تقدیر و تشکر:

با اغتنام فرصت و به رسم ادب بر خود واجب می دانم نهایت سپاس و تشکر خود را به استاد راهنما و مشاور ارجمندم سرکار خانم دکتر مریم نقدی و جناب آقای دکتر …………………. از اینکه هدایت و راهنمایی این پایان نامه را بر عهده گرفتند و با رهنمودهای ارزنده و نکته سنجی های ایشان این پژوهش به ثمر رسید، ابراز دارم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

چکیده. 12

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه. 14

1-2- اظهار مسئله. 15

1-3- سوال های پژوهش.. 16

1-3-1- سوال اصلی.. 16

1-3-2-سوالات فرعی.. 16

1-4- فرضیات پژوهش.. 17

1-4-1-فرضیه اصلی.. 17

1-4-2- فرضیه فرعی.. 17

1-5- پیشینه پژوهش.. 17

1-6-اهداف… 20

1-7- روش پژوهش.. 20

1-8- سازماندهی و ساختار پژوهش…. 21

فصل دوم: جرم و عناصر تشکیل دهنده آن و مفهوم قتل عمدی

2-1-جرم و عناصر آن.. 23

2-1-1-مفهوم جرم. 23

2-1-2-عناصر جرم. 26

2-1-2-1-عنصر مادی… 26

2-1-2-1-1-رفتار مرتکب… 27

2-1-2-1-1-1-فعل.. 27

2-1-2-1-1-2-ترک فعل.. 28

2-1-2-1-1-3-فعل ناشی از ترک فعل.. 28

2-1-2-1-1-4-حالت… 29

2-1-2-1-1-5-داشتن و نگهداری… 30

2-1-2-1-2-موضوع جرم. 31

2-1-2-1-3- نتیجه جرم. 32

2-1-2-1-4-ارتباط علیت… 32

2-1-2-2-عنصر معنوی… 32

2-1-2-2-1- عنصر روانی در جرائم عمدی… 33

2-1-2-2-1-1-آگاهی.. 33

2-1-2-2-1-2-اراده. 34

2-1-2-2-1-3- سوءنیت عام و خاص….. 35

2-1-2-2-1-4- سوءنیت معین و نامعین.. 35

2-1-2-2-1-5- سوءنیت احتمالی و سوءنیت جازم. 36

2-1-2-2-1-6- تفاوت انگیزه با سوءنیت خاص….. 36

2-1-2-2-2-عنصر روانی در جرایم غیر عمدی… 37

2-1-2-2-2-1-بی احتیاطی.. 38

2-1-2-2-2-2-بی مبالاتی.. 38

2-1-2-2-2-3-عدم مهارت… 38

2-1-2-2-2-4- عدم رعایت نظامات دولتی.. 38

2-2-قتل عمدی… 39

2-2-1- مفهوم شناسی.. 39

2-2-1-1-مفهوم قتل.. 39

2-2-1-2-مفهوم عمد.. 39

2-2-1-3-مفهوم قتل عمدی… 41

2-2-1-3-1- تعاریف فقهی از قتل عمدی… 41

2-2-1-3-2- تعریف حقوقی از قتل عمدی… 42

2-2-1-3-3- تعریف قانونی از قتل عمدی… 43

2-2-2-درجات قتل عمدی… 45

2-2-2-1- قتل عمد همراه با قصد صریح یا مستقیم.. 45

2-2-2-2- قتل عمد همراه با قصد غیرصریح یا غیرمستقیم.. 47

2-2-2-3- قتل عمد همراه با قصد احتمالی یا بی پروایی.. 47

 

 
جستجو در سایت :   


