج به سادگی قادر به حفظ دوستان خود نیست و به بهانه های کوچک و بی اهمیت ارتباط دوستانه اش را با دیگران قطع می کند.

    2-5-1-9- تامین محیط مسکن مناسب

    در واقع شیوه زندگی شهری و محیط شهر عواملی هستند که تشدید کننده ویا به وجود آورنده  ناسازگاری اطفال و نوجوان می باشد. هر چند اظهار این موضوع که بزهکاری کودک و نوجوان نتیجه مستقیم زندگی در محلات پست و فقیر نشین می باشد، جزء موهومات به شمار می رود اما نباید فراموش نمود که اگر افراد خانواده نوجوان صاحب مسکن شایسته ای باشند و راه مفری برای نجات از فشار و محرومت های زندگی در اطاق های محقر، شلوغ و غم انگیز داشته باشند، برای چنین نوجوانی احتمال کمتری هست که در زمره نوجوانان بزهکار قرار گیرد.

    2-5-1-10- جلوگیری از تحریک جنسی فرزندان

    والدین بایستی درمورد حقایق زندگی و مسائل جنسی با فرزندان خود به گونه مناسب به گفتگو بنشینند و در روشن کردن حقایق برای آنان غفلت نورزند. اگر نوجوانان در بیرون از خانه از طریق دوستان و آشنایان با موضوعات جنسی به گونه نامناسبی آشنا شوند، کار و کوشش والدین در زمینه آموزش دو چندان خواهد گردید.زیرا در درجه اول بایستی افکار نادرست و نامناسب آموخته شده در زمینه مسائل جنسی را تغییر و تصحیح نموده و سپس به آموزش مناسب مسائل جنسی اقدام کنند.

    گروهی از والدین عقیده دارند آموزش مسائل جنسی از وظایف اصلی مدرسه می باشد. گروهی کثیری از والدین درمورد مسائل جنسی نمی خواهند با کودکشان صحبت کنند زیرا خودشان از بحث درمورد مسائل جنسی احساس نارحتی می کنند.

    پدران ومادران بایستی این حقیقت را بپذیرند که فرزند بزهکارشان موجودی بی ارزش و پست نیست، بلکه نوجوانی می باشد که معضلات واحتیاجات درونی بزرگ دارد.

    2-5-1-11- تامین نیازهای مادی و معنوی

    اگر کودک و نوجوان احساس کند که نیازهای مادی و معنویش به اندازه دیگر کودکان و نوجوانان برآورده نمی گردد، نوعی سرکشی و ستیزه جوئی در او به وجود خواهد آمد.

    بهره گیری از موسیقی مبتذل و ترانه های محرک و فیم های شهوت انگیز بیکاری ، تنهائی ، نداشتن تحرک و فعالیت ، نداشتن سرگرمی هائی که توجه و علاقه طفل و نوجوان را به خود جلب کند، از عوامل ایجاد انحراف بزهکاری می باشد.

    نوجوان زمینه ای بسیار آماده برای این نوع تحریکات دارد و گاهی کوچکترین عامل هیجانات شهوانی شدیدی در او ایجاد می کند. موسقی نامناسب ، کتب ، نشریات محرک و شهوت انگیز به تخیل نوجوان دامن زده و خیال شهوت را در هم آمیخته و آنان را از لحاظ روحی در شرایطی خطرناک قرار می دهد. برای جلوگیری از رواج این گونه سرگرمی های مخرب بایستی برنامه سالمی برای پر کردن اوقات فراغت نوجوانان داشت.

    2-5-2- تامین آموزش و پرورش مناسب

    بعد از محیط خانواده که محیطی غیر انتخاب و صد در صد برای کودک و نوجوان می باشد، محیط مدرسه و کلاس درس موثر در پیشگیری بزهکاری اطفال و نوجوانان می باشد:

    2-5-2-1- تأثیر مدرسه در پیشگیری از بزهکاری

    مدرسه اولین محیط اجتماعی می باشد که کودک و نوجوان ناچار می باشد خود را با نظم و قوانین آن متناسب سازد. این نظم و تربیت مسلماً از قوانین و مقررات حاکم در خانواده رسمی تر و اطاعت از آن لازم می باشد. در این مرحله می باشد که کودک و نوجوان ناسازگار، نامتعادل یا عقب مانده ذهنی که استعداد پیروی از نظم یا هماهنگی با محیط را ندارد، با عدم موفقیت مواجه می گردد.

