استاد راهنما:

دکتر سعید خیرخواه

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی گردد

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود می باشد)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

فهرست مطالب:

مقدمه……………………………. 1

فصل اول: کلیات………………………………. 2

1-1- اظهار مسأله…………………………….. 3

1-2- اهمیت و ضرورت پژوهش……………………………… 3

1-3- پیشینه پژوهش……………………………… 3

1-4- اهداف پژوهش……………………………… 3

1-5- سوالات پژوهش……………………………… 4

1-6- فرضیه پژوهش……………………………… 4

فصل دوم: نگاهی به موقعیت و جایگاه زن………………………….. 5

2-1- بخش اول…………………………….. 6

2-1-1- نگاهی به جایگاه زن در ایران پیش از اسلام…………………………….. 6

2-1-2- حقوق و اختیارات زنان در عصر هخامنشیان…………………………… 8

2-1-3- ازدواج و زناشویی در ایران باستان…………………………….. 9

2-1-4- ازدواج با محارم…………………………….. 9

2-2- زن در مادر سالاری یا مادر شاهی……………………………… 10

2-2-1- انواع ازدواجهای ساسانی……………………………… 13

2-5- طلاق زن در ایران باستان…………………………….. 14

2-3- سیمای زن در شاهنامه فردوسی……………………………… 15

2-4- زن در اساطیر ایران…………………………….. 18

2-4-1- اسطوره­ های اهورایی……………………………… 18

2-4-2- اسطوره ­های اهریمنی……………………………… 19

بخش دوم: جایگاه زن در اسلام…………………………….. 21

2-2-1- جایگاه زن در اسلام…………………………….. 22

2-2-2- زن در قرآن…………………………….. 24

2-2-3- زنان صدر اسلام…………………………….. 31

2-2-4- زن از نقطه نظر اندیشمندان…………………………….. 34

2-2-5- فلسفه اسلام درمورد حقوق خانوادگی…………………………….. 35

2-2-6- مهر و نفقه…………………………….. 39

2-2-7- علل پیدایش چند همسری……………………………… 41

2-2-8- اشکالات و معایب چند همسری……………………………… 41

بخش سوم: زن از نگاه فرهنگ غرب………………………………. 42

3-1- زن از نگاه فرهنگ غرب………………………………. 43

2-3-1- فمینیسم و سابقه آن…………………………….. 43

2-3-2- خود آگاهی فمینیستی……………………………… 46

2-3-3- زنان و جایگاه زنان در جامعه کهن بدوی……………………………… 48

2-3-4- نظرات انگلس در مورد ویژگی های جامعه بدوی……………………… 48

2-3-5- زن از دیدگاه سفرنامه نویسان فرنگی……………………………… 51

بخش چهارم: جایگاه زن در عصر مشروطیت (نگاهی گذرا به موقعیت اجتماعی، فرهنگی و ادبی زن در نهضت مشروطه)……….53

2-4-1- جایگاه زن در عصر مشروطیت (نگاهی گذرا به موقعیت اجتماعی، فرهنگی و ادبی زن در نهضت مشروطه)…………..54

2-4-2- نگاهی گذرا به مسائل زنان در عصر مشروطه…………………………….. 58

2-4-3- تصویر زن در شعر شاعران مشروطه……………………………69

فصل سوم: ادبیات مشروطه…………………………….. 74

3-1- مقدمه: ادبیات عصر مشروطه…………………………….. 75

3-1-1- ویژگی های شعر دوره مشروطه…………………………….. 75

3-1-2- موج های شعری در دوران مشروطه……………………………. 75

3-1-3- حوزه­های مختلف شعری……………………………… 76

3-2- مروری بر زندگی نامه میرزاده عشقی……………………………… 78

3-3- مروری بر زندگی نامه ایرج میرزا …………………………….83

3-4- مروری بر زندگی نامه عارف قزوینی……………………………… 87

3-4-1- شعر و تصنیف عارف………………………………. 88

فصل چهارم: پیکره اصلی ـ متن اصلی……………………………… 91

مطالعه جایگاه زن در آثار شاعران عصر مشروطه ……………………….

