دکتر محمد رضا براتی

استاد مشاور:

دکتر ابراهیم ابراهیم تبار

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی گردد

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود می باشد)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

فهرست مطالب:

سرآغاز سخن ………………………………………………………………………………………………………. 2

فصل اول : کلیات

اخلاق………………………………………………………………………………………………………………. 8

علم اخلاق چیست؟………………………………………………………………………………………………… 12

مسائل اخلاقى در قرآن ……………………………………………………………………………………………. 15

بازگشت‏به اصول اخلاقى در قرآن ………………………………………………………………………………….. 18

فصل دوم : جهان بینی سعدی جستجو در سایت :   

جهان بینی سعدی………………………………………………………………………………………………….. 22

تاثیر پذیری سعدی از قرآن در بوستان ………………………………………………………………………………… 25

تربیت ، محور اندیشه سعدی…………………………………………………………………………………………. 26

زمینه های انسانی ، اخلاقی و اجتماعی در گلستان و بوستان………………………………………………………. 38

نگاهی به اندیشه های اجتماعی و سجایای اخلاقی سعدی………………………………………………………….. 40

تفسیر زندگی یا رمز و رازهایی از حکمت عملی سعدی………………………………………………………………. 42

فصل سوم : اخلاق در بوستان

اخلاق در عرصه ی روابط انسانی………………………………………………………………………………….. 45

 اخلاق در بوستان………………………………………………………………………………………………….. 47

آرمان شهر سعدی در بوستان ………………………………………………………………………………………. 49

اخلاق از نظر حکمای ایرانی………………………………………………………………………………………… 56

اخلاق در ادبیات ایران……………………………………………………………………………………………… 59

عفت گرایی و نفس کشی………………………………………………………………………………………….. 63

فصل چهارم : یافته ها

مضامین اشعار سعدی………………………………………………………………………………………………. 69

گرامیداشت عقل، علم و اقدام……………………………………………………………………………………… 70

تقوا و پرهیزکاری…………………………………………………………………………………………………… 71

تواضع…………………………………………………………………………………………………………….. 72

جوانمردی………………………………………………………………………………………………………….. 76

صبر………………………………………………………………………………………………………………… 78

صدقه (دهش) در راه خدا………………………………………………………………………………………… 82

قناعت……………………………………………………………………………………………………………… 85

بشر دوستی و همدردی با دیگران…………………………………………………………………………………. 89

به جانیاوردن شکر خدا ……………………………………………………………………………………………. 93

عدل ،تدبیر و رأی ………………………………………………………………………………………………….. 97

رضا و خشنودی …………………………………………………………………………………………………… 99
دانلود متن کامل در سایت sabzfile.com
نیکوکاری ………………………………………………………………………………………………………….. 99

فصل پنجم : نتیجه گیری

نتیجه گیری………………………………………………………………………………………………………… 103

منابع و مآخذ……………………………………………………………………………………………………… 106

مقالات…………………………………………………………………………………………………………….. 110

چکیده:

پژوهش حاضر پیرامون ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی می باشد.هدف ازاین پژوهش مطالعه آموزه های اخلاقی دربوستان سعدی می باشد.روش این پژوهش قیاسی ،استقرایی می باشد درابتدای پایان نامه روش ما به صورت قیاسی می باشد که مطالب رابه طورکلی اظهار کردیم ماننداخلاق وویژگی های آن وسپس به شیوه ی استقرایی می باشد وبه تبیین مطالب جزء به جزءپرداخته شده می باشد که آموزه های اخلاقی دربوستان سعدی می باشد. کوشش ما آن بوده می باشد که تا حد امکان تنها به معرفی اخلاقیات‌ بپردازیم.توجه این اخلاقیات به عقل،آن را از خطر تعصب دور نگهداشته و همواره اخلاق کامل موافق شریعت و طریقت بوده می باشد.

در تدوین این پژوهش از آثار اندیشمندانی زیرا عبدالحسین زرین کوب ، ذبیح اله صفا و کلیات سعدی بهره گیری نمودم . درپایان نتیجه ای که می توان ازاین پژوهش دریافت این می باشد که سعدی به حق معلم اخلاق بوده و در علوم دینی و حکمت عملی و عرفان و سیاست و شناخت اجتماع متبحر و استادبوده می باشد.