    این عدم موفقیت به نوبه خود به علت سرزنش­ها، ملامت های والدین و اولیای مدرسه و اطرافیان و شکسته شدن غرور واحترام کودک باعث تشدید حس سرکشی، عدم علاقه به ادامه تحصیل، رها کردن مدسه ، فرار از مدرسه ، ولگردی، معاشرت های نابات و بالاخره ارتکاب جرم می گردد.

    اختصار آنه بایستی امکانات بهتری برای عموم دانش آموزان فراهم گردد و نه برای عده معدودی . بایستی استعدادهای عموم کودکان برای خدمت به بشریت پرورش یابد و موجبات زندگی بهتر برای همه در دسترس باشد.

    2-5-2-2- تأثیر معلم در پیشگری از بزهکاری

    اظهار این حقیقت که پدران و مادران امروزی مسئولیت خطیر خویش را به دست معلم می سپارند، حتماً نباید از جنبه منفی و نومید کننده آن مورد توجه قرار گیرد. زیرا اگر معلمان برای قبول این مسئولیت آماده گردند، می توان امیدوار بود که از ایفای تأثیر تربیت نو نهالان امروزی به خوبی بر بیایند. هیچکس به اندازه معلم برای آفریدن یک محیط مساعد، دلپذیر ، صمیمی و توام با گذشت و همکاری مسئولیت ندارد.

    در کلاس درس هیچ چیز بدتر از این نیست که معلم تحت تاثیر عوامل مختلف درونی یا خارجی از شدت ناراحتی به حالت انفجار در آید و به دانش آموزی توهین و یا وی را توبیخ کند و از خود برنجاند. اگر معلمی نتواند خود را کنترل کند، نباید از شاگردان خود انتظار اطاعت داشته باشد.

    معلمانی که ترس، خجلت، اندوهباری، افسردگی و نظیر این نوع حالات عاطفی را در بین نوجوانان نادیده گرفته و اهمیت نمی دهند و تصور می کنند که تأثیر و وظیفه آنها فقط انتقال مشتی مطلب آموختنی از ذهن خود و صفحات کتاب به مغز نوجوانان می باشد، سخت در اشتباهند. این قبیل معلمان فقط به تأثیر آموزش خود توجه دارند و وظیفه پرورشی و تربیتی خود را یا نمی دانند و یا شاید بعضی مواقع ندانند، غیر از موجبات ترس و اندوهباری و خجلت را فراهم می آورند(محمد رضا شرقی، 1364، ص 65).

    بالاخره در خصوص پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان در محیط مدرسه چه اقداماتی بایستی صورت گیرد؟

    – ایجاد ارتباط ای دوستانه و محیطی جذاب برای جلب اعتماد دانش آموزان

    – در نظر داشتن شخصیت و محیط خانوادگی نوجوانان و شخصیت دادن به او

    – در نظر داشتن مسائل روحی ، عاطفی و خانوادگی نوجوانان و پیگیری معضلات و درک آنان .

    – در نظر داشتن استعداد و خلاقیتهای دانش آموزان

    – ایجاد انگیزه تحصیلی در نوجوان و امیدوار ساختن او به آینده

    – وجود ارتباط ای نزدیک و مستمر بین اولیا خانه و مدرسه

    – شناسائی افراد ناهنجار و بزهکار و مطالعه علل بزهکاری آنان توام با هدایت و کنترل  مستمر

    – به کارگیری به مواقع اصل تشویق و تنبیه

    – رواج و گسترش اخلاق اسلامی در بین اطفال و نوجوانان

    بدین ترتیب تعدادی از طریق بازدارندگی ارتکاب جرائم اطفال و نوجوانان چه در محیط خانواده و چه در محیط مدرسه تبیین داده گردید و به هر حال این وظیفه دولت و سازمانهای ذیربط می باشد که با وسائل مقتضی هم عرض آموزش، پرورش و تعلیم و تربیت، رشد فکری، بالا بردن بینش کودکان و نوجوانان، پیش­بینی لازم جهت مبارزه و جلوگیری از آلودگی آنان، شرایط مادی و معنوی، احتیاجات و ضرورت­های زندگی آنان را تا حد امکان تلفیق و متناسب سازند و با وسائل مقتضی به جنبه­های اخلاقی و معنوی امور آنان توجه کافی مبذول دارند.