فصل سوم: مطالعه تاثیر فعل در ارتکاب قتل عمدی

3-1- مطالعه شکل گیری قتل عمدی با فعل به ندرت کشنده. 53

3-2- مطالعه شکل گیری قتل عمدی با فعل نوعا کشنده. 55

3-2-1- رفتار مرتکب در اقدام نوعا کشنده. 57

3-2-2- رکن روانی مرتکب در اقدام نوعا کشنده. 59

3-3- نوع و چگونگی ارتکاب فعل در قتل عمدی… 62

3-3-1-فعل مادی… 62

3-3-1-1- فعل مادی اصابتی.. 62

3-3-1-1-1-فعل مادی اصابتی منجر به صدمات مادی… 63

3-3-1-1-2- فعل مادی اصابتی منجر به صدمات معنوی… 64

3-3-1-2-فعل مادی غیر اصابتی.. 64

3-3-1-2-1- فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمات مادی… 65

3-3-1-2-2-فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمه معنوی… 66

3-3-1-2-3- ارتباط استناد در مورد وارد آمدن صدمه معنوی… 68

3-3-2- فعل معنوی… 70

3-4-مباشرت و تسبیب… 72

3-4-1-مباشرت در معنای عام و خاص….. 72

3-4-2-تسبیب در معنای عام و خاص….. 73

فصل چهارم: مطالعه امکان شکل گیری قتل عمدی با ترک فعل و صدمات غیر جسمانی

4-1- معنا و مفهوم ترک فعل در لغت و اصطلاح.. 76

4-2- جایگاه ترک فعل در حقوق جزا 77

4-3-شرایط تحمیل مسئولیت بر تارک فعل.. 77

4-3- محدوده ترک فعل در جرایم مختلف…. 79

4-3-1-جرایم مستلزم حد.. 79

4-3-2-جرایم مستلزم قصاص….. 79

4-3-3-جرایم مستلزم پرداخت دیه. 81

4-3-5-جرایم مستلزم مجازات‌های تعزیری… 81

4-3-6- محدوده ترک فعل در صور مختلف ارتکاب جرم. 82

4-4- امکان وقوع ترک فعل.. 83

4-4-1-نظر حقوقدانان.. 83

4-4-1-1-نظر مخالفین.. 83

4-4-1-2-نظر موافقین.. 85

4-4-2- نظر فقها. 86

4-4-2-1-مخالفین.. 86

4-4-2-2-موافقین.. 86

4-5- ترک فعل از نظر فقهاء اسلامی.. 88

4-5-1-دیدگاه فقهای شیعه. 88

2-6-2- دیدگاه فقهای اهل‏سنت… 92

4-6- ارکان جرم قتل عمدی با ترک فعل.. 93

4-6-1-رکن قانونی.. 93

4-6-2- رکن مادی قتل عمدی ناشی از ترک فعل.. 94

4-6-3-رکن روانی جرم قتل عمدی ناشی از ترک فعل.. 94
دانلود متن کامل در سایت sabzfile.com
4-7-تأثیر ترک فعل در قتل در قانون جدید.. 96

4-7-1- تأثیر ترک فعل.. 96

4-7-2- سیر تقنینی مربوط به ترک فعل در قوانین ایران.. 97

4-7-3-قانون مجازات اسلامی 1392 و ترک فعل در قتل عمد.. 98

4-7-3-1- تعریف جنایت… 98

4-7-3-2-  انواع جنایت… 100

4-7-3-3- موضع قانوگذار 1392 در ارتباط با ترک فعل.. 100

4-7-3-4-شرایط ترک فعل.. 101

4-7-3-5-ارکان تشکیل دهنده جرم ترک فعل.. 108

4-7-3-5-1- رکن قانونی.. 108

4-7-3-5-2- رکن مادی… 108

4-7-3- رکن روانی.. 109

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

5-1-نتیجه گیری… 111

5-2- پیشنهادات… 113

منابع و ماخذ.. 114

 

 

 

 

 

 

 

 


چکیده

موضوع امکان و عدم امکان ارتکاب جرم از طریق ترک فعل و صدمات جسمانی، از مسائل مهم و چالش‏برانگیز حقوق جزاست که از دیرباز مورد بحث فقها و حقوق‏دانان بوده می باشد که آیا جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص که معمولاً با افعال مثبت ارتکاب می‏یابد، ممکن می باشد در شرایط خاص با ترک فعل نیز شکل گیری پیدا کند، ترک فعل منتهی به سلب حیات از دیگری اعم از آنکه انجام آن، وظیفۀ تارک بوده یا نه، در هر دو حالت با شرایطی در قوانین کیفری ایران جرم می باشد. درحالت اول که شخص در برابر دیگری تعهد و وظیفه‌ای ندارد، نه از بابت قتل قربانی، بلکه ترک کننده به موجب قانون مجازات خودداری از کمک به مصدومین و رفع مخاطرات جانی محکوم می گردد. در حالت دوم که شخص تارک برحسب قانون، قرارداد و یا حرفۀ خود وظیفه داشته مانع از تاثیر اسباب وقوع قتل علیه قربانی گردد، چنانچه عمداً وظیفه خود را به قصدقتل قربانی ترک کند، اقدام وی قتل عمدی و مشمول مادۀ 290 قانون مجازات اسلامی خواهد بود که قانونگذار با وضع ماده 295 قانون مجازات اسلامی که در واقع ماده تکمیلی مواد290 لغایت 291 همین قانون می‌باشد، صراحتا امکان شکل گیری عنصر مادی جرم در جنایات، که قتل عمد یکی از انواع آن می باشد را در قالب ترک فعل و صدمات غیر جسمانی  پذیرفته و هیچ تفاوتی هم میان فعل و ترک فعل قائل نشده می باشد. به همین علت در این پژوهش نویسنده کوشش کرده تا با مطالعه فقهی حقوقی این موضوع جایگاه آن را در قوانین بخصوص قانون مجازات اسلامی جدید شناسایی و حدود آن را تبیین نماید.

