• «بشر» دومی نیز زاید می باشد، زیرا واضح می باشد که شخص دیگری (در این تعریف مرتکب) بشر می باشد و موضوع حقوق جزا، بشر و اقدام وی و پس، جمادات و حیوانات از مشمول مقررات جزایی خارج می باشند؛ پس معقول می باشد که این دیگری بشر می باشد.
  • با در نظر داشتن مطالب فوق، می توان تعریف ذیل را جامع، مانع، مفید و مختصر دانست: « قتل عمدی عبارت می باشد از سلب عمدی حیات از دیگری». در این تعریف، وقتی می گوییم دیگری، یعنی، شخصی به غیر از خود، که آن شخص نیز زنده می باشد. به این ترتیب، خودکشی را از بحث بیرون می بریم و قتل را دیگرکشی می دانیم. این قتل درجایی اتفاق می افتد که حداقل دو نفر در صحنه هستند و هر دو از مصادیق و موضوعات حقوق جزا می باشند.

    2-2-1-3-3- تعریف قانونی از قتل عمدی

    مقنن از قتل عمدی تعریفی ارائه ننموده می باشد و فقط به ذکر موردها قتل عمدی اکتفا نموده می باشد. ماده 290 ق. م .ا در این خصوص اظهار می دارد« جنایت در موردها زیر عمدی به شمار می رود:

    الف- هرگاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا فرد یا افرادی غیرمعین از یک جمع را داشته باشد و در اقدام نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع گردد، خواه کار ارتکابی نوعاً موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن بشود، خواه نشود.

    ب- هرگاه مرتکب، عمداً کاری انجام دهد که نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن، می گردد، هرچند قصد ارتکاب آن جنایت و نظیر آن را نداشته باشد اما آگاه و متوجه بوده که آن کار نوعاً موجب آن جنایت یا نظیر آن می گردد.

    پ- هرگاه مرتکب قصد ارتکاب جنایت واقع شده یا نظیر آن را نداشته و کاری را هم که انجام داده می باشد، نسبت به افراد متعارف نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن، نمی گردد لکن درخصوص مجنیٌ علیه، به علت بیماری، اشکال، پیری یا هر وضعیت دیگر و یا به علت وضعیت خاص مکانی یا زمانی نوعاً موجب آن جنایت یا نظیر آن می گردد مشروط بر آن که مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنیٌ علیه یا وضعیت خاص مکانی یا زمانی آگاه و متوجه باشد.

    ت- هرگاه مرتکب قصد ایراد جنایت واقع شده یا نظیر آن را داشته باشد، بدون آنکه فرد یا جمع معینی مقصود وی باشد، و در اقدام نیز جنایت مقصود یا نظیر آن، واقع گردد، مانند اینکه در اماکن عمومی بمب گذاری کند.
    تبصره 1- در بند (ب) عدم آگاهی و توجه مرتکب بایستی اثبات گردد و در صورت عدم اثبات، جنایت عمدی می باشد مگر جنایت واقع شده فقط به علت حساسیت زیاد موضع آسیب، واقع شده باشد و حساسیت زیاد موضع آسیب نیز غالباً شناخته شده نباشد که در این صورت آگاهی و توجه مرتکب بایستی اثبات گردد و در صورت عدم اثبات، جنایت عمدی ثابت نمی گردد.

    تبصره 2- در بند (پ) بایستی آگاهی و توجه مرتکب به اینکه کار نوعاً نسبت به مجنیٌ علیه ، موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن می گردد ثابت گردد و درصورت عدم اثبات، جنایت عمدی ثابت نمی گردد. دانلود متن کامل در سایت sabzfile.com

    قتل، بطور کلی عبارت می باشد از:«سلب حیات از دیگری» اعم از اینکه عمدی باشد، شبه عمدی باشد و یا خطئی، یعنی یک وجه مشترک میان انواع قتل هست و آن «سلب حیات از دیگری» می باشد. پس موجب تقسیم، می بایستی عنصر معنوی باشد و نه عنصر مادی.  با مطالعه موردها ماده 290 ق.م.ا ملاحضه می گردد که مصادیق این ماده با تعاریف به اقدام آمده از قتل عمدی، کمتر منطبق می باشد و برمقنن می باشد که موردها این ماده را منطبق با تعریف حقوقی اصلاح نماید( گلدوزیان: 1393، 283).