    2-5-3- مهمترین جرایم اطفال و عوامل آنها در ترکیه

    در ترکیه با وجود رفتار انحرافی که کودکان را به تنش با قانون وادار می کند. این رفتار را می توان در 5 نوع طبقه بندی نمود:

    • قاچاق مواد مخدر
    • جرایم جنسی
    • سرقت
    • جرایم خشونتی
    • جیب بری

     

    2-5-3-1- قاچاق مواد مخدر

    یکی از مهمترین جرایمی که در سطح وسیعی در ترکیه از طرف اطفال و نوجوانان بزهکار انجام می گیرد و به صورت گسترده افزایش یافته می باشد می توان خریدن و فروختن و قاچاق مواد اعتیاد آور اعم از نوع مجاز این مواد و اعم از مواد غیر مجاز توسط اطفال و نوجوانان تصریح نمود. این جرم به خاطر اینکه آنها شخصیت آسیب پذیر دارند و به تنهایی و یا به خاطر ترس از دستگیر شدن این جرم را به صورت سازمان یافته انجام می دهند. این جرایم از سنین 13 تا 16 سالگی آغاز دوره ی ارتکاب این گونه جرایم می باشد یکی از صدمات قرن حاضر مهاجرت سنگین جمعیت  ترکیه از مناطق روستایی به مناطق شهری می باشد و این حرکت یعنی تمایل به شهر نشینی نتایج بسیار مخربی را بر روی اطفال و نوجوانان می گذارد زیرا نیمی از جمعیت شهر نشین را اطفال و نوجوانان تشکیل می دهند. پس خانواده هایی که از روستا به شهر می آیند و در شهر بیگانه هستند و در بدو ورود به علت نداشتن وسایل کافی برای زندگی، مجبور می شوند وارد مشاغلی بشوند که از خود آنها مستقیماً بهره گیری گردد. بکارگیری اطفال و نوجوانان در خرید و فروش و قاچاق مواد اعتیاد آور به ویژه به صورت سازمان یافته می تواند جایگاه مناسبی برای چنین کودکان آسیب پذیری که نیاز به کار و درآمد دارند باشد.

    علاوه بر مهاجرت اطفال و خانواده آنها از روستا به شهرها پناهندگی اتباع بیگانه به یک کشور دیگر به خصوص برای کودکانِ پناهنده به شکل جدی تری می تواند درگیری آنان را با خرید و فروش و قاچاق مواد مخدر افزایش دهد. در جامعه ترکیه همیشه به مشکلاتی که این معضل اجتماعی برای اطفال و نوجوانان ایجاد می کند با نگرانی عمیق از ابعاد رو به گسترش موردها ذکر گردیده آن را تهدیدی جدی و مداوم برای سلامت و درست کردن جامعه بشری تصریح شده می باشد قانون جزای ترکیه انجام جرایم مربوط به مواد مخدر و یا بهره گیری از اطفال در این گونه جرایم از طرف افراد بالغ را از موردها تشدید مجازات می داند. مقامات زیربط بایستی تمام اقدامات لازم را مانند اقدامات اجرایی ـ قانونی ـ آموزشی و اجتماعی را در زمینه جلوگیری از به کار گیری اطفال در قاچاق و فروش مواد مخدر به کار ببرند و نکته قابل ذکر این می باشد که از تولید این مواد اعم از مواد صنعتی و روان گردان که در داخل کشور تولید می شوند جلوگیری نمود و همچنین از ورود این مواد به کشور نیز جلوگیری نمود. زیرا در بعضی مناطق دنیا مانند افغانستان وابستگی شدید به کشف مواد مخدر هست که موجب افزایش ورود مواد مخدر به کشورهای اطراف می گردد.

    استعمال مواد اعتیاد آور فی نفسه موجب افزایش بزهکاری و جرایم سنگین تر دیگر می باشد به علاوه ماده ی مخدر فرصتی برای جرایم مخصوص مربوط به فراهم کردن وسایل و ادوات لازم برای تدارک آن فراهم می سازد مانند سرقت برای فروش یا تبدیل به پول برای خرید ماده مخدر می باشد. سرانجام به خاطر حالت توهم و تأثیراتی روانی که این مواد دارد باعث جرایم دیگر مثل قتل و تجاوزات جنسی و غیره را در پی دارد.

    بر اساس نتایج تحقیقاتی که در دارالتأدیبهای آنکارا، ازمیر و الازیع انجام شده 44 درصد کودکان مجرم در این سه دارالتأدیب بزرگ ترکیه مرتکب جرایم مربوط به مواد مخدر شده بودند و بقیه به تعداد جرایم مختلف ارتکابی اطفال تقسیم شده بودند(Nar,Ercan,2006,p54).

    2-5-3-2- سرقت

    اطفال و نوجوانان بزهکار که دست به این اقدام زشت می زنند بدون شک بایستی از طرف نهاد قضایی ترکیه مورد تأدیب و حتی مجازات قرار گیرند. در صورت ارتکاب سرقت و عدم دستگیری از سوی پلیس به ویژه اطفال می توان گفت که به ارتکاب جرم از سوی آنان توجه نمی گردد و با گذشت زمان بزرگ می شوندو دامنه ی عملیات ضد قانونی آنها  هم گسترش پیدا می کند و سرقت از داخل اتاق به کلاس درس، حیاط مدرسه، خانه همسایگان و غیره تسری پیدا می کند.

    اگر سرقت اطفال و نوجوانان به همین شرایط ادامه پیدا کند مطمئناً طفل نابالغ به خاطر عادت کردن به این اقدام مرتکب تکرار این گونه سرقتها و یا در سالهای دیگر حتی سرقتهای بزرگ گردد. همچنین این گونه اطفال زمانی که در مدرسه یا محیط بازی با کودکان دیگر ارتباط پیدا می کنند بدون شک فنون جدیدی را از هم آموخته و به یکدیگر یاد می دهند و تحقیقات در مورد اطفال و نوجوانان بزهکار دستگیر شده در دارالتأدیب آنکارا این نکته را اثبات می کند غالباً اولین حمله آنان به محل هایی انجام می شود که برای تمام افراد خانواده آنان و دوستان و یا اهالی آن محل آشنا و مورد اطمینان باشد مثل مدرسه محل تحصیل یا مغازه داخل محل معمولاً در ترکیه سرقت کودکان از سنین بعد از 10سالگی شروع می گردد اما در بعضی خانواده ها نیز بر اثر عدم مراقبت جدی، اطفال خردسال قبل از سنین ده سالگی شروع به سرقت می نمایند تقریباً در بین اطفال و نوجوانان بزهکاری که مرتکب سرقت می شوند 43% از سارقین خردسال که مرتکب تکرار جرم می شوند نخستین اقدام بزهکارانه خود را در فاصله ی سنین بین 6 تا 10 سالگی در محیط خانه خود یا خانه اقربای نزدیک خود انجام می دهند اما قابل ذکر می باشد که چهل و هفت درصد از اطفال بزهکار که مرتکب سرقت و تکرار آن می شوند اولین سرقت را در فاصله ده سالگی تا سینزده سالگی انجام داده و ده درصد بقیه نیز بعد از 13 سالگی با این جرم آشنا می شوند. قابل ذکر می باشد در صورتی که به موقع و از راههای درست و عملی جهت اصلاح و تربیت کودکان بزهکار عملی صورت گیرد بسیار سریع این روش تأثیر خواهد نمود و طفل بزهکار این عادت زشت خود را ترک می نماید. البته تأثیر اصلی و کلیدی در مورد اصلاح اینگونه اطفال آغاز خانواده و بعداً مدرسه و محیط آموزشی می باشد که اگر در انجام این وظیفه کم کاری صورت پذیرد کودک خردسال بر اثر تکرار مجدد جرم سرقت تبدیل به یک سارق حرفه ای می گردد شایان ذکر می باشد که بعضی از اوقات نیز اطفال و نوجوانان بر اثر ناسازگاری با خانواده، محیط اطراف و یا به عنوان یک اقدام انتقام جویانه و کینه توزی نسبت به اطرافیان خویش مرتکب سرقت می شوند. اکثراً این مدل از سرقتها با حرکات دیگری نظیر دروغ گویی، لجبازی ، وارد کردن خسارت، خشم نیز همراه می باشد. پس برای جلوگیری و درمان این گونه کودکان بایستی از روشهای روانشناسی و روانپزشکی بهره گیری نمود.

    در ترکیه مخصوصاً در قسمت اروپا نشین آن اعم از استانبول، ازمیر، آنکارا سرقت وسایل نقلیه سال به سال در حال گسترش بوده و بیشتر این سرقتها شامل دوچرخه و موتور سیکلت می باشد. سرقت در تعطیلات ژانویه به اوج خود می رسد افزایش سرقت در اینگونه موردها نشان دهنده این می باشد که بعضی از نوجوانان برای تفریح و خوش گذرانی و رفتن از نقطه ای به نقطه ی دیگر، در هنگام تعطیلات از وسایل نقلیه مسروقه بهره گیری می کنند (Dr.remzi oto,2002,p149).

    2-5-3-3-جرایم جنسی اطفال

    با کمال تأسف و شرمندگی در جامعه امروزی به علت از  دست رفتن اخلاق به خصوص در جوامع پیشرفته جرایم جنسی اطفال گسترش یافته و جامعه ترکیه از این امر جدا نمی باشد.