استاد راهنما:

دکتر جلیل نظری

استاد مشاور:

دکتر مهدی فاموری

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی گردد

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود می باشد)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

چکیده:

در این پایان نامه با عنوان «آرمان‌شهر در مثنوی معنوی» به اندیشه­های اصلاح‌طلبانه و جامعه­ای که در رویای مولوی بوده پرداخته شده می باشد. در این نوشته آغاز به تعاریف مختلف آرمان‌شهر و سابقه آن در میان صاحب نظران، مخصوصاً فلاسفه یونان پرداخته و گونه‌های آرمان‌شهر، مانند آرمان‌شهر اهریمنی، فلسفی، ادبی و… که لازمه این بحث بوده در حد ضرورت مطالعه شده می باشد. مبحث اصلی که اندیشه عرفانی مولانا و دیدگاه­های اجتماعی این شاعر، همچون اصلاح‌طلبی مولانا، ایدالیسم عرفانی مولانا، حکمت و عشق، می باشد به گونه کامل در فصل سوم و چهارم آمده می باشد.

جایگاه بشر و صفاتی که مولوی برای بشر خداجو در نظر داشته و آن صفات را به صراحت یا در قالب داستان­های رمزی برشمرده از مهم­ترین ویژگی­های آرمان‌شهر مولانا می باشد. که شواهدی از اشعار مولانا در جهت تأیید آن­ها آورده شده می باشد. به دلیل این که اساس آرمان‌شهر مولوی بر عشق بنا نهاده شده، و درجه نهایی این جوهر می باشد که آرمان‌شهر این شاعر عرفانی را رقم زده می باشد، بیشتر به این مبحث پرداخته شده می باشد.

فصل اول: کلیات

1-1- مقدمه

طیعت سیری ناپذیر و کمال خواه آدمی ،همواره او را بر آن می دارد تا عالی ترین کمالات را در سر بپروراند و با نفی وضع موجود ،بشر بی نقص و جهانی بی عیب را در صفحه ذهن خود تصور کند .

آرمان‌شهر در لغت به معنای شهر آرمانی و ایده‌آل می باشد و در اصطلاح، جامعه‌ای برتر و والاست که در آن همه امور بر وفق مراد و مطابق میل باشد، جامعه‌ای که در آن نه خبری از ظلم و تبعیض، نه اثری از جنگ و ستیز و نه ردپایی از جهل و فقر و مرض پیدا نمود گردد. «جامعه‌ای که افرادش به کمال علمی و عملی رسیده و از هوی و هوس رسته باشند. و در یک جمله جامعه‌ای خیالی که باشندگان آن در شرایط کامل زندگی می‌کنند و خیر و سعادت بر آن حکومت مطلق دارد. مدینه فاضله، جامعه آرمانی، آرمان‌شهر، شهر نیکان، لامکان، ناکجاآباد، هیچستان و… همه تعابیر گوناگون از یک حقیقت والا و مقدسند که همواره اندیشمندان و فرهیختگان هر قوم و ملتی در طول حیات بشری، آرزوی به واقعیت پیوستن آن را در سر پرورانده‌اند.

در زبان فارسی این واژه برابر نهاده utopia در زبان یونانی می باشد. utopia به معنی هیچ‌جا و برابر kallipolis در معنی زیبا شهر می باشد. در ادبیات فارسی به صورت مدینه فاضله، مدینه سعیده، شهر لامکان، بی‌نام شهر و ناکجاآباد آمده می باشد. واژه‌‌هایی مانند خیال‌آباد، امین آباد، خرم آباد، مه آباد، خوش آباد، پدرام شهر و شهریور یا شهریر نیز در معانی نزدیک به آن به کار رفته‌اند و گاه واژه کام‌شهر در همین معنا به کار گرفته شده می باشد » (اصیل، 1371: 12).

یکی از مهم ترین مسائلی که ذهن جامعه بشری را به خود مشغول کرده بود،آرمان شهر می باشد تا جایی که افلاطون اصل و پایه مدینه فاضله خود را بر اساس استدلالات برهان عقلی که مورد نظر جامعه غربی بود بنیاد نهاد.

به علاوه به جزء افلاطون و فارابی ،بزرگان دیگری نیز به این موضوع پرداخته و با ارائه نظریات خود در جهت اثبات آرمان شهر کوشش های وافری نمودند و «بسیاری از این اندیشمندان، نویسندگان، و شعرا منحصرا به اندیشه‌ی آرمان‌شهری به آن صورت که افلاطون و فارابی درمورد آن قلم زده‌اند، نپرداخته‌اند، لیکن ایشان با اظهار نحوی حکمت عملی در بین پادشاهان گذشته و ملل مختلف و اظهار نوع روابط درست مردمان و حاکمان و حتی ارائه‌ی پند‌های اخلاقی و حکمی خطاب به مردمان و حاکمان، قصد پی‌ریزی بنایی آرمانی و جامعه‌ای نیک را داشته‌اند. توفیق یا عدم توفیق شان مسئله‌ای می باشد که در درجه دوم اعتبار بایستی به آن توجه گردد» (حمیدیان، 1373: 111).

در این بین ادیان نیز با ارائه نظرات خود در کتابهای آسمانی ،همیشه ذهن انسانها را به یک نجات دهنده آخر الزمان معطوف داشته اند و در اختیار طراحان آرمان شهر قرار داده اند.

یکی از وجوه فرق اعتقاد به آرمان شهر و جامعه موعود بر پایه ادیان الهی با اعتقاد به این موضوع ،بر پایه مکاتب دست ساز بشری می باشد و پیروان آسمانی ریشه آن را در ظهور منجی آخر الزمان می دانند .

«آنان برای آن که زندگی بر روی زمین برای بشر‌ها قابل تحمل باشد، همواره یک امید را در دل آن‌ها زنده نگه می‌دارند و آن امید به ظهور یک منجی و موعود جهانی می باشد که با حضور خود، زمین را تبدیل به بهشت و جامعه آرمانی می کند. و حداقل یک بار در طول عمر بشریت، بشر قادر خواهد بود تا طعم زندگی را در جامعه‌ی آرمانی بچشد» (پناهی، 1385: 55).

حجت اله اصیل بر این باور می باشد که ،پیشینه اندیشه آرمان‌شهری در ایران را به دو دوره قبل و بعد از اسلام قابل تقسیم می باشد که دوره قبل از اسلام، خود به دو دوره اساطیری و تاریخی منقسم می گردد. در هر کدام از این دوره‌ها، وجود اعصار زرینی نظیر حکومت بشر‌های اساطیری مثل جمشید، فریدون و تاریخی نظیر کورش، داریوش، انوشیروان و بهرام گور که حکومتی نزدیک به آرمان‌شهر را برای مردمانشان پی‌ریزی کرده‌اند، جلب توجه می کند. در همین دوره اساطیری و تاریخی قبل از اسلام افرادی نظیر جمشید، کیکاوس، سیاوش و شداد با بنای بهشت‌های این جهانی با عناوین ورجمگرد، هفت کاخ، سیاوشگرد، گنگ‌دژ و بهشت شداد کوشش در ایجاد جامعه‌ای آرمانی مطابق با بهشت برین داشته‌اند (اصیل، 1381، 60).

اگر با نگاه نافذانه به اندیشه افلاطون ،که می توان آن را نخستین فیلسوف آرمان گرای اندیشه غربی نامید،تاملی داشته باشیم ،می توان گفت افلاطون سیاست را به عرصه های گسترده ای همچون دولت و قانون اساسی بسط می دهد و با اداراکات فلسفی خود شهر آرمانی را به تصور می کشد که آن را به عنوان بنیان گذار این اندیشه ،می شناسند.

پس در مثنوی نمی توان گفت اثری اختصاصی مربوط به مدینه فاضله می باشد که بخواهیم آن را به عنوان تجلی گاه آرمان شهر بنامیم .

با نگاهی به اندیشه عبدالحکیم می توان به علت های زیر تصریح نماییم :

«اولین و مهم‌ترین دلیل این امر آن می باشد که این اثر دربردارنده جهان‌بینی بازسازی شده گروهی خاص می باشد که یکی از عناصر آن آرمان‌گرایی می باشد، عنصری که در کنار دیگر عناصر آن یعنی ساختارشکنی، عادت ستیزی، نقد و آسیب‌شناسی وضع موجود، تحول‌گرایی و اصلاح‌طلبی معنا پیدا می کند.
جستجو در سایت :   


دومین دلیل این می باشد که این جهان‌بینی متعلق به قشر نخبه، اندیشمند و متفکر جامعه عصر مولوی می باشد که از شرایط حاکم بر جامعه ناخرسندند و نابسامانی‌ها و کج‌تابی‌های آن را بر نمی‌تابد، با در نظر داشتن یکی از تعاریفی که برای آرمان‌شهر مطرح گردید و در آن آرمان‌شهر، ایدئولوژی ناساز با جامعه و شکل گیری نیافته در تاریخ معرفی گردید می‌توان گفت گروه صاحب جهان‌بینی مثنوی صاحب همان ایدئولوژی ناساز با جامعه هستند و مثنوی نیز به گونه غیرمستقیم و نا خودآگاه مدل آرمانی آن می باشد. مولانا که خود نماینده این قشر می باشد از سوی بعضی «معترض معترضان» نامیده می گردد» (عبد الحکیم 1365: 223).

دلیل سوم این امر به مقطع زمانی و بستر تاریخی که مثنوی در آن تکوین یافته، بر می گردد در زمان سرایش مثنوی از سویی کج‌روی‌ها و کج‌کارکرد‌هایی که در تمام ارکان جامعه پدید آمده بود، بشر را از وضع موجود ناراضی می‌ساخت؛ از سوی دیگر عاملی بسیار مهم از بیرون جامعه بر آن تأثیر عمیقی گذاشت. «مثنوی در اجتماعی تولد پیدا نمود که در اثر حمله مغول آرامش، ثبات و امنیت از آن رخت بربسته بود و هرج‌ومرج و بی‌ثباتی جانشین آن شده بود. در این جو ناآرام و نامتعادلی که فراهم آمده بود، همه چیز دچار انحطاط شده بود (صفا، 1373: 97).

« خصلت آرمان‌گرایی مثنوی مورد تاکید اغلب کسانی می باشد که در آن غور و خوضی داشته‌اند، و متفق الرای، نشانه‌ها و آثار یک شهر آرمانی را در آن یافته‌اند و بر آن تاکید کرده‌اند. مثلأ محمد علی اسلامی ندوشن مثنوی را یک آرمان‌شهر و طلب‌نامه انسانی ایده‌آل معرفی می کند. » (اسلامی‌ندوشن، 1377: 77). سید جعفر سجادی نیز مولانا را از آن دسته از عرفایی می‌داند که فرش زمین را ترک نکرده، به سازندگی بشر خاکی و زندگی این جهانی وی توجهی خاص داشته‌اند و از این‌رو مصدر افکار و آرای آرمانی در این زمینه مثنوی معنوی بوده می باشد. »(صرفی و خجسته ،86،472)

2-1- اظهار مسأله

«جلال‌الدین‌محمد بلخی که در حقیقت عصاره همه مدنیت‌های پیش از خود را در دست دارد، دریایی می باشد بیکران از معارف بشری… بر این می باشد که پایه مدینه و مدنیت عظیم جهانی را بریزد» (سجادی، 1361: 123). البته به این مطلب بایستی توجه داشت که مثنوی، مانند جمهوریت افلاطون یا آرای اهل مدینه فاضله فارابی نیست که هدف اصلی آن معرفی یک مدینه فاضله باشد؛ بلکه این آرمان‌شهر بخشی از جهان‌بینی مولوی می باشد که می توان آن را در کلیت مثنوی نظاره نمود .

شیوه طرح آرمان‌شهر در مثنوی را می‌توان از ویژگی‌های خاص سبک اظهار مثنوی به حساب آورد که آن را تا حد زیادی از سایر آرمان‌شهر‌ها جدا می‌سازد یکی از عوامل مهم متمایز کننده آرمان‌شهر مولانا از سایر آرمان‌شهر‌ها، جایگاه و پایگاه عشق در جهان‌بینی مولوی می باشد. این عامل از همان آغاز باعث تفاوت اساسی آرمان‌شهر مولانا با آرمان‌شهر‌های دیگر می باشد، زیرا که اساس آرمان‌شهر‌های افلاطون و فارابی بر عقل و فلسفه بنا نهاده شده می باشد.

به مقصود روشن شدن مطلب و معرفی آرمان‌شهر مثنوی، بعضی از ویژگی‌های آن را در مقایسه با آرمان‌شهر‌های افلاطون و فارابی، نمایندگان آرمان‌شهر‌های فرهنگ شرق و غرب، می‌توان مورد مطالعه قرار داد.

«وجوه مشترک مدینه فاضله فارابی با اتوپیا و مانند با آرمان‌شهر افلاطون مربوط به اشتراک در تبعیت از اصول و قواعد و احکام مسلم بی‌زیرا و چرای عقل می باشد. در مدینه فاضله فارابی هم راز و سر وجود ندارد، یعنی هرچه هست، مسائل عقلی می باشد که فلسفه عهده‌دار حل آن می باشد» (داوری، 1365: 85).

افلاطون نیز بنای آرمان‌شهر خود را بر تعقل و فلسفه می‌نهد چنان که یکی از شروط اساسی شکل گیری آرمان‌شهر از دیدگاه او « فلسفه دانی رئیس آرمان‌شهر می باشد» (موسوی بجنوردی، 1370: 185). این در حالی می باشد که از دیدگاه مولانا بی‌ارزش‌ترین چیز‌ها، عقل را انکار نمی‌کند و از عقل کل و نیز عقل‌هایی که به این عقل اتصال یافته باشند، به خوبی یاد می‌کنند و درمورد آن می‌گویند:

خود خرد آن می باشد کو از حق چرید جج                  نه خرد کان را عطارد آورید

(1133/4)

پیش بینی خرد تا گور بود                       وان صاحب دل به نفع صور بود   (1134/4)

عقل دیگر بخشش یزدان بود                  چشمه‌ی آن در میان جان بود

(5691 /4)

نظرمولانا به پذیرش عقل کل همچون فلاسفه و متکلمین می باشد ، چنانکه پیامبر با تکیه بر عقل کل ،عاقل را می ستاید و احمق را نکوهش می کند. «عقل کل یا عقل اول نخستین صادر از هستی مطلق الهی می باشد. این عقل کل صور مثال را هم‌زیرا پیامبران برمی‌انگیزد و این جهان حاصل یک فکرت عقل کل می باشد» (استعلامی، 1379، 2/332).

این جهان یک فکرت می باشد از عقل کل                      عقل زیرا شاه می باشد و صورت‌ها رسل

(189/2)

کل عالم صورت عقل کل می باشد                     کوست بابای هر آنک اهل قل می باشد

(2360/4)

پذیرش عقل کل توسط مولانا مسئله ای می باشد که به نگاه فلسفی او برمی گردد اما این نمی تواند نمایانگر این باشد که وی بخواهد فلسفه را به عنوان آرمان شهر قرار دهد

یعد از طرح مساله فلسفی از نگاه مولانا ،اگر بخواهیم به مثنوی و جایگاه آن بپردازیم می توان گفت که در اندیشه مولانا، نهایت وجود بشر ،رسیدن به کمال و معرفت و عشق می باشد تا جایی که عبدالحسین زرین کوب معتقد می باشد : «مولانا نیل به کمال را که غایت وجود بشر می باشد، با عشق اما عشقی که در محدوده روابط جسمانی نمی‌گنجد، برای وی ممکن می‌داند، نه با عقل و با علمی که بر عقل مبتنی باشد.

البته مولانا در مثنوی هر گونه گرایش و کششی را که بین کاینات عالم هست، نوعی عشق یا محبت تلقی می کند. به علاوه هر چه اجزای هم جنس را به یکدیگر مجذوب می‌دارد و اضداد را در ترکیب به هم می‌پیوندد، نیز در مثنوی جلوه‌ای از عشق به شمار می رود. در هر حال این میل دو جانبه می باشد که خاک و گیاه و باران و آفتاب و کاه و کهربا و نر و ماده را در تمام عالم به سوی هم می‌کشاند و عشق را نیروی محرک تمام کاینات عالم می‌سازد. این عشق که قانون وجود می باشد، در همه عالم حاکم و قاهر می باشد» (زرین کوب، 1373: 376)

«مولوی تمام درد‌ها و آلام انسانی را در این چند جمله اختصار می کند.

1- جهل و نادانی. 2- نقص عقول جزوی. 3- تنهایی. 4- قیود تعلقات دنیوی. 5- نفس اماره شیطانی که سرمایه دو منشا همه اخلاق و عادات زشت می باشد و درمان این درد‌ها، همه را یک کاسه شراب عشق و نیستی تشخیص داده می باشد» (اصیل، 1371: 34).

از مطالعه جایگاه عشق و نیستی در مثنوی می‌توان به این نتیجه رسید زاویه دید مولانا در عشق بر این می باشد که می تواند، با عقل کمال‌جو و خداجو- پایه و اساس یک آرمان‌شهر آرمانی قرار گیرد و نیز یک بشر ایده‌آل و مطلوب برای آن آرمان‌شهر بسازد.

حال با در نظر داشتن مطالب مذکور آیا این قبیل مسائل می‌تواند پایه یک آرمان‌شهر قرار گیرد و آیا می‌توان آرمان‌شهری برای مولوی در مثنوی قائل گردید و آن را با سایر آرمان‌شهر‌ها مقایسه نمود؟

اگر چنین می باشد ویژگی‌های خاص و تفاوت‌ها و توافق‌های این آرمان‌شهر با دیگر نمونه‌های آن بخصوص آرمان‌شهر افلاطون و مدینه فاضله فارابی در چیست؟

3-1- پیشینه پژوهش

تا کنون در باره آرمان‌شهر در اندیشه، افکار و اشعار مولانا هیچ اثر مستقلی به نگارش در نیامده می باشد اما در باب آرمان‌شهر، آثار چندی اعم از کتاب و مقاله و پایان‌نامه‌هایی به رشته تحریر در آمده می باشد. در زیر به بعضی از این آثار تصریح می گردد:

بشر بدون آرمان‌شهر، پریسا رضایی (1371)، در مجله کیهان فرهنگی شماره 84 چاپ شده می باشد که در آن به آثار ماکس فریش نویسنده آلمانی و نقد آن‌ها پرداخته می باشد.

آرمان‌شهر نظامی گنجه‌ای، شهرزاد شاه‌سنی (1377) در مجله کیهان فرهنگی شماره 148 چاپ شده می باشد و در آن به آرمان‌شهر در افکار نظامی گنجوی و اشعار او می‌پردازد.
دانلود متن کامل در سایت sabzfile.com
نویسنده در این مقاله، توماس مور انگلیسی را اولین کسی که از واژه آرمان‌شهر بهره گیری کرده می باشد معرفی نموده و کلمه آرمان‌شهر یا اتوپیا را برگرفته از زبان یونانی دانسته می باشد.

«و آن نام جزیره‌ای آزاد با همین عنوان در مسافت‌های دور می باشد که «ملل مشترک‌المنافع» آرمانی نویسنده در آن جزیره واقع می باشد. پس از نگارش اتوپیا، این اصطلاح در مورد جامعه‌های آرمانی و ایده‌آل به کار برده گردید. فرانسیس بیکن در«آتلانتیس جدید»، هارینگتون در «ملل مشترک المنافع اوسیانا» و توماس کامپانلا در «شهر آفتاب»، هر یک به نوعی جامعه آرمانی خود را تصویر کرده‌اند. آرمان‌شهر گریز از واقعیت نیست، بلکه «بازسازی واقعیت» می باشد. گریز از تاریخ نیست، تصویر خواسته‏ها و توانستن‏ها می باشد. مردم این شهر، اهل تاریخ نیستند و نسبت به گذشته و آینده غافل‏اند. مقصود از آرمان‌شهر، آینده بشر نیست؛ زیرا زمان ندارد. پس، تاریخ هم نخواهد داشت و از همین رو، با پیشینه و آینده بشر نیز ارتباطی ندارد.

اوتوپیا، در زبان یونانی به معنای لامکان می باشد که و شیخ شهاب‌الدین سهروردی، تعبیری به نام ناکجاآباد دارد. وی این ترکیب را در رساله‌های، «آو از پر جبرئیل» و «فی حقیقه العشق» بکار برده می باشد» (شاه‌سنی، 1377: ).