    2-2-2-درجات قتل عمدی

    2-2-2-1- قتل عمد همراه با قصد صریح یا مستقیم

    همانطور که در اظهار گردید، در خصوص انواع قصد اظهار شده می باشد قتل عمد همراه با قصد صریح وقتی می باشد که فاعل به روشنی قصد کشتن دیگری را داشته و اراده ابتدایی وی بر قتل یا سلب حیات از مجنی علیه تعلق گرفته می باشد. در این صورت چگونگی انجام فعل ارتکابی و ویژگیهای آلات و ابزار جنایت در نوع جرم مؤثر نبوده و در هر صورت جنایت مذکور عمدی قلمداد می گردد، زیرا قصد جانی در سلب حیات از مجنی علیه محقق شده می باشد. حقوقدانان در مطالعه انواع قتل عمدی، بند الف ماده 290 قانون مجازات اسلامی را به عنوان قتل عمد همراه با قصد صریح عنوان نموده اند که اظهار می دارد «مورد هایی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معین یا فرد یا افرادی غیرمعین از یک جمع را دارد خواه آن کار نوعاً کشنده باشد خواه نباشدولی در اقدام سبب قتل گردد. آقای دکتر گلدوزیان در کتاب محشای قانون مجازات در این خصوص اظهار می دارد که قتل عمد وقتی می باشد که به قصد سلب حیات از مجنی علیه ضمن آگاهی قبلی قاتل از نتیجه حاصل از فعل مجرمانه ارتکاب یابد. به بیانی دیگر قاتل با اقدام به اینکه اقدام او منتهی به نتیجه خلاف قانون آدم کشی می گردد عامداً مرتکب اقدام گردد( پیشین، 285).
    جستجو در سایت :   


    در حقوق کامن لا، قتل عمد عبارت از کشتن غیرقانونی یک شخص توسط شخص دیگر همراه باسبق تصمیم می باشد، در واقع قضات در آغاز برای شکل گیری قتل عمدی لازم می دانستند که متهم عملاً قصد قتل از پیش اندیشیده شده ای را داشته باشد، هر چند احتمالاً کینه و امثال آن هیچگاه در اقدام ضرورتی نداشته می باشد. متعاقب آن به موجب قوانین موضوعه انگلیس، سلب حیات عمدی از دیگری از طریق مسموم کردن یا کمین کردن، قتل عمدی به شمار آمد، اما گویا این دو مورد چیزی بیشتر از انواع مورد هایی که شامل قصد قبلی قتل بود نباشد، یعنی تقریباً همان معنای لغوی «سوءنیت قبلی». پس در این مقطع از تاریخ قتل کیفری، تنها یک نوع قتل عمدی وجود داشته می باشد: کشتن دیگری بر خلاف قانون با قصد قبلی قتل. گاه می گردد که جانی با قصد صریح بر قتل دیگری دست به ارتکاب عملی می زند که عادتاً منتهی به فوت می گردد، با قصد قتل دیگری را از ارتفاع زیاد به پایین می افکند و مجنی علیه را می کشد و در مورد هایی هم ممکن می باشد ضمن قصد ابتدایی جنایت، عملی را مرتکب گردد که عادتاً حصول قصد نتیجه آن نمی باشد امّا با ارتکاب آن امیدوار می باشد که قتل واقع گردد. پس بروز جنایت به سبب آن فعل، هر چند نادراً محتمل بوده می باشد و جانی بر این احتمال امید بسته می باشد، مثلاً کسی که مجنی علیه را جلوی شیری که خوی وحشی گری خود را از دست داده می باشد، بیندازد، در حالی که امید و آروزی قتل وی بوسیله آن شیر دارد. البته متداول ترین نوع قتل عمدی، نوع همراه با قصد قتل می باشد و آن در موردی می باشد که: « الف»  با قصد قتل، « ب» با انجام عملی موفق به کشتن او می گردد. معمولاً در موردی که اقدام الف سبب مرگی می گردد، نشانه گیری او خوب بوده می باشد: بدین معنی که سلاح کشنده خود را به طرف «ب» و به قصد قتل او نشانه رفته و به وی اصابت و او را کشته می باشد. امّا گاهی اوقات نشانه گیری او خوب نیست و به «ب» اصابت نمی کند، بلکه به ج برخورد کرده و او را می کشد و البته، با وجود این، الف محکوم به قتل عمدی« ج» نخواهد بود(واین آر، لفو: 1383، 21).