سرآغاز سخن:

با نگاهی گذرا به درون مایه اغلب اشعار و حکایات سعدی معلوم می گردد که وی علاوه بر داشتن طبعی خلاق و برخورداری می باشد.از قدرت سخنوری و هنر شاعری، خردمندی فرزانه و معلمی راه شناس و آگاه از رمز و رازهای هستی بوده می باشد؛ و به سهم خود کوشیده می باشد تا اسرار حیات متعالی و هدفدار بشر را به صورت لطیف ترین تعبیرات تفسیر کند. فراز و نشیب های راه زندگی را ضمن دستورالعمل هایی خردمندانه نشان دهد. به راستی این وظیفه خطیر را آن گونه دقیق و استادانه به انجام رسانیده می باشد که کلامش در پاره ای موردها رنگی از سخنان انبیا و عطر و بویی از کتب آسمانی یافته می باشد. و از لحاظ کثرت استعمال در ردیف کلمات قصار و ضرب المثل های متداول در زبان فارسی درآمده می باشد.

در اشعار نغز سعدی، غیر از از موضوعاتی که تاکنون برشمردیم از ارزشهای معنوی دیگر، هر چه که مقدس و والاست ، از دیدگاه اسلامی در زمره جنود عقل به شمار می رود. ستایش شده و هر چیز ناپسند و فرومایه که جزء جنود جهل به شمار می رود، نکوهش و تقبیح گردیده می باشد.

سعدی به حق معلم اخلاق بوده و در علوم دینی و حکمت عملی و عرفان و سیاست و شناخت اجتماع متبحر و استاد، در بوستان که آکنده از نیکی و پاکی و ایمان و صفاست و شاعر با گشودن ده باب به روی کسانی که قصد گل گشت در این فضای معنوی دارند. آنان را به آرمان شهری از اخلاق و فضیلت رهنمون می گردد. که در چشم انداز زیبای آن بشر بر قله رفیع آدمیت برمی آید و از رذایل اخلاقی پاک و منزه می گردد. اسراری از حیات متعالی بشر تفسیر گردیده می باشد. و راز و رمزهایی از حکمت عملی در قالب تعابیر لطیف، اظهار شده می باشد .                    

از این رو در کوشش بر آمدم تا به مدد از خداوند متعال و به زمینه ی علاقه خویش به مطالعه فرهنگ فضایل اخلاقی در بوستان سعدی بپردازم ، به همین مقصود با مطالعه و مطالعه های چند و با یاری از استاد گران قدر جناب آقای دکتر محمد رضا براتی موضوع اخلاق در بوستان سعدی را بر گزینم . پس از تصویب موضوع پایان نامه و با شوق و کوشش پیگیر در پرتو راهنمایی های استاد بزرگوار دکتر محمدرضابراتی به جمع آوری منابع پرداختم.

ساختار و روش کار این پژوهش ، به روش قیاسی ، استقرایی از کتابهای نویسندگان و ادیبان بزرگ همچون دکتر ذبیح اله صفا و … بهره بردم.

به گونه کلی پژوهش پیرامون اخلاق در بوستان سعدی می باشد که درچهار فصل تدوین شده می باشد.

  • این فصل شامل کلیات و مقدمات می باشد .دراین فصل ابتدابه طورکلی به اخلاق و ویژگی های آن پرداخته شده می باشد.2-این فصل شامل جهان بینی سعدی می باشد.3- این فصل شامل اخلاق در بوستان می باشد . 4-این فصل شامل یافته ها می باشد .

در پایان بر خود فرض می دانم که مراتب سپاس و قدردانی خویش را از استاد فرزانه راهنما جناب آقای دکترمحمدرضابراتی ابراز دارم که با راهنمایی های بخردانه مرا یاری نمودند . همچنین تشکر فراوان دارم از جناب آقای دکتر ابراهیم ابراهیم تبار که این جانب را از توفیق مشاوره خویش محروم ننموده اند.

فصل اول: کلیات

اخلاق:

«اخلاق»جمع «خُلق»وبه معنای نیرو وسرشت باطنی بشر می باشد که تنها با دیدۀ بصیرّت وغیر ظاهری قابل درک می باشد.پیش روی،«خَلق»به شکل وصورت محسوس وقابل درک ، چشم ظاهر گفته می گردد؛همچنین «خُلق»را صفت نفسانی راسخ نیز می گویند که بشر،افعال متناسب با آن صفت را بی درنگ،انجام
می دهد،مثلاً فردی که دارای «خلق شجاعت»می باشد.در رویا رویی با دشمن،تردید به خود راه نمی دهد.(راغب اصفهانی،1340:159).