واژگان کلیدی: قتل، قتل عمدی، غیر عمد، ترک فعل، فعل، صدمات غیر جسمانی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول: کلیات پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

1-1

 روانی مرتکب در اقدام نوعا کشنده

برای شکل گیری قتل عمدی، صرف انجام اقدام نوعا کشنده کافی نبوده و مرتکب بایستی از عنصر روانی لازم نیز برخوردار باشد، زیرا مطابق منابع فقهی مورد اقتباس قانونگذار، در حالت انجام اقدام نوعا کشنده، این ارتکاب، نوعی قصد جنایت داشتن می باشد. به همین جهت فقها، قصد انجام اقدام نوعا کشنده با علم به نوعا کشنده بودن فعل را، جدا از قصد تبعی قتل ندانسته اند. خاطر نشان می گردد که در اینجا نباید افراط کرده و در بند ب و ج ماده 290 نیز قاتل را قاصد بدانیم، زیرا در صورت قصد قتل داشتن مرتکب، اقدام وی مشمول بند الف بوده و قتل بر آن اساس عمدی می باشد، در حالی که در بند ب و ج، آن چیز که برای شکل گیری قتل عمدی لازم می باشد، صرفا آگاهی بر نوعا کشنده بودن اقدام می باشد و نه قصد قتل داشتن. البته در اینجا بایستی به نکته کاملا ظریفی تصریح داشت که در کلام فقها آمده می باشد و آن اینکه برای شکل گیری قتل عمدی براساس بند ب و ج، آگاهی بر کشنده بودن همیشگی و یقینی اقدام لزومی ندارد، بلکه آن چیز که برای شکل گیری این دو بند لازم می باشد، آگاهی از غالبا کشنده بودن آن می باشد. به بیانی دیگر لازم نیست، مرتکب بداند که اقدام او قطعا مرگ را به دنبال دارد؛ زیرا در این صورت مشمول بند الف خواهد بود، بلکه تنها دانستن و التفات به این امر که اقدام او به صورت غالبی و عادتا منجر به مرگ می گردد، برای شکل گیری قتل عمدی کافی می باشد. دقت در بند ب ماده 290 ق.م.ا و منابع فقهی مورد اقتباس مقنن در وضع این بند، نشان می دهد که برای شکل گیری آن، صرف اقدام نوعا کشنده کفایت نمی کند، بلکه طبق این بند، این اقدام بایستی عمدا صورت گیرد و با در نظر داشتن این که علم از لوازم عمد می باشد و حقوقدانان عمد را شامل علم و اراده دانسته اند، پس این مطلب که در صورت قتاله بودن آلت ارتکابی، علم و دانستن مرتکب به هیچ وجه مطرح نبوده و اقدام قطعا قتل عمدی می باشد، مخالف متون فقهی و بند ب و ج ماده 290 می باشد. زیرا همانطور که تصریح گردید بعضی فقها به صراحت علم مرتکب به خاصیت فعل خود را برای شکل گیری قتل عمدی بر اساس اقدام نوعا کشنده لازم دانسته اند(سپهوند: پیشین، 54).