    این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   معرفی شیوه­های جایگزین یا غیرقضایی حل و فصل اختلافات

    آقای دکتر شامبیاتی در تقسیم بندی انواع قتل، در یکی از انواع آنها قتل را به قتل با سوءنیت جازم و قتل با سوءنیت احتمالی اظهار می داد که با در نظر داشتن توضیحاتی که در خصوص قتل با سوءنیت جازم اظهار می دارد به نظر می آید که قتل با سوءنیت جازم همان قتل ناشی از قصد صریح باشد که اینگونه اظهار می دارد: در قتل با سوءنیت جازم، قاتل با علم و آگاهی نسبت به اقدام ارتکابی، مرتکب قتل می گردد و حین ارتکاب نیز خواستار نتیجه اقدام خود که همان سلب حیات می باشد، می باشد.  پس در قتل عمد همراه با قصد صریح یا مستقیم قاتل دارای عمد محض می باشد. یعنی قاتل دارای میل و خواست درونی می باشد بدین معنا که قاتل هم دارای قصد فعل و هم دارای قصد نتیجه می باشد( شامبیاتی: 1390، ج2، 93).

    2-2-2-2- قتل عمد همراه با قصد غیرصریح یا غیرمستقیم

    در مورد هایی ممکن می باشد مرتکب قتل بدون آنکه قصد صریح بر وقوع قتل داشته باشد، قصد فعل وی به تنهایی در شکل گیری عمد کافی می باشد. در این صورت فعل ارتکابی از چنان خصوصیاتی برخوردار می باشد که به موجب آن می توان قصد مجرمانه را مفروض تلقی نمود، مصداق این نوع قتل، بندهای «ب» و «ج» ماده 290 قانون مجازات اسلامی می باشد. درخصوص قتل عمد همراه با قصد غیرصریح در حقوق انگلستان به این شکل اظهار شده می باشد که متهمی که نمی خواهد یا قصد ندارد که نتیجه ای را موجب گردد امّا تقریباً مطمئن می باشد که آن نتیجه رخ خواهد داد، مثال قدیمی این مورد مثال شخصی می باشد که به قصد گرفتن خسارت از شرکت بیمه بمبی را در هواپیما کار می گذارد تا در حین پرواز منفجر گردد هر چند او می داند که عملاً تردیدی در کشته شدن مسافرین وجود ندارد. یا آتش زدن انبار به مقصود دریافت خسارت از شرکت بیمه که منجر به قتل و مرگ نگهبان انبار می گردد. در این خصوص می دانیم که قاتل علاقه و میلی نسبت به قتل شاگرد ندارد اما نسبت به این موضوع آگاهی دارد و در حالیکه می داند که مثلاً 80 درصد احتمال کشته شدن قربانی هست( فخر و فانی: 1390، 205).

    2-2-2-3- قتل عمد همراه با قصد احتمالی یا بی پروایی

    دسته‌ها: دسته‌بندی نشده

    دیدگاهتان را بنویسید