اخلاق در اصطلاح عالمان این فن برگرفته شده از همان معنای لغوی می باشد.از دیدگاه آنان خُلق در اصطلاح ملّکه ای نفسانی می باشد که به اقتضایی آن،فعلی به سهولت و بدون نیاز به فکر کردن از بشر صادر می گردد.ملکه آن دسته از کیفیّات نفسانی می باشد که به کندی از بین می رود ودر برابر دسته دیگری از آن به نام حال؛به سرعت زوال می پزیردو(ابن مسکویه،1 اخلاق در اصطلاح عالمان این فن برگرفته شده از همان معنای لغوی می باشد.از دیدگاه آنان خُلق در اصطلاح ملّکه ای نفسانی می باشد که به اقتضایی آن،فعلی به سهولت و بدون نیاز به فکر کردن از بشر صادر می گردد.ملکه آن دسته از کیفیّات نفسانی می باشد که به کندی از بین می رود ودر برابر دسته دیگری از آن به نام حال؛به سرعت زوال می پزیرد.(ابن مسکویه،1961:27)

این حالت استوار درونی،ممکن می باشد در فردی به گونه طبیعی،ذاتی وفطری وجود داشته باشد؛مثلاً کسی که به سرعت عصبانی می گردد ویا به اندک بهانه ای شاد می گردد.منش ها دیگرخُلق،وراثت،تمرین وتکراراست؛ماننداینکه نخست با تردید ودودلی اعمال شجاعانه انجام می دهد تابه تدریج و بر اثرتمرین،در نفس او صفت راسخ شجاعت به وجود می آید؛به طوری که از این پس بدون تردید،شجاعت می ورزد.(ابن مسکویه،1961:51).

همین معنا را نصیرالدین طوسی در اخلاق ناصری،فیض کاشانی در حقایق، ملا صدرا در اسفاراربعه نقل کرده اند.هم چنان که مطهری در تعریف آن چنین آورده که:«فرایندی که منجر به ایجادعادت وطبیعت ثانوی ویا ملکاتی که با اختیار وتلاش پیگیر در روح بشربه وجود می آید تصریح دارد.»(مطهری،1346:17).

پس در ارتباط معنای لغوی واصطلاحی اخلاق می توان گفت که اخلاق اعم از ملکات اخلاقی و همه کارهای ارزشی بشر که متصف به خوب وبد می گردد و می توانند برای نفس انسانی کمالی را فراهم آورند یاموجب پیدایش رذیلت ونقص در نفس شوند را در بر می گیرد.بر این اساس موضوع اخلاق موضع وسیعی می باشد که شامل ملکات وحالات نفسانی وافعالی می گردد که رنگ ارزشی داشته باشد.

حضرت در عهد نامه مالک اشتر از آن کارگزار با اخلاص خودمی خواهد که مانند پرنده باشد تا همه بشر ها زیر بال های محبت بارش ، آرامش یابند و مانند درنده نباش که با قوه قهریه و خشونت ، گوشت بدن مردم را بخورد : و لا تکونَنَّ علیهم سبعا ضاریاَ تَعتَنِهُم اِللهُم فَانّهُم صَنفانٍ امّا اَخً لَکَ فی الدین و رامّا نَظیرٌ فی الخَلقَ (شهیدی، 1376: 9) .

پس اخلاق یکی از بزرگترین قوای محرکه ی جهان می باشد و در کمال تظاهرات خود ، طبیعت انسانی را در عالی ترین شکل آن مجسّم می سازد.

بی شک بحثهای اخلاقی از زمانی که بشر گام بر روی زمین گذارد آغاز گردید، زیرا ما معتقدیم که حضرت آدم علیه السلام پیامبر خدا بود، نه تنها فرزندانش را با دستورهای اخلاقی آشنا ساخت بلکه خداوند از همان زمانی که او را آفرید و ساکن بهشت ساخت مسائل اخلاقی را با اوامر و نواحی اش به او آموخت.

سایر پیامبران الهی یکی پس از دیگری به تهذیب نفوس و تکمیل اخلاق که خمیر مایه سعادت انسانها می باشد پرداختند، تا نوبت به حضرت مسیح علیه السلام رسید که بخش عظیمی از دستوراتش را موضوعات اخلاقی تشکیل می دهد، و همه پیروان و علاقه مندان او، وی را به عنوان معلم بزرگ اخلاق می شناسند.

اما بزرگترین معلم اخلاق پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بود که با شعار «انما بعثت لا تم-م مکارم الاخلاق» مبعوث گردید و خداوند درمورد خود او فرموده می باشد: «و انک لعلی خلق عظیم؛ اخلاق تو بسیار عظیم و شایسته می باشد! »

در میان فلاسفه نیز بزرگانی بودند که به عنوان معلم اخلاق از قدیم الایام شمرده می شدند، مانند: افلاطون، ارسطو، سقراط و جمعی دیگر از فلاسفه یونان.

به هر حال بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله امامان معصوم علیهم السلام به گواهی روایات اخلاقی گسترده ای که از آنان نقل شده، بزرگترین معلمان اخلاق بودند؛ و در مکتب آنها مردان برجسته ای که هر کدام از آنها را می توان یکی از معلمان عصر خود شمرد، پرورش یافتند.

زندگانی پیشوایان معصوم علیهم السلام و یاران با فضیلت آنان، گواه روشنی بر موقعیت اخلاقی و فضائل آنها می باشد.