4-1- مقدمه…………………………….. 92

4-2- بخش اول: زن در شعر میرزاده عشقی……………………………… 94

4-3- بخش دوم: زن در شعر ایرج میرزا……………………………. 120 دانلود متن کامل در سایت sabzfile.com

4-4- بخش سوم: زن در شعر عارف قزوینی……………………………… 145

فصل پنجم: برآیند نتیجه گیری و تحلیل کلی نظرات سه شاعر و مقایسه آنها ……………167

5-1- برآیند نظرات مثبت یا منفی میرزاده عشقی در باب زن…………………… 168

5-2- برآیند نظرات مثبت یا منفی ایرج میرزا در باب زن…………………………….. 170

5-3- برآیند نظرات مثبت یا منفی عارف قزوینی در باب زن…………………………….. 172

5-4- نتیجه گیری و مقایسه نظرات سه شاعر در مورد زن…………………………….. 174

فهرست واژگان……………………………. 175

فهرست اعلام……………………………. 177

فهرست منابع و مآخذ…………………………….. 183

Abstract…………………………….

چکیده:

رساله حاضر ضمن معرفی جایگاه زنان و مطالعه شخصیت آنان در ایران باستان، در عصر هخامنشیان، ساسانی، اسلام، غرب و عصر مشروطیت می­کوشد تا جایگاه ادبیات زنانه را در شعر عصر مشروطیت و در دیوان شاعران (میرزاده عشقی، ایرج میرزا، عارف قزوینی) تبیین کند و در قالب مباحثی جداگانه به مطالعه تأثیر زن در اساطیر ایران باستان و متون کهن مبادرت می­کند همچنین در حاشیه­ی مطالعه اشعار شاعران به مطالعه جنبه­های توجه زن سالارانه، فمینیسم، ستایش و نکوهش بانوان، حضور گرم و گسترده آنان همپای مردان پرداخته، و حقوق زنان و تأثیر آنان در تحولات عصر مشروطه به تصویر کشیده شده می باشد.

مقدمه:

در فرهنگ واژگان زبان فرانسه (femme) به معنای موجود انسانی با جنسیت مونث یعنی زن می باشد ریشه­ی این کلمه، لاتین بوده (femmena) خوانده می­گردد.

در فرهنگ (Robert) این کلمه این گونه توصیف شده می باشد: موجودی انسانی که کودک را در خود پرورش داده و به دنیا تقدیم می­کند؛ کلمات دیگر از خانواده این کلمه که از زبان لاتین وارد زبان فرانسه شده­اند عبارت­اند از:

(femmelle) با ریشه­ی لاتینی (femininus) به معنی خصوصیات زنانه.

نشانه­های فمینیسم در شعر و ادبیات فارسی بسیار می باشد اما نگاه فمینیستی به زن در عصر مشروطیت بیشتر به چشم می­خورد شاعران عصر مشروطه که به دنبال تجدد و زن سالاری و زن مداری بودند. مایل بودند زن را با آزادی اقدام و نوگرایی آشنا کنند و حقوقی که از او گرفته شده می باشد به او برگردانند.

هدف بنیادین از این پژوهش، مطالعه شخصیت زنان از دیدگاه­های مختلف (زن سالارانه، تحقیر، ستایش زنان و زن گرایی) می باشد زنان در گذشته­های دور صاحب جایگاهی والا بوده­اند که با گسترش مرد سالاری از این مقام رفته رفته کاسته می­گردد و این سیر نزولی در اندیشه و آثار ادبی ما هم نفوذ کرده و تأثیر می­گذارد. زنانی شجاع، کارآمد و زیرک که هم در امور اجتماعی و سیاسی و هم در همسرداری و تربیت فرزند فعال بوده ­اند.

فصل اول: کلیات

1-1- اظهار مسأله

با عنایت به اهمیت موضوع زن در ادبیات گذشته و امروز که به صورت کلی یا جزیی با موضوعی به غیر از مقاله­های محدود مطالب بیشتری دیده نمی­گردد بر آن شدم به اهمیت بازتاب ادبیات زنانه در آثار مشروطه و در دیوان‌های (میرزاده عشقی، ایرج میرزا، عارف) بپردازم و اینکه نوع توجه شاعران مرد در باب زنان چه تفاوت‌هایی با نگاه زنانه دارد را مورد توجه قرار دهم و با مقایسه نظرات آنان را جویا شوم و مورد مطالعه قرار دهم و نگاه­های زن سالارانه و فمینیسم و تجدد را در اشعار این شاعران تحلیل و واکاوی نمایم.

2-1- اهمیت و ضرورت پژوهش

لزوم پژوهش در آثار فاخر ملی و شناخت دقیق­تر جایگاه زن در عصر مشروطه و در دیوان (میرزاده عشقی، ایرج میرزا، عارف) و تغییر توجه سنتی شاعران به مقوله زن که در ادبیات مطالعه می­گردد از مهم ترین ضرورت­های پژوهش به شمار می­ آید.

3-1- پیشینه پژوهش

با در نظر داشتن مطالعه­های به اقدام آمده در پایان نامه­های دانشگاهی جایگاه ادبیات زنانه در دیوان­ های شاعران (ایرج میرزا، عشقی، عارف) به گونه اخص مورد پژوهش قرار نگرفته می باشد، البته در کتاب‌های تاریخ ادبیات دکتر صفا به پاره­ای از این مسائل به گونه کلی تصریح شده می باشد هم چنین در کتاب شاهنامه و فمینیسم اثر مهری تلخابی به صورت گسترده به تاریخ زندگی و تأثیر زنان پرداخته می باشد اما نگاه متجددانه در این کتاب فقط شامل متون قدیمی می باشد به همین جهت مطالعه نگاه تجدد گرایانه و زن سالارانه و ستایش و تحقیر بانوان در دیوان­های فوق می­تواند حایز اهمیت باشد.

4-1- اهداف پژوهش

1- ایجاد انگیزه برای نسل جدید و ترغیب آنان به خواندن آثار شاعران مشروطه.

2- نگاهی جهت دار به شخصیت وجودی زن در آثار شاعران مشروطه.

3- مقایسه­ شخصیت زن امروز با زن در آثار کهن.

4- مطالعه و مقایسه زنان عصر مشروطه با کتاب شاهنامه و مشترکات و وجوه فرق آن دو.

5- جایگاه و تأثیر شاعران (ایرج، عشقی، عارف) در احیای نظام تجدد و دفاع از حقوق زنان در عصر مشروطه. جستجو در سایت :   

5-1- سوالات پژوهش

1- شاعران این دوره چقدر به تأثیر زنان پرداخته ­اند؟

2- آیا باورها و عملکرد زنان در حوزه­ های مختلف مورد توجه بوده می باشد؟

3- آیا به تأثیر کلیدی زنان در خانواده و جامعه و آزادی او پرداخته ­اند؟

4- تأثیر تحولات مشروطه در نگاه به زنان چگونه بوده می باشد؟

6-1- فرضیه پژوهش

با در نظر داشتن اهمیت دوران مشروطه که نوع نگاه به زن در آن بر اثر تحولات سیاسی- اجتماعی عوض گردید و اهمیت دادن به جایگاه زن در شعر مشروطه و پرداختن به آزادی اقدام آنان مطالعه دیوان شاعران (ایرج، عارف، عشقی) و نگاه­های مثبت و منفی آنان به زن جایگاه مهمی دارا می­باشد.

فصل دوم: نگاهی به موقعیت و جایگاه زن

1-2- بخش اول

1-2-1- نگاهی به جایگاه زن در ایران پیش از اسلام

زن در ایران باستان مقام ارجمندی را دارا بوده می باشد. زن یکی از اعضای خانواده محسوب  می­شده می باشد و در تمام شئون زندگی با مرد برابری می­کرده می باشد و برای اثبات این موضوع، شواهد زیادی در دست می باشد:

در اوستا همه جا نام زن و مرد در یک ردیف ذکر گردیده و در کارهای دینی که زنان بایستی انجام دهند و دعاهایی که بایستی بخوانند، زن را با مرد برابر شمرده می باشد و حتی در صورتی که موبد حاضر نبود، ممکن بود زن به مقام قضا برسد و نیز در تاریخ می­بینیم که زنانی همانند همای و پوراندخت و آزرمی دخت به مقام پادشاهی رسیده­اند.

سن بلوغ برای مرد و زن، برابر بوده می باشد و گروهی از فرشتگان هم مانند آناهیتا (ناهید) زن هستند. در میان امشاپسندان امرتات (مرداد) و هَوروتَات (خرداد) و سپنتا ارمیئتی (سپندارمز) مونث هستند، به ویژه سپندارمز نماینده­ی زمین می باشد و این سپندارمز (فروتنی مقدس) یکی از صفات اهورمزداست و در جهان مادی پرستاری زمین با اوست و به همین جهت دختر اهورمزدا خوانده شده می باشد[1].

قبل از ورود آریایی­ها و هزاران سال پیش از آن که اقوام مهاجر به این سرزمین مهاجرت کنند ایران «خانه و آشیانه­ی مردمانی بوده که تمدن درخشانی داشته، زن را از دیدگاه برتر و متعالی نگریسته و بر قدرت زنانه که جلوه گاه تمدن و فرهنگ متعلق به دوران اولیه کشاورزی بوده می باشد، صحّه گذاشته­اند.[2]»

«ویل دورانت در تاریخ تمدن درمورد آنان (زن در ایران باستان) می­نویسد: «در زمان زرتشت پیامبر، زنان همانگونه که عادت پیشینیان بود منزلتی عالی داشتند، با کمال آزادی و با روی گشاده در میان مردم آمد و رفت می­کردند و صاحب ملک و زمین می­شدند و در آن تصرف مالکانه داشتند و می­توانستند مانند اغلب زنان روزگار حاضر، به نام شوهر یا به وکالت از طرف او به کارهای مربوط او رسیدگی کنند. پس از داریوش مقام زن مخصوصاً در میان طبقه­ی ثروتمندان تنزل پیدا نمود.[3]»

آن چیز که در اوستا در مورد زن و مرد می­باشد. متضمن برابری حقوق می باشد. زنان و مردان پارسا به دلیل تقدیس با هم ذکر گردیده­اند و زیرا زن موجب تکریم و سربلندی مقام خانه می باشد (وندیداد سوم) اندیشه نیک و گفتار و کردار خوب و فرمانبرداری از شوهر در اوستا برای زن از صفات پسندیده و برجسته شمرده شده می باشد (ویسپرد سوم)[4].

پوشش و حجاب زنان در ایران باستان مخصوص طبقه­ی اشراف بود و سایر زنان از قید حجاب آزاد بودند[5].

«ویل دورانت می­گوید: «زنان بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند غیر از در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند و هیچگاه به آن­ها اجازه داده نمی­گردید که آشکارا با مردان آمیزش کنند.[6]»

مردم در زمان پیش از تاریخ از دسته­ها و قبایل مختلف تشکیل شده به صورت ملوک الطوایفی زندگی می­کرده­اند که با افزایش شهرها و قدرت رؤسای قبایل، و اختلافات آنها موجبات جنگ و ستیز بین آنها را فراهم می­نمود.

«در این جامعه بدوی، وظیفه­ی مخصوصی به عهده­ی زن گذاشته شده بود. وی گذشته از آن که نگهبان آتش و شاید اختراع کننده و سازنده ظروف سفالین بود. می­بایست چوبدستی به دست گرفته در کوه­ها به جستجوی ریشه­های خوردنی یا جمع آوری میوه­های وحشی بپردازد. شناسایی گیاهان و فصل روییدن آن­ها و دانه­هایی که می­آورد. مولود مشاهدات طولانی و مداومی بود که او را به آزمایش کشت و زرع هدایت نمود[7]

زن در ایران باستان در فعالیت­های اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی شرکت فعال داشته می باشد تا جایی که بسیاری از اختراعات و پیشرفت­های بشر مرهون زنان بوده می باشد.

«وظیفه­ی زن در ایران باستان، منحصر به امور اقتصادی خانواده­ی خود نبوده، بلکه در پیشرفت تربیت اخلاقی و روحی تمام ملت نیز سهم به سزایی داشته می باشد و مانند یک مربی اخلاق اقدام          می­کرده می باشد.[8]»

در اکتشافات باستان شناسی متعلق به فرهنگ­های پیشین سمبولهایی خدایی از جنس «زن» بسیار به دست آمده می باشد که بیانگر قدمت پرستش مادر کبیر (بانو- خدا) در جوامع کهن می­باشد. اما این سمبولها منحصر به جنس زن نبوده و در کنار آنها سمبولهای خدایی از جنس مرد هم وجود داشته می باشد در دیدگاه بشر عصر نو پدید، کشاورزی زن نماد رحمت و نعمت و خلقت و باروری و به گونه کلی نشانه نیروهای طبیعی و ماورای طبیعی شناخته شده می باشد.

زن در ایران باستان دارای شخصیت کامل انسانی و در بسیاری از موردها، شخصیت حقوقی بوده می باشد. وی حق فعالیت­هایی در زمینه­ اجتماعی و تجارت داشته می باشد و شریک زندگی در اداره­ی خانواده و در واقع حق پادشاهی داشته می باشد.

زنان ایرانی در شجاعت و دلاوری همتای مردان بوده و در مورد هایی در جنگ­ها شرکت می­کردند و دوشیزگان ایرانی در دعاهای خود از خداوند درخواست همسری نیرومند و قهرمان را داشتند که به آنها پسران قهرمان عطا فرماید.

2-1-2- حقوق و اختیارات زنان در عصر هخامنشیان

«1- داشتن فقط یک زن، اما اگر زن نازا بود مرد می­توانست زن غیر عقدی داشته باشد.

2- ازدواج بی قرارداد، قانونی نیست.

3- کنیز همسر آزاد، مقام آزاد داشت.

4- بهره برداری شوهر از جهیز زن که متعلق به زن و خانواده پدری اوست.

5- قروض قبل از ازدواج فقط به عهده­ی خود شخص می باشد.

6- اگر شوهر زن را طلاق بدهد جهیزش را با یک سهم پسری از مال خود بایستی به او بدهد. زن نازا فقط جهیز را پس می­گیرد.

7- در صورت خیانت زن، شوهرش او را اخراج یا برده می­کند.

8- اجازه­ی ازدواج زن در زمان اسارت همسر و رجوع به همسر اول در بازگشت او.

9- در بی وفایی زن و مرد به همدیگر، مجازات زن سنگین تر می باشد. در مورد تهمت زدن به زن محاکمه خدایی (انداختن به رود) می­گردد.

10- مال زن متعلق به فرزند اوست و مرد ارثی نمی­برد.

11- با مرگ مرد، زن علاوه بر جهیز خود سهمی از مال شوهر هم دریافت می­کند.

12- اختیار اموال زن با خود اوست. اجاره دادن، بخشیدن، تجارت کردن، کاسبی کردن و …

13- پس از مرگ مرد زن می­تواند شوهر کند. حتی بدون اجازه­ی فرزندان.

14- ارث مساوی با برادران در صورت نداشتن جهیز.

15- دختران زنان غیر عقدی از برادران جهیز می­گیرند.

16- طبقات نجبا و اشراف حق نداشتند با طبقات پست ازدواج کنند و شاه بایستی از هفت طبقه درجه اول زن انتخاب کند.»[1]

[1] – حجازی، بنفشه، زن به ظن تاریخ، با تلخیص 75-77.

[1]– علوی، هدایت الله، زن در ایران باستان، چاپ سپیدرود، چاپ سوم، 1386، ص 15.

[2]– لاهیجی شهلا، وکار، مهرانگیز، شناخت هویت زن ایرانی در گستره پیش از تاریخ و تاریخ، نشر روشنگران و مطالعات زنان، بهار 1377، تهران، چاپ دوم، ص 83.

[3]– راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران، تهران، امیرکبیر، 2536، ج 1، ص 471.

[4]– علوی، هدایت الله، زن در ایران باستان، ص 15.

[5]. راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران، ص 476.

[6]– همو، همان، ص 471.

[7]. حجازی، بنفشه، زن به ظن تاریخ، تهران، شهرآب، 1370، ص 30 به نقل از ایران از آغاز تا اسلام گریشمن، ص 11.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد رشته فرهنگ و زبان های باستانی: بازتاب اسطورۀ قهرمانی در داستان گرشاسب بر پایۀ اوستا و متون پهلوی