حجت‌الله اصیل (1380) مقاله‌ای با عنوان«آرمان‌شهر عشق و عرفان» در خصوص آرمان‌شهر حافظ در مجله کتاب ماه ادبیات و فلسفه شماره 42 به چاپ رسانده می باشد. وی در بخشی از این مقاله می‌گوید: «برای رسیدن به آرمان‌شهر حافظ بایستی حافظ‌وار بیاندیشیم و حافظ‌وار به جهان بنگریم، و این دیگر شدن دیدگاه‌ها و برداشت‌های مردمان را از عالم و آدم الزام می کند تا بتوانند آماده در آمدن به بهشت عرفان شوند، رایحه دل انگیزش را بشنوند و دیگر هوس بازگشت به فضاهای خود خواهانه کنونی نکنند. شرط ورود به این بهشت رسیدن به مرحله والای عشق زمینی یعنی دیگران را بیش از خود دوست داشتن می باشد» (اصیل، 1380: ).

کتاب «آرمان‌شهر در اندیشه ایرانی» حجت‌الله اصیل (1381) که توسط نشر نی چاپ شده می باشد، نیز به مطالعه آرمان‌شهر از منظر ایرانیان پرداخته می باشد.

خدیجه شمشادی (1385) در مقاله‌ای با عنوان «اندیشه عدالت و حکومت نخبگان در آرمان‌شهر افلاطون» به کتاب جمهوری افلاطون می‌پردازد و چنین اظهار می کند: جمهوری یکی از مفصل‌ترین و بهترین آثار افلاطون و شورانگیز‌ترین متن فلسفی موجود می باشد و در بیشتر رساله‌های او، سخنگوی اصلی سقراط می باشد. موضوع محاوره‌های کتاب ماهیت عدالت می باشد. کلمه‌ای که به معنای نیکی یا اخلاق و کمال مطلوب بشر می باشد. افلاطون حکومت را یک فن یا هنر می‌داند که در آن حاکم بایستی نفع کسانی را که تحت حاکمیت قرار دارند ملاحظه نماید و با در نظر داشتن میانه‌روی و هماهنگی از افراط و تفریط دوری کند؛ اگر کسی اصرار کند که از تمایلات خودخواهانه پیروی کند، آشفتگی و هرج‌ومرج به‌بار می‌آورد. افلاطون دولت را مانند بدن بشر دارای سه بخش تصور می کند که در آن به جای سر سینه و شکم، حکمرانان و پاسداران و زحمت کشان وجود دارند. همان گونه که آدم سالم و متناسب تعادل و تناسب به خرج می‌دهد، نشانه دولت با فضیلت نیز این می باشد که هر کسی جایگاه خود را بداند (شمشادی، 1385: ).

بنفشه بوالخیری (1377) در مقاله‌ای با عنوان «تجلی آرمان‌شهر در کلام سعدی» که در مجله گزارش شماره 88 چاپ شده می باشد، چنین می‌نویسد: سعدی شیرازی که در دو اثر گرانقدرش گلستان و بوستان بنا را بر ایجاد آرمان‌شهر نهاده و خشت و گل کاخ آمال را از واژه‌ها و کلمات گرفته، در هر یک از آثارش این هدف به نوعی جلوه‌گری می کند. او در گلستان آن‌گاه که در دنیای منثور گام برمی‌دارد، در هر قدم خواننده را با دنیای واقعی خویش آشنا می‌سازد و دیدگانش را به روی زشتی‌ها و زیبایی‌ها باز می کند و می‌خواهد وجود او از ذهنیت به عینیت ره پوید و خود بسان معلم اخلاقی می باشد که اصول و قواعد تربیتی را در گوش عالمیان زمزمه می کند و در بوستان او کسوت شاعری را گزیند که چنگی جادویی به دست گرفته و نغمه‌هایی سرمی‌دهد که حکایت از دنیای زیبای آمالش دارد. او اصول و قواعد حاکم بر آرمان‌شهرش را بر مبنای ارتباط عمیق میان بشر و طبیعت پایه‌ریزی کرده و به این ارتباط تا دمیدن روح در کالبد اشیا و طبیعت ارج می‌نهد» (بوالخیری، 1377: ).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد زبان و ادبیات فارسی: بررسی انواع صورخیال در شعر عاشورایی معاصر