اما این که «علم اخلاق» از چه زمانی در اسلام پیدا گردید و مشاهیر این علم چه کسانی بودند داستان مفصلی دارد که در کتاب گرانبهای «تاسیس الشیعه لعلوم الاسلام» نوشته آیت الله صدر، به گوشه ای از آن تصریح شده می باشد.

نامبرده این موضوع را به سه بخش تقسیم می کند:

الف – می گوید اولین کسی که علم اخلاق را تاسیس نمود امیر مؤمنان علی علیه السلام بود که در نامه معروفش (به فرزندش امام مجتبی علیه السلام ) بعد از بازگشت از صفین، اساس و ریشه مسائل اخلاقی را تبیین فرمود؛ و ملکات فضیلت و صفات رذیلت به عالیترین وجهی در آن مورد تحلیل قرار گرفته می باشد!

این نامه را (علاوه بر مرحوم سید رضی در نهج البلاغه) گروهی دیگر از علمای شیعه نقل کرده اند.

بعضی از دانشمندان اهل سنت مانند ابو احمد حسن بن عبدالله عسکری نیز در کتاب الزواجر و المواعظ تمام آن را آورده و می افزاید:

«لو کان من الحکمه ما یجب ان یکتب بالذهب لکانت هذه؛ اگر از کلمات پندآموز، چیزی باشد که با آب طلا بایستی نوشته گردد، همین نامه می باشد! »

ب – نخستین کسی که کتابی به عنوان «علم اخلاق» نوشت اسماعیل بن مهران ابی نصر سکونی بود که در قرن دوم می زیست، کتابی به نام صفه المؤمن و الفاجر تالیف نمود (که نخستین کتاب شناخته شده اخلاقی در اسلام می باشد) .

ج – نامبرده سپس گروهی از بزرگان این علم را اسم می برد ( هر چند صاحب کتاب و تالیفی نبوده اند، از آن جمله:

«سلمان فارسی» می باشد که از علی علیه السلام درمورد اش نقل شده که فرمود: «سلمان فارسی مثل لقمان الحکیم – علم علم الاول و الاخر، بحر لاینزف، و هو منا اهل البیت؛ سلمان فارسی همانند لقمان حکیم می باشد – دانش اولین و آخرین را داشت و او دریای بی پایانی بود و او از ما اهل بیت می باشد. »

2 – «ابوذر غفاری» می باشد ( که عمری را در ترویج اخلاق اسلامی گذراند و خود نمونه اتم آن بود. درگیری های او با خلیفه سوم «عثمان» و همچنین «معاویه» در مسائل اخلاقی معروف می باشد؛ و سرانجام جان خویش را نیز بر سر این کار نهاد.

3 – «عمار یاسر» می باشد که سخن امیرمؤمنان علی علیه السلام درمورد او و یارانش مقام اخلاقی آنها را روشن می سازد، فرمود: «این اخوانی الذین رکبوا الطریق ومضوا علی الحق، این عمار… ثم ضرب یده علی لحیته الشریفه الکریمه فاطال البکاء، ثم قال: اوه علی اخوانی الذین تلوا القران فاحکموه، وتدبروا الفرض فاقاموه، احیوا السنه واماتوا البدعه؛ کجا هستند برادران من! همانها که سواره به راه می افتادند و در راه حق گام بر می داشتند، کجاست عمار یاسر! … سپس دست به محاسن شریف خود زد و مدت طولانی گریست، پس از آن فرمود: آه بر برادرانم همانها که قران را تلاوت می کردند و به کار می بستند، در فرائض دقت می کردند و آن را به پا می داشتند، سنتها را زنده کرده، و بدعتها را میراندند! »

4- «نوف بکالی» که بعد از سنه 90 هجری چشم از جهان پوشید، و دارای مقام والایی در زهد و عبادت و علم اخلاق می باشد.

5- «محمد بن ابی بکر» که راه و روش خود را از امیرمؤمنان علی علیه السلام می گرفت و در زهد و عبادت گام در جای گامهای او می نهاد، و در روایات به عنوان یکی از شیعیان خاص علی علیه السلام شمرده شده و در اخلاق، نمونه بود.

6- «جارود بن منذر» که از یاران امام چهارم و پنجم و ششم بود و از بزرگان علما می باشد و در علم و اقدام و جامعیت مقام والائی دارد.

7- «حذیفه بن منصور» که از یاران امام باقر و امام صادق و امام کاظم: بود و درمورد او گفته شده: «او علم را از این بزرگواران اخذ کرده و نبوغ خود را در مکارم اخلاق و تهذیب نفس نشان داد. »

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه ارشد : شرح سیصد غزل آغازین حزین لاهیجی