نکته آخر در این قسمت، مطالعه تفاوت عبارات به کار رفته در بند های ب و ج می باشد. در حالی که در بند ج، به آگاه بودن قربانی تصریح شده می باشد، این مطلب در بند ب مسکوت مانده می باشد؛ علت این اختلاف همانطور که به درستی اظهار شده می باشد بدین علت می باشد که موردها مذکور در بند ج مانند بیماری، عموما از انظار مخفی بوده و در نتیجه با در نظر داشتن لزوم علم مرتکب به نوعا کشنده بودن اقدام خود و مخفی بودن وضعیت خاص قربانی، در انتهای بند از لزوم آگاهی قاتل سخن گفته شده می باشد، بدون آنکه از کلمه عمدا مانند بند ب در ابتدای این بند نیز بهره گیری گردد. به نظر ما هیچ فرقی بین عبارت آگاه و متوجه باشد در بند ج و قصد ایراد جنایت در بند ب نمی باشد و تنها به دلیل خاصیت پنهانی داشتن بعضی موردها بند ج، مانند بیماری پنهان متهم یا ناتوانی او مانند بلد نبودن شنا، لزوم آگاهی داشتن مرتکب در انتها بند ج، صراحتا ذکر گردیده می باشد که بحثی کاملا اثباتی می باشد به این شکل که اگر قتل در حالتی صورت گیرد که ناتوانی قربانی پنهان باشد، بار اثبات علم قاتل بر عهده شاکی می باشد، در حالی که در حالات دیگر مانند بعضی حالات مذکور در بندج (مانند کودکی و پیری) و تمامی موردها بند ب، بار اثبات خلاف یعنی نداشتن علم به نوعا کشنده بودن، بر عهده مرتکب می باشد، زیرا در بند ب، به علت کشنده بودن نوعی اقدام نسبت به تمامی افراد جامعه و نیز در حالات عیان ناتوانی مذکور در بند ج، مانند کودکی یا پیری یا بیماری عیان قربانی، بعلت کشنده بودن نوعی نسبت به آنها، قاتل، عالم فرض می گردد، مگر آنکه خلاف آنرا ثابت نماید. پس وجود قید به آن آگاه باشد در بند ج، به معنای عدم لزوم آگاهی در بند ب نبوده می باشد و همین عبارت به نوعی دیگر با قید کلمه عمدا در بند ب تکرار شده می باشد و حتی نمی توان گفت در بند ج اثبات آگاهی بر عهده شاکی و در بند ب اثبات خلاف آن بر عهده مرتکب می باشد، زیرا بعضی موردها بند ج مانند کودکی و پیری نیز هویدا و عیان بوده و از لحاظ اثباتی مانند بند ب، اثبات عدم علم در آنها بر عهده مرتکب خواهد بود. البته می توان ادعا نمود که امکان دارد در مورد هایی متهم مثلا از پیری مجنی علیه نیز بی خبر باشد، مانند زمانی که از پشت سر و بدون دیدن پیری مجنی علیه به او ضربه ای وارد کند و یا مجنی علیه به علت گریم و مانند آنها پیری خود را پوشانده باشد، در این موردها و مورد هایی شبیه آن که حتی می گردد در مورد کودک نیز مانند آن را تصور نمود، در صورت وارد آمدن ضربه ای که نسبت به مجنی علیه نوعا کشنده باشد، با در نظر داشتن پنهانی بودن آن ها، بار اثبات علم مرتکب به عهده شاکی بوده و در صورت عدم اثبات، قتل واقع شده شبه عمدی خواهد بود. خاطر نشان می گردد عبارت مذکور در قسمت آخر بند ج که «مشروط بر آنکه مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنیٌ‌علیه یا وضعیت خاص مکانی یا زمانی آگاه و متوجه باشد»، پس لازم می باشد مرتکب به کشنده بودن غالبی فعل خود نسبت به مجنی علیه آگاه باشد که البته این امر در حالات پنهان مذکور در بند ج مستلزم علم او به بیماری و ناتوانی مجنی علیه نیز می باشد(پورفرانی: 1388، 18).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   موانع شناسایی و اجرای آرای داوری قابل استناد از سوی محکوم علیه

3-3- نوع و چگونگی ارتکاب فعل در قتل عمدی

فعل ارتکابی را به اعتبار قابل نظاره بودن یا نبودن و به بیانی دیگر عینی و غیر عینی بودن، به دو دسته مادی و معنوی تقسیم کرده و هریک را جداگانه مطالعه می نماییم:

3-3-1-فعل مادی

فعل مادی عبارت می باشد از فعلی که بروز و ظهور عینی و خارجی یافته و قابل رویت و نظاره باشد. مانند چاقو زدن، شلیک کردن، خفه کردن با دست، پرتاب کردن از بلندی، ریختن سم در غذا، فریاد زدن و مانند آن. در تمامی مثال های گفته شده، فعل مرتکب ظهور خارجی داشته و قابل نظاره می باشد. با دقت در افعال مادی، اینگونه از افعال را نیز می توان به اعتبار برخورد و عدم برخورد به جسم مجنی علیه، به دو دسته مجزا تقسیم کرده و هر یک را جدا گانه مطالعه نمود:

3-3-1-1- فعل مادی اصابتی

این نوع از فعل، علاوه بر بروز و ظهور عینی و خارجی که خاص افعال مادی می باشد، جهت اثر گذاری، بایستی بر جسم مجنی علیه وارد شده و موجب مرگ وی گردد. اکثر قتلهای ارتکابی نیز با این نوع از افعال واقع می شوند، تیر زدن، سم خوراندن، خفه کردن، سر بریدن، مجروح کردن، در آب انداختن و مثالهای بسیار دیگر، همه از این دسته از افعال مادی می باشند. در تمامی مثالهای فوق، فعل ارتکابی از طرف قاتل، با اصابت بر جسم مجنی علیه، مرگ وی را به دنبال خواهد داشت. البته ارتکاب فعل به صورت مباشرتی و یا تسبیبی تفاوتی ندارد؛ مانند آنکه در حالت تیر اندازی و خفه کردن، اقدام مرتکب بصورت مباشرتی یعنی انداختن تیر و فشار با دست به بدن مجنی علیه وارد می گردد و در مثالهایی مانند انداختن مجنی علیه در آب و مانند آن، نیز انداختن در آب، بصورت تسبیبی موجب مرگ وی می گردد. به هر حال این نوع از فعل، شایع ترین و غالب ترین فعل مورد بهره گیری در قتل عمدی به شمار می رود. دقت در افعال مادی اصابتی نیز نشان می دهد که این افعال نیز بایستی به اعتبار چگونگی رسیدن به مرگ و یا به بیانی دیگر چگونگی صدمه وارده، به دو قسمت تقسیم می شوند:

3-3-1-1-1-فعل مادی اصابتی منجر به صدمات مادی

در این نوع از افعال مادی، اقدام مرتکب با اصابت به جسم مجنی علیه، سبب ایجاد صدمه مادی می گردد. صدمه مادی نیز صدمه ای می باشد که به صورت خارجی و عینی ظهور و بروز یافته و قابل رویت بر جسم مجنی علیه (اعم از قسمت های خارجی و داخلی) باشد. در حقیقت، اکثر قتلهای واقع شده در اجتماع از نوع اخیر می باشند، تیر اندازی به بدن فرد، خفه کردن وی، انداختن وی در چاه، سم خوراندن به وی و مثالهای بسیاری از این نوع، همگی مانند این نوع از فعل مادی می باشند که در آنها فعل ارتکابی قاتل، پس از برخورد با جسم مجنی علیه، روی آن اثر فیزیکی گذاشته و موجب مرگ وی می گردد. در معاینه جسد در این حالت نیز اثر اقدام قاتل، روی بدن قربانی هویدا بوده و ارتباط فعل قاتل و مرگ قربانی قابل تشخیص خواهد بود(سپهوند: پیشین، 96).

3-3-1-1-2- فعل مادی اصابتی منجر به صدمات معنوی

در این حالت، فعل ارتکابی علاوه بر مادی بودن، به جسم مجنی علیه نیز اصابت می کند اما صدمه حاصله از این فعل مادی نبوده و بلکه معنوی می باشد. صدمات معنوی، صدماتی می باشد که موجب آسیب و لطمه بر روح و روان مجنی علیه ونهایتا مرگ وی می گردد، بدون آنکه مادتا و در جسم قربانی قابل رویت باشند. برای مثال در صورتی که قاتل، قربانی را از پشت بام یک عمارت به پایین پرتاب نماید و قربانی قبل از تماس با زمین و در طول سقوط، در اثر ترس از افتادن، فوت نماید، فعل مادی اصابتی منجر به صدمه ی معنوی رخ داده می باشد، زیرا دست زدن و پرتاب کردن مجنی علیه مانند افعال مادی اصابتی و مرگ در اثر ترس، مانند صدمات معنوی می باشد. بدیهی می باشد در همین مثال، در صورتی که قربانی در اثر اصابت با زمین فوت نماید، فعل اصابتی منجر به صدمه مادی رخ داده می باشد. همینطور می باشد در صورتی که مجنی علیه که مورد تیر اندازی قاتل قرار گرفته می باشد، در اثر دیدن وضعیت تیر خوردگی و خون ریزی خود، از ترس قالب تهی کند.

3-3-1-2-فعل مادی غیر اصابتی

در این نوع از فعل، اقدام مرتکب به صورت مادی و عینی قابل رویت می باشد، اما این اقدام، بدون اصابت فیزیکی با جسم مجنی علیه، موجب مرگ وی می گردد. این نوع از افعال را بعضی حقوقدانان، افعال غیر مادی و بعضی فعل معنوی دانسته اند( میرمحمدصادقی: پیشین، 70).

گویا این نوع فعل را بایستی فعل مادی غیر اصابتی  دانست و اطلاق فعل غیر مادی و معنوی بر آن صحیح نمی باشد، زیرا همانطور که گفته گردید، بطور کلی فعل را بایستی به مادی و معنوی تقسیم نمود. فعل مادی نیز فعلی می باشد که دارای بروز و ظهور خارجی می باشد؛ در مثالهایی مانند ترساندن، شمشیر کشیدن، چاپ اعلامیه ترحیم دروغین و مانند آنها، که این حقوقدانان آنها را غیر مادی دانسته اند، فعل مادی یعنی فعلی قابل رویت و محسوس، از جانب قاتل انجام می شود و تنها صدمه وارد بر مجنی علیه، ممکن می باشد بصورت معنوی باشد. دقت در تالیفات حقوقی نیز نشان می دهد که بعضی از حقوقدانانی که ترساندن و شمشیر کشیدن و مانند آنها را مانند افعال غیر مادی دانسته اند، سحر و جادو را نیز در همین دسته جای داده اند(آقایی نیا: پیشین، 34).

درحالی که این دو نوع از افعال تفاوت ماهوی با هم داشته و قابل جمع در یک دسته نمی باشند. در تقسیم بندی افعال، آغاز بایستی به ارتباط بین قاتل و فعل ارتکابی وی توجه کرده و سپس به اصابتی و غیر اصابتی بودن این فعل به بدن مجنی علیه و نهایتا به نتیجه حاصله توجه نمود. ترساندن، شمشیر کشیدن، چاپ آگهی و مانند آن، همگی به علت بروز و ظهور خارجی مانند افعال مادی می باشند، زیرا مادتا و به صورت عینی قابل رویت و حس کردن هستند و البته به علت عدم تماس با جسم مجنی علیه، آنها را بایستی افعال مادی غیر اصابتی دانست. به هر حال این نوع از فعل نیز به اعتبار چگونگی حصول نتیجه، خود به دو قسمت تقسیم می گردد:

3-3-1-2-1- فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمات مادی

در این حالت از فعل، علی رغم مادی و غیر اصابتی بودن، صدمه وارده بر جسم مجنی علیه فیزیکی و مادی بوده و همین مطلب موجب مرگ وی می گردد. برای مثال در صورتی که مرتکب از بام آپارتمانی بلند، مجنی علیه را در حالت غفلت و ترس، بترساند و در اثر این ترس، وی به پایین پرتاپ شده و در اثر برخورد با زمین بمیرد یا مرتکب در تاریکی شب، قربانی را بترساند و در اثر این ترس، وی زمین خورده و به هلاکت برسد، علی رغم غیر اصابتی بودن فعل ارتکابی، صدمه وارده مادی بوده و بر جسم قربانی اثر مادی و قابل رویت بر جای می گذارد. ماده 499 در این خصوص اظهار یم دارد« هرگاه کسی دیگری را بترساند و آن شخص در اثر ترس بیاختیار فرار کند یا بدون اختیار حرکتی از او سر بزند که موجب ایراد صدمه بر خودش یا دیگری گردد، ترساننده حسب تعاریف جنایات عمدی و غیرعمدی مسؤول می باشد»، طبق ماده در این حالت نیز اقدام فرد، ترساندن، که عملی مادی و غیر اصابتی می باشد، می باشد و این اقدام، موجب صدمه مادی بر جسم قربانی بر اثر پرتاب کردن یا به درون چاه افتادن می گردد. مشروط کردن ضمان ترساننده به حالتی که ترس، موجب زوال اراده و اختیار قاتل گردد نیز، کاملا منطقی می باشد، زیرا اگر این طور نباشد، فرد با اراده و اختیار، خود را پرتاب نموده می باشد و در نتیجه ارتباط استناد بین فعل مرتکب و نتیجه حاصله قطع خواهد گردید(آقایی نیا: پیشین، 52).

3-3-1-2-2-فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمه معنوی

دسته‌ها